تهمت نمی بخوانید طالبان مختصری از آنجا که او مشغول خواندن نیست Coronavirus مختصر

Donald Trump at desk in Oval Office.
عکس توسط داگ میلز / استخر / گتی

واشنگتن (به Borowitz گزارش)—دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن را نمی خواند ریاست جمهوری روزانه مختصری در مورد روسیه پرداخت طالبان برای حمله به نیروهای ایالات متحده از آنجا که او مشغول خواندن نیست, ریاست جمهوری روزانه مختصر در مورد coronavirus, کاخ سفید روز دوشنبه گفت:.

Kayleigh McEnany کاخ سفید مطبوعاتی وزیر با عصبانیت متهم به خبرنگاران گفت که “ناآگاه” چقدر تهمت است به عنوان خوانده شده در یک روز داده می شود.

“روز در, روز, رئیس جمهور است به چشم پوشی از دادخواستها در طیف گسترده ای از افراد” McEnany گفت. “خود” فراموش نمی به عنوان خوانده شده’ جعبه سرشار است.”

“من می خواهم برای دیدن هر یک از شما سعی می کنید به خواندن تمام چیزهای که” او گفت:. “این آسان نیست به خصوص زمانی که دادخواستها باید کلماتی مانند”فوری“و”باید به عنوان خوانده شده‘ مهر در حروف قرمز روی آنها.”

پس از شلاق در مطبوعات McEnany ذخیره شده ترین تاول سخنان برای نویسندگان ریاست جمهوری روزانه دادخواستها خود را. “هر کسی که انتظار دارد این رئیس جمهور برای پیدا کردن چیزی مهم با خواندن نمی داند دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن” او گفت:.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

فقط به دلیل شما می توانید معنا نیست که شما باید

Carlos Alvarez / گتی

این امر احساس خوبی به شما بدهد ، به آغوش دوستان ما به دیدار پدربزرگ و مادربزرگ های ما. به خوردن یک وعده غذایی فقط یکدر یک رستوران میز به جای روی نیمکت شاید حتی بدون بچه ها در دو. حتی یک دنیوی بعد از در حال اجرا errands—خرید گرفتن کوتاه کردن مو و رفتن به ورزشگاه خواهد بود با شکوه.

هیچ پاداش برای پرهیز از این چیزها—فقط امیدوارم شرایطی از عواقب. و به تازگی قوانین کمتر به سمت چپ برای جلوگیری از هر کسی حتی به عنوان coronavirus مورد اعداد در ایالات متحده افزایش است. که به معنی آن است در هر یک از ما به خودمان جلوگیری از انجام کارهای غیر ضروری که ما می دانیم قرار داده خواهد شد دیگران در معرض خطر حتی اگر کسانی که همه چیز از لحاظ فنی مجاز است. مبارزه برای جلوگیری از coronavirus است; آن را فقط ورود به یک مرحله جدید است که در آن انتخاب فردی مهم تر از همیشه.

ایالات متحده در نوسان از “بازگشایی” کلمه ای است که می تواند هر تعداد از چیزها بسته به جایی که شما زندگی می کنند. بسیاری از ایالت ها اجازه داده اند, خرده فروشی, فروشگاه ها رستوران ها سالن های ورزشی و سالن برای بازگشایی به صورت حضوری خدمات (بسیاری در کاهش ظرفیت) و یا با توجه به اجازه می دهد آنها را به انجام این کار در آینده نزدیک. در برخی از مکان های سینما و استخر بازگشایی شد به بیش از حد.

در این بیماری همه گیر را در اوایل روز در ایالات متحده کارشناسان بهداشت اعلام کرد, اهمیت, اجتماعی, فاصله, اما افراد تا حد زیادی خود به خود بدانند چگونه به درخواست مشاوره که به زندگی روزانه خود را. پس از آن نمایندگان مجلس شروع به گرفتن مسئولیت برای شکل دادن به آمریکایی ها رفتار. سفارشات است که بسیاری از دولت های ایالتی و محلی آغاز صدور در مارس و آوریل به تنها ماندن در خانه تا آنجا که شما احتمالا می تواند—ممکن است سنگین به دنبال اما حداقل آنها ساده است.

در حال حاضر دانستن اینکه چه چیزی مجاز در منطقه شما نیاز به دنبال کردن دولت خود را با سیاست و همچنین در خود شهر و یا شهرستان را سیاست. برای مثال تگزاس در حال حاضر ممنوع, هوای آزاد, گردهمایی بیش از 100 نفر در حالی که شهر Austin ممنوع اجتماعی در گروه های بیش از 10 (به استثنای کسانی که به اشتراک گذاشتن یک خانه). و از آنجا که بسیاری از مکان ها را تقسیم بازگشایی مجدد طرح به مرحله کسانی که سیاست تغییر خواهد کرد در طول زمان است. برخی از سیاست های خطرناک اتاق تکان دادن—مثلا خوار گزارش کرده است که اجتماعی-فاصله اقدامات “توصیه می شود اما اجرا نیست” برای ناهار خوردن در خدمات در رستوران ها در هر دو کارولینای جنوبی و داکوتای جنوبی. کشورهای دیگر مانند تنسی و ویسکانسین “به شدت تشویق” مراجعان به پوشیدن ماسک در کسب و کار, اما نیازی به آن است.

اگر چه آنچه که ما می توانید انجام دهید تا به سرعت در حال تغییر آنچه که ما باید انجام دهید تغییر زیادی نکرده است. عمومی-کارشناسان بهداشت هشدار داده بود که متحده شد و به احتمال زیاد بازگشایی بیش از حد به زودی برای ایمنی. زمانی که همکار من جو Pinsker خواسته کارشناسان ممکن است آنچه را که آنها امن تلقی به عنوان اقتصاد بازگشایی آنها بر خطرات داخلی هر گونه تجمع; در همین حال برخی از ایالت ها در حال حاضر مجاز فروشگاه های خرده فروشی و رستوران ها به بازگشایی در ظرفیت محدود. در حال حاضر برخی از کشورهای است که سخت ترین ضربه مانند آریزونا و تگزاس می گوید که محدودیت برداشته شود. هر دو ایالت آریزونا و تگزاس همراه با کشورهای دیگر در حال حاضر متوقف شده و یا نورد جنبه های خود را بازگشایی برنامه به عنوان یک نتیجه از این موج جدید در مورد.

شام خوردن در خارج از منزل در یک رستوران در شرق روستا در شهر نیویورک در تاریخ 28 ژوئن سال 2020 است. (جان Lamparski / گتی ایماژ)

در طول همه گیر بسیاری از رهبران سیاسی در آمریکا ساخته شده اند تصمیم گیری و تحویل داده پیام است که برای اجرا بر خلاف آنچه عمومی-کارشناسان بهداشت می گویند باید انجام شود برای جلوگیری از این ویروس. “این فوق العاده ای شکست رهبری در ایالات متحده” نانسی Koehn, یک مورخ در دانشکده کسب و کار هاروارد که مطالعات بحران رهبری به من گفت. “در سطح ملی است و تکمیل کناره گیری دولت برای کمک به مردم را در انتخاب و اتخاذ رفتارهای.”

برخی از دولت های ایالتی و محلی همراه با بهداشت عمومی, مقامات باید شانه از مسئولیت خود. Koehn ذکر فرماندار نیویورک اندرو کومو روزانه جلسات به عنوان نوع روشن توضیح “صداقت” و “معتبر امید” که رهبران باید در یک بحران مانند این. اما در جاهای دیگر ساکنان نیست قابل هدایت است و می تواند کشنده نتایج. Koehn می بیند ظهور COVID-19 موارد در کمربند خورشید به عنوان “همه چیز در مورد فقدان رهبری و یا متناقض رهبری است.” آریزونا mlb ممنوع مقامات محلی از تصویب قوانین نیاز به ماسک تنها به بعد پیاده روی ممنوعیت بازگشت. در تگزاس فرماندار گرگ ابوت به تازگی گفته است که بان کی مون در, ماسک, احکام اجازه نمی دهد دولت های محلی به قیمومیت که کسب و کار خود را نیاز مشتریان و کارکنان به پوشیدن ماسک یک راه گریز است که نبود آشکار برای اولین بار در.

بازگشایی انتقال مسئولیت امنیت عمومی از رهبران و سیاست گذاران را بر روی افراد است. بر خلاف در ماه فوریه زمانی که افراد و دولت ها به طور یکسان شد تلاش برای کشف کردن که چگونه به مبارزه با این بیماری همه گیر ما در حال حاضر می دانید چه کاری انجام دهید برای محدود کردن گسترش ویروس. برخی از دولت ها به سادگی انتخاب به انجام آن نیست. در اخیر واشنگتن پست مصاحبه, Anthony Fauci, مدیر موسسه ملی آلرژی و بیماری های عفونی اذعان به نقش مهم این است که شهروندان را مجبور به بازی در این شرایط. “آنچه ما به عنوان افراد تاثیر را بر موفقیت و یا نه از گرفتن این بیماری تحت کنترل است.” به عبارت دیگر: در حال حاضر هر آمریکایی وظیفه را احمقانه خطرات.

البته مردم چاره ای اما به برخی از خطرات. کارگران که کارفرمایان نیاز به آنها را به آمده در به کار خواهد آمد. آنها ممکن است نیاز به بازگشت بچه های خود را به مراقبت از به انجام این کار. مردم نیاز به رفتن به دکتر; آنها نیاز به خرید مواد غذایی. هر چیز دیگری می شود یک تصمیم پیچیده درخت است که در آن یک فرد به وزن مزایای فعالیت دولت از شیوع بیماری در منطقه مقررات محلی و خود عوامل خطر در برابر—بیایید صادق باشیم—چه همسالان خود فکر می کنم خوب است و آنچه او واقعا می خواهد به انجام است.

دیگر کسب و کار باز هستند و بیشتر مردم از دیدن عزیزان خود را از شرکت در فعالیت های که منع شدند یک زن و شوهر از سال پیش بیشتر از نرمال کسانی که همه چیز تبدیل خواهد شد—حتی اگر بهداشت عمومی کارشناسان و رسانه ها تاکید بر خطرات حتی اگر مردم می دانید شناختی که خطرات ناشی از انتقال تغییر نکرده بسیار است. تحقیقات نشان داده است که خانواده های ما و همسالان نفوذ, بسیاری از ما در بهداشت و درمان تصمیم گیری وجود دارد هیچ دلیلی برای فکر می کنم که این بشر تمایل تغییر خواهد کرد در طول یک بیماری همه گیر.

بیشتر از زمان با تکیه بر اطلاعات و از چهره های اقتدار و همسالان ما یک راه بسیار خوبی برای تصمیم گیری است. “این احتمالا معقول ترین زمان برای معتقدم که اگر دولت می گوید: در حال حاضر زمان برای باز کردن آن ممکن است امن می گوید:” Robert H. Frank نویسنده تحت تاثیریک کتاب در مورد فشار همسالان و استاد مدیریت در دانشگاه کرنل. و فشار همسالان او می گوید: همیشه یک چیز بد است. نشانه گرفتن از کسانی که در اطراف شما دارای مزیت شناختی. “این یک جهان پیچیده وجود دارد خارج وجود دارد,” او به من گفت. “هر یک از ما می داند که تنها بخش کوچکی از آنچه که خواهد بود خوب می دانم. شما نمی دانم من نمی دانم. اما هم مردم در واقع می دانیم بسیار کمی در مورد جهان است.”

در مورد این بیماری همه گیر وجود دارد یک نگرانی قابل توجهی که مردم را به تقلید از خطرات آنها را مشاهده کنید دوستان خود را گرفتن—خطرات خواهد بود که به مراتب سخت تر را اگر قانونگذاران نگه داشته و محدودیت در محل. Koehn به نقل از دیوید فاستر والاس تعریف رهبری به من: “یک رهبر واقعی کسی است که … می تواند ما را به انجام بهتر و سخت تر از همه چیز از ما می توانیم خودمان را به انجام خود ما است.” اما در حال حاضر زمانی که رهبری خوب است وجود ندارد و ما باید سعی کنید برای انجام بهتر و سخت تر از همه چیز به هر حال.

گفت نه به آنهایی که شما را دوست دارم سخت است. بدون اجازه آویزان در داخل خانه خود را. من نمی خواهد شما ببینید در کلیسا این هفته است. نه, من نمی خواهد آمد به عروسی خود را. ما در نداشتن خانواده ریونیون این سال است. آن را سخت تر زمانی که وجود ندارد سیاست به سرزنش هنگامی که وجود دارد هیچ چیز از نظر قانونی متوقف کردن شما. زمانی که مردم دیگر در حال انجام آن است و نگاه آنها چگونه خوشحال به نظر می رسد! آن لطمه می زند و برای دیدن چهره های خندان در داخل یک رستوران به عنوان شما راه رفتن به تنهایی تنفس خود را با نفس گرم خود ،

آن است که احتمالا بیش از حد به بپرسید که همه می گویند هیچ به همه چیز به طور نامحدود. یک واکسن است که به احتمال زیاد سال—حداقل—به دور است. فعالیت هایی که حمل کوچک (اما صفر نیست) خطر مانند رفتن در پیاده روی با دوستان در یک فاصله امن خواهد بود و مهم برای مردم سلامت روانی و حس ارتباط اجتماعی به عنوان بحران در drags. اما آن را حیاتی است که حتی به عنوان ما ایالات و شهرستانها بازگشایی, ما همچنان به استفاده از مراقبت و توجه به دیگران در تصمیم گیری به کجا بروید که برای دیدن و چگونه برای به دست آوردن.

فرانک فکر می کند که اگر ما تحمل قدرت فشار همسالان در ذهن, آن را به ما کمک کند که مقاومت در برابر نفوذ است. “می دانم که شما در حال رفتن به احساس تضاد هنگامی که شما با آن مجموعه ای از مخلوط فشارهای,” او گفت:. “اگر آن را در یک درگیری بین چه اپيدميولوژيستها در حال گفتن شما را به انجام و آنچه دوستان خود را انجام می دهند هزینه گرفتن [بیماری] به اندازه کافی بالا است که شما باید به احضار شجاعت خود را و چوب با چه اپيدميولوژيستها در حال گفتن شما را به انجام است.”

این زمان دشوار برای زندگی است. این عادلانه نیست که بسیاری از آمریکایی ها را مجبور به حرکت به این بحران بدون روشن رهبری با هیچ پایانی در چشم. دانستن است که مرگ و زندگی در تعادل آویزان به ظاهر دنیوی انتخاب یک سنگین وزن به خرس. این امر می تواند آسان به رها کردن. این امر احساس خوبی به شما بدهد ، هیچ پاداش دادن نیست.

آیا نمی دهد تا.

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به letters@theatlantic.com.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

هزینه های واقعی از فروشگاه دلار

این مقاله یک همکاری بین نیویورکر و ProPublica.

زمانی که Jolanda جنگل بود و در حال رشد در شمال سنت لوئیس در نوزده-دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد او و دوستان او را از اتوبوس به فروشگاه های مرکز شهر در خیابان چهاردهم یا چروکی خیابان در سمت جنوب و یا به رودخانه جاده های مرکز در درون حومه جنینگز. “این بود که یک تاجر شهر” جنگل است که پنجاه و چهار به من گفت. وجود دارد مقدار زیادی از مکان به فروشگاه در محله بیش از حد حتی به عنوان شمال سنت لوئیس عمدتا سیاه و طبقه کارگر بخشی از شهر سقوط کرد و به رکود اقتصادی. وجود دارد Perlmutter فروشگاه که در آن زنان خریداری پنت هوس, به صورت فله, Payless کفش, ارزش واقعی سخت افزار و Schnucks فروشگاه مواد غذایی.

تقریبا همه این فروشگاه ها ناپدید شده اند. به عنوان سنت لوئیس جمعیت کاهش یافته است و از هشت صد و پنجاه هزار نفر در نوزده-پنجاه به کمی بیش از سه صد هزار نفر با توجه به حومه پرواز و deindustrialization آن در مرکز شهر پژمرده. رودخانه جاده ها بازار بسته در سال 1995. شمال سنت لوئیس را ویران گستره خالی زیادی و فاسد در اواخر قرن نوزدهم آجر ساختمان های خود احتیاج به تعمیر همه چشمگیر تر برای توانگری خود را طراحی. “این محله پایین رفته” جنگل گفت. “اوه خدای من این خانه.”

یک شکل جدید از خرده فروشی است نقل مکان کرد و به درجه اعتبار ساقط است. تخفیف های زنجیره ای, خانواده, دلار و دلار به طور کلی در حال حاضر نزدیک به چهل و فروشگاه ها در سنت لوئیس و آن فوری حومه حدود پانزده نفر از آنها در شمال سنت لوئیس. این است که در آن افرادی که باقی می ماند در این محله ها می توانید خرید مواد شوینده و اسباب بازی و مواد غذایی حیوان خانگی و لباس زیر و روغن موتور و چراغ قوه و کالسکه و مبس (مبس) و تخلیه تمیز کننده و ظروف و باد سازیاموسیقی زنگی و با چنگک جمع کردن و کفش و بالن و حوله حمام و کاندوم و زمستان کت.

فروشگاه برخی از nonperishable و غذاهای منجمد هم برای افرادی که نمی توانند سفر به چند تخفیف فروشگاه های مواد غذایی چپ در این منطقه است. ابتدایی مقررات مانند این اجازه را به فروشگاه باز باقی می ماند به عنوان “ضروری” کسب و کار در طول coronavirus خاموش شدن ناگهانی. “این فروشگاه ها در حال کوچک ما Walmarts کوچک ما اهداف” داریل خاکستری وزیر محلی و مدنی-حقوق مدنی به من گفت. “این مسائل شما نمی توانید در یک فروشگاه مواد غذایی است که شما در یک Walmart—اما ما یکی نیست.”

سه سال پیش Jolanda جنگل شوهر, رابرت جنگل بود که چهل و دو شروع به کار در یک دلار به طور کلی در بلوار بزرگ در سراسر از رها شده در فروشگاه مواد غذایی. او و Jolanda از هم جدا کرده بود اما آنها باقی ماند در طول سال به عنوان رابرت غلبه کراک-کوکائین اعتیاد به کار در ارتش رستگاری مقرر شد به عنوان یک وزیر و شد غیر رسمی مشاور به مردان دیگر مبارزه با اعتیاد است. دلار به طور کلی پرداخت کمی بیشتر از Salvation Army اما او با بیان اضطراب در مورد مشکلات امنیتی در فروشگاه. دزدی از مغازه رایج بود و گاهی اوقات حتی وجود دارد که سرقت های مسلحانه. فروشگاه فاقد نگهبان و آن را به طور معمول تنها یک زن و شوهر از کارمندان در دست است.

در تاریخ 1 نوامبر 2018, جنگل رفت و به کار در روز خود را خاموش برای پر کردن در برای یک غایب co-worker. فیلم از دوربین های امنیتی نشان می دهد که یک مرد وارد فروشگاه فقط بعد از 1 P.M., پوشیدن گرمکن آبی با کاپوت کشیده تا بیش از یک کلاه قرمز و برگزاری یک تفنگ نقره ای. او از کار اخراج کردن مرکز راهرو ضربه جنگل در پشت سر. سپس وی با اشاره تفنگ در ثبت نام نقدی قبل از ظاهری به وحشت. او فرار از فروشگاه دست خالی. آمبولانس وارد, اما جنگل بود دیگر تنفس. پس از بدن او برداشته شد, دلار, عمومی باز مانده است و چند ساعت قبل از بسته شدن در میان تظاهرات از ساکنان محلی است.

جنگل را قتل یکی از سه قتل در شش ماه و در دو تخفیف زنجیره ای در منطقه سنت لوئیس. در ژوئن 13th, یک مرد و یک زن شروع به بحث در یک خودرو در پارکینگ یک خانواده دلار در غرب فلریسنت خیابان فقط در خارج از شهر خط; او یک بار او را در سر کشتن او. کمتر از یک ماه پس از جنگل مرگ شصت و پنج سال بود, خرید, در, خانواده, دلار در سنت چارلز راک جاده که ظاهرا بیمار روانی سی و چهار سال برداشت استیک چاقو از قفسه در فروشگاه و با ضربات چاقو او را به مرگ.

اسلحه, خشونت, بایگانی, یک وب سایت است که با استفاده از اخبار محلی گزارش و اجرای قانون منابع به شمارش جرائم مربوط به سلاح های گرم, لیست بیش از دو صد خشونت های مربوط به اسلحه در خانواده دلار یا دلار انبارهای عمومی پس از شروع سال 2017 نزدیک به پنجاه که منجر به مرگ و میر. این حوادث شامل carjackings در پارکینگ معاملات مواد مخدر رفته و مجادلات داخل فروشگاه. اما تعداد زیادی شامل سرقت های مسلحانه که در آن کارگران و یا مشتریان ضرب گلوله کشته شده است. از آغاز سال 2017, کارمندان و زخمی در تیراندازی و یا تپانچه-سلطه در حداقل سی و یک سرقت; در حداقل هفت دیگر حوادث کارکنان کشته شده اند. خشونت نه اجازه دهید تا در ماه های اخیر زمانی که مورد نیاز را برای مشتریان به پوشیدن ماسک را ساخته اند آن را سخت تر برای کارمندان برای شناسایی خریداران که در حال خم در سرقت. در اوایل ممکن است یک کارگر در یک خانواده دلار در فلینت میشیگان بود به ضرب گلوله پس از امتناع از ورود به یک مشتری بدون ماسک.

تعداد حوادث می توان توضیح داد که در بخشی از فروشگاه’ در همه جا: در حال حاضر وجود دارد بیش از شانزده هزار دلار ژنرال و نزدیک به هشت هزار خانواده دلار در ایالات متحده پنجاه درصد افزایش می دهد در دهه گذشته است. (در مقایسه خارج شده است در حدود چهل و هفت صد فروشگاه در ایالات متحده) فروشگاه ها اغلب در بالای جرم و جنایت محله وجود دارد که در آن به سادگی نیست و بسیاری از کسب و کارهای دیگر برای مجرمان به هدف. روال خشونت اسلحه به شدت کاهش یافته و در مرفه شهر در سراسر کشور, اما آن باقی مانده است سرسختانه بالا در بسیاری از شهرستانها و شهرهای کوچک که در آن این فروشگاه غالب است. درخشان نشانه هایی از تخفیف های زنجیره ای تبدیل شده اند شاخص های غفلت نشانگر یک جغرافیای مکان هایی که این کشور نوشته شده است.

اما این عوامل کافی برای توضیح روند. زنجیر’ صاحبان انجام داده اند کمی به حفظ نظم در فروشگاه که تمایل به نازک کارکنان وجود داشته باشد و در یک حالت فیزیکی به هم ریخته. در نوزده-دهه هفتاد criminologists مانند لارنس کوهن و مارکوس Felson استدلال کرد که افزایش جرم و جنایت می تواند تا حدی توضیح تغییرات در محیط اجتماعی است که کاهش خطر گرفتار شدن. این نظریه به دست آورد افزایش پذیرش در چندین دهه است که به دنبال. “احتمال جرم و جنایت اتفاق می افتد بستگی به سه عنصر: یک انگیزه مجرم آسیب پذیر قربانی و عدم وجود یک قادر به نگهبان” جامعه شناس پاتریک Sharkey نوشت: در “مضطرب صلح” از سال 2018 است.

یکی دیگر از راه قرار دادن این است که جرم و جنایت است نه اجتناب ناپذیر است. سرقت و قتل را که گرفته اند به جای دلار در فروشگاه های زنجیره ای نمی خواهد که لزوما در جاهای دیگر اتفاق افتاده است. “ایده این است که جرم و جنایت است که به نوعی یک ضربت سخت زدن یک مول بازی است که اگر شما را فشار دهید در اینجا آن را حرکت بیش از اینجا” اشتباه است, ریچارد روزنفلد یک گونه که جامعه شناس در دانشگاه میسوری-سنت لوئیس به من گفت. ساخت آن را سخت تر برای ارتکاب جرم نیست و فقط فشار و جنایت در جای دیگر آن را کاهش می دهد. “جرم است, فرصت طلب,” او گفت:. “اگر وجود دارد هیچ فرصتی وجود دارد هیچ جرم و جنایت است.”

جیمز لوتر ترنر چپ مدرسه در سال 1902 زمانی که او یازده. پدرش مرده بود در یک کشتی حادثه و ترنر تا به حال به اجرا و خانواده اش در مزرعه در Macon County, Tennessee. او موفق شد و کارآفرینی و زمانی که او بیست و چهار دیگر کشاورزان از او خواست به مدیریت محلی co-op; او شروع به افسار فروشگاه پشت فروشگاه. در نهایت او در زمان یک کار مشغول به کار برای یک نشویل drygoods عمده هاوکینگ نمونه در سراسر جنوب کنتاکی و تنسی میانه. در سال 1929 در شروع افسردگی او با افتتاح یک فروشگاه در Scottsville, یک شهر کوچک در کنتاکی. او خریداری شکست خورده فروشندگان سهام که او یا منحل به فروش می رسد به دیگر صاحبان فروشگاه و یا در زمان بازگشت به مغازه خود را به ترنر مقرون به صرفه فروشگاه. “او همچنین می دانست که که در آن وجود دارد عدم وجود فرصت” نوه اش کال ترنر جونیور نوشت: در خاطرات به نام “پدر من کسب و کار” منتشر شده در سال 2018 است.

در سال 1939 جیمز لوتر ترنر تنها فرزند Hurley Calister Turner, شناخته شده به عنوان کال, Sr. خریداری یک ساختمان در Scottsville به عنوان انبار برای یک کسب و کار عمده فروشی, J. L. ترنر و پسر. به زودی او خرید بسیار تخفیف کالا که او تا به حال مشکل پیدا کردن فروشگاه به آن را به طوری که او و پدرش آغاز شده فروشگاه های زنجیره ای در همکاری با مدیران محلی. در ابتدا کال, Sr. بعد گفت: طرح “فروش چیزهای خوب به غنی مردمی اما ما دیر وارد شدن به خرده فروشی.” او نتیجه گرفت: “ما تا به حال به فروش چیزهای ارزان به مردمی فقیر.” کال, Sr. حال استانداردهای بالا: به نام او تمام مدیران فروشگاه در شنبه شب و مکرر دور در فرد است. “او می خواست یک فروشگاه باید تمیز و به خوبی نمایش داده می شود” کال جونیور نوشت. او شروع به کار برای شرکت مورد زمانی که او سیزده گسترده انبار برای بیست و پنج سنت در ساعت است.

توسط 1955 Turners تا به حال سه ده فروشگاه در سراسر کنتاکی و تنسی. کال, Sr. متوجه شده که جمعیت از خریداران آمد به فروشگاه در شهرهای بزرگ زمانی که آنها برگزار شد “دلار روز” فروش بیش از حد کالا ارزان. در ژوئن 1st که در آن سال این شرکت تبدیل به یک فروشگاه در اسپرینگفیلد کنتاکی به نام دلار به طور کلی. فروشگاه یک احساس به عنوان یک دوم در ممفیس که در ده ماه به بیش از یک میلیون دلار در فروش. به زودی همه J. L. ترنر و پسر فروشگاه شد و تغییر نام داد دلار به طور کلی با یک شعار جدید در بالای پنجره: “هر روز دلار در روز است.” علائم خارج بخوانید “هیچ چیز بیش از $1.”

در ابتدا Turners ندارد اساسا به تغییر مدل کسب و کار خود. آنها را خرید موجودی از جمله نامنظم اقلام و closeouts بسیار ارزان و فروش آن را برای کمی بیشتر است. هنگامی که یک شرکت نساجی به حال بیش از صورتی مخمل نخی راه راه, کال, Sr., حال, دوست, مردان شلوار که او به فروش می رسد برای یک دلار یک جفت. او خریداری یک کامیون از مرطوب جوراب در نشویل بود و کارگران مرتب کردن و چسبیدن به آنها را در اطراف Scottsville انبار. هنگامی که زنگ-کف از مد رفت و او آنها را به برش های کوتاه. یک بار در پایان فصل کریسمس او از سی و پنج هزار fruitcakes; او به فروش می رسد همه آنها را یک سال بعد.

کال, Sr. به دنبال کردن ارزان املاک و مستغلات. “ما نمی باید به مکان های بزرگ,” او گفت:. “با ما کالا و قیمت های ما, ما فقط نیاز به برخی از نوع از ساخت و ساز در اطراف ما است.” و او به پرداخت ضعیف: دستمزد بودند نگه داشته می شود در حداکثر پنج درصد از یک فروشگاه فروش ناخالص که کال جونیور اذعان کرد “قرار داده شده با ما در پایین پایین-پرداخت میباشد.” یک فروشگاه به طور معمول تا به حال تنها دو نفر از کارکنان و اگر کسب و کار شد و آهسته آن را با فقط یکی در یک زمان. هنگامی که یک حسابدار دعوت دو نفر از همکاران به صرف ناهار با یک اتحادیه سازمان کال, Sr. او از کار اخراج شدند. پس از Teamsters سعی در سازماندهی شرکت رانندگان کامیون شرکت برون سپاری حمل و نقل آن به یک پیمانکار و استخدام کشت و نگهبانان مسلح به همراهی رانندگان جدید گذشته picketers.

فروش تقریبا دو برابر شده بین سال 1963 و 1968 و Turners در زمان های زنجیره ای ، توسط 1972 آنها تا به حال پنج صد فروشگاه و چند سال بعد در اطراف این زمان است که کال, Sr. گذشت کمر به کال جونیور آنها شروع به خرید زنجیر دیگر نیز در شهرهای کوچک گسترش این شرکت دور از آن مرتفع جنوبی-پایه. رقابت های زنجیره ای, خانواده, دلار آغاز شده توسط Leon Levine در شارلوت در سال 1959 تمرکز بیشتر روی کم درآمد مناطق شهری است. توسط 1974, Levine تا به حال دو صد فروشگاه; او در زمان خود شرکت عمومی و پنج سال بعد.

به عنوان دو زنجیر شده اند در حال گسترش به ارائه بسیاری از محصولات برای بیش از یک دلار شهری-روستایی تمایز بین آنها کاهش یافته است. امروز آن را غیر معمول نیست برای پیدا کردن هر دو فروشگاه در همان شهر کوچک خیابان اصلی و یا چند بلوک از هم جدا در یک مضطرب محله شهری. (دلار درخت که خریداری خانواده دلار در سال 2015 و نگهداری هر دو مارک های نگه می دارد و قیمت نزدیک به یک دلار با انتخاب محدود—wrapping paper, party supplies—فروخته شده به یک طبقه متوسط مشتریان. بر خلاف دلار کلی و خانواده, دلار, دلار درخت فروشگاه ها تمایل دارند در حومه مکان است.) آمازون و آن e-commerce رقبا را ویران آجر و ملات, خرید, دو زنجیره نمایندگی فقط در مورد تنها شعبه فیزیکی خرده فروشی است که هنوز هم در حال رشد در آمریکا است. حتی خارج شده و اغلب به عنوان زهر از شهر های کوچک و خرده فروشان و تثبیت شده. در سال گذشته این بسته حدود بیست و فروشگاه ها و ترک برخی از جوامع حتی بیشتر وابسته به دو زنجیر. در سال 2019 تخفیف زنجیر حدود نیمی از خرده فروشی های جدید-فروشگاه دهانه. دلار به طور کلی به تنهایی افتتاح شد نزدیک به یک هزار فروشگاه.

زنجیر’ مدیران کاندید مورد آنچه که در حال رانندگی خود را رشد: گسترش نابرابری درآمد و کاهش بسیاری از شهرستان محلات و تمام عیار از کشور است. تاد Vasos های C. E. O. دلار طور کلی گفته وال استریت ژورنال در سال 2017, “اقتصاد در ادامه به ایجاد بیش از ما مشتری هسته ای.”

چرا که دلار در فروشگاه ها به شدت متمرکز در شهرها و محله های بسیاری میانی و فوقانی-میانی-کلاس مصرف کنندگان بی اطلاع هستند و از همه جا—یا فراوانی سرقت مسلحانه و تیراندازی. در سال 2017 مدیر یک دلار به طور کلی در بالتیمور که در آن من زندگی می کنند به ضرب گلوله کشته شد و کشته شدن او به عنوان بسته. اما من کشف همه گیر از این مشکل در حالی که گزارش در جای دیگر. در دیتون اوهایو من به دانستن جیمی دونالد بود که کار برای گرمایش و تهویه مطبوع پیمانکار در حالی که در تلاش برای شروع یک سازمان برای کمک به سابق felons و دیگران با مشکل پس زمینه یک دسته که شامل خود. دونالد است که سی و هشت خدمت در نیروی دریایی در عراق است. او پس از صرف چهار سال در زندان پس از درگیر شدن در ضرب و شتم مرگ یک مرد در خارج از میشیگان بار در سال 2004. او زندگی می کردند در سمت غرب از دیتون که عمدتا سیاه و سفید; به عنوان منطقه از دست داده است و چندین فروشگاه های مواد غذایی دلار-فروشگاه های زنجیره ای گسترش اند.

این همبستگی یک تصادف نیست با توجه به یک سال 2018 خلاصه تحقیقات توسط موسسه محلی اعتماد به نفس است که طرفداران برای کسب و کارهای کوچک. فروشگاه تضعیف سنتی فروشگاه های مواد غذایی با داشتن چند کارکنان اغلب تنها سه در هر فروشگاه و پرداخت آنها را کمی. “در حالی که دلار در فروشگاه ها گاهی اوقات پر کردن یک نیاز در بسته های پول در جوامع رو به رشد شواهد نشان می دهد این فروشگاه صرفا نه یک محصول جانبی از تنگنای اقتصادی” این مختصر گزارش شده است. “آنها یک علت آن است.”

در حال حاضر وجود دارد بیش از ده خانواده دلار و دلار ژنرال در دیتون را به سمت غرب. “در بسیاری از این مناطق آنها تنها فروشگاه در اطراف” B. J. بتل که در گزارش های زنجیره ای برای WDTN محلی NBC وابسته به من گفت. برای سارق مسلح او افزود: “این تنها جایی است که برای دریافت پول نقد.” دونالد بود خیلی از خرید در فروشگاه و هر هفته او سوار مادر خود را به آنها را به انجام خرید خود را به عنوان به خوبی. یک روز در دیتون نیاز به یک کلاه زمستان, من متوقف دلار به طور کلی در غرب خیابان سوم و James H. McGee بلوار جایی که دونالد و مادرش بودند که ساخت راه خود را به پایین راهرو. محصولات ریخته کردن قفسه ها و چرخ دستی بودند بالا انباشت اشیاء بدست آمده با جعبه انتظار باز می شود و انباشته دادن فروشگاه و هوا از غفلت است.

مدت کوتاهی قبل از دونالد و من برای اولین بار ملاقات او بوده است قربانی یک سرقت مسلحانه در یکی دیگر از غرب به سمت دلار به طور کلی. آن را بازگشت به خانه آخر هفته در مرکزی دانشگاه ایالتی تاریخی سیاه و سفید, کالج, نزدیکی دیتون و مادر خود را مورد نیاز برخی از سس باربیکیو. دونالد ایستاده بود و در خط به پرداخت زمانی که دو مرد جوان که احتمالا در اواخر نوجوانی در آمد و با اشاره از یک تفنگ در صندوقدار. دونالد به این نتیجه رسیدند که آنها آماتور—آنها با پوشیدن ماسک و هنگامی که یکی با تفنگ کشیده اسلاید بازگشت متوجه نیست که یک دور شد و در حال حاضر حفره گلوله ظهور است. آنها دستور دونالد و دو زن در خط برای دریافت بر روی کف و پس از آن در زمان پول است که او تا به حال فقط نقد از چک های خود: هفت صد دلار است.

دونالد توصیف این رویداد در یک undramatic و روال شیوه ای. و دلیل خوب: سرقت مسلحانه یک اتفاق به طور منظم در دیتون فروشگاه. در سال 2017, سال او برگزار شد سی و دو سرقت مسلحانه در هجده دلار ژنرال و خانواده دلار در دیتون. (این تعداد را شامل نمی شود و فروشگاه که در آن او دزدیدند که نشسته فقط فراتر از شهر خط.) در سال گذشته وجود دارد و دو ده. این خشونت ها شامل بیش از سرقت بیش از حد. در ماه ژوئیه گذشته یک مرد و یک زن کشته شدند در خارج از غرب به سمت خانواده دلار در یک قتل-خودکشی; در ماه سپتامبر یک مرد به ضرب گلوله کشته شد در یک معامله مواد مخدر در خارج از دلار کلی که در آن من تا به حال به اجرا دونالد و مادر خود را.

تمام گفته دیتون پلیس دریافت به طور متوسط نزدیک به یک هزار تماس برای خدمات به فروشگاه ها در هر سال. شده اند وجود دارد بیشتر تماس به فقط نه نفر از شهر, خانواده, دلار از وجود داشته است به یکی از دیتون عمده ترین بیمارستان گرندویو مرکز پزشکی که در آن پلیس اغلب احضار برای مصاحبه با قربانیان جرایم خشونت آمیز مواد مخدر مصرف بیش از حد و مشکلات دیگر.

دیتون اداره پلیس به خود می بالد در حال مدرن و اطلاعات محور نیروی استقبال از چنین طرح ها به عنوان “کاهش آسیب” اقدامات برای مبارزه با مواد مخدر بیماری همه گیر. چند سال پیش با توجه به افزایش تماس به دلار فروشگاه گروه ارائه جلسات آموزشی برای خانواده دلار مدیران در نحوه عمل چه پلیس تماس “پیشگیری از جرم از طریق طراحی محیطی.” افسران را به آنها نشان داد که چگونه کمتر زباله خارج و درهم و برهمی کمتر در داخل و کمتر بزرگ ads در ویندوز که مسدود پاسخ افسران پلیس را در فروشگاه های خود را امن تر است. فروشگاه مدیران گفته شد به دستور صندوقداران را مکرر نقل و انتقال پول نقد از ثبت نام به امن است. (تا سال 2004 دلار کلی نیست قبول کارت های اعتباری و فروشگاه ها هنوز هم مقابله به شدت در پول نقد.)

اما Jason Hall, فرمانده این شهر جرم و جنایت خشونت آمیز دفتر به من گفت که این اثر از آموزش تا به حال از بین می رود تا حدودی به دلیل این فروشگاه که پرداخت دستمزد شروع از حدود نه یا ده دلار در ساعت در ایالت بدون افزایش حداقل دستمزد آستانه چنین گردش مالی بالا است. “این قرار بود گذشت به بقیه کارکنان, اما آن را نمی بریزد پایین,” او گفت:. “رتبه و فایل نمی درو مزایای آن آموزش است.” مدیران فروشگاه باید در برابر درخواست برای کاهش زباله و یا loitering خارج از فروشگاه خود گفت که مسئولیت خود را محدود به فروشگاه خود را. و آنها اغلب آهسته در مورد گرفتن پلیس خوراک از فروشگاه دوربین پس از سرقت سالن گفت. دوربین به طور معمول از جمله کیفیت پایین و تا ضعیف قرار داده شده است که سوابق آنها محدود استفاده کنید به هر حال. نان Whaley شهردار دیتون به من گفت که مدیران گاهی اوقات دلسرد کردن کارکنان از شهادت در دادگاه در برابر سارق مسلح, چرا که آنها نیاز به کارکنان فروشگاه. (یک سخنگوی دلار به طور کلی گفت که او غافل از این عمل است.) “چه چیزی است ؟ آنها نه حتی احترام به دستگاه قضایی” Whaley گفت. “آنها حتی نمی مراقبت از اگر آنها برگزار می شود تا در زور اسلحه.”

به تازگی دیتون به استناد جرم و جنایت و خشونت است که فروشگاه های جذب به عنوان دلیلی برای به چالش کشیدن درخواست های خود را به فروش الکل. چند سال پیش دلار به طور کلی به دست آمده الکل مجوز برای بسیاری از آن دیتون-منطقه فروشگاه ها. در سال 2017, شهر قانون بخش شروع به دنبال برای جلوگیری از درخواست های خانواده دلار برای به دست آوردن مجوز برای هفت از فروشگاه های آن از جمله سه در سمت غرب. این شهر به زمان آسان تر بهره گرفتن جامعه شهادت در برابر الکل-مجوز برنامه های کاربردی برای فروشگاه ها در شمال و شرق طرف شهر که کمتر به شدت آفریقایی-آمریکایی است. مسئولان شهرستان نسبت به این عدم تعادل بخشی به یک مفهوم کلی از استعفا و ناتوانی در سمت غرب.

زمانی که دولت بخش مشروب کنترل مورد تایید همه است اما یک, خانواده, دلار, درخواست, Martin Gehres معاون دادستان شهر سوار یک پانزده-ون مسافری پر از شمال و شرق به سمت ساکنان به تجدید نظر در جلسات کلمبوس. ساکنان که شامل صاحب یک نانوایی در سراسر از یک خانواده دلار و مدیر مجاور کتابخانه شعبه برنده وارونه تصویب است که برای ذخیره و دیگری در سمت شمال. اما الکل فروش رفت جلوتر در سمت غرب که در آن جرم و جنایت بدتر است. “فروشگاه آنها آنها را در آنهایی من بیشتر نگران در مورد” Gehres گفت.

وقتی که من ملاقات با Gehres و تان هال آنها به من گفتند که آنها آگاه بودند که فروشگاه ها پر از خرده فروشی و از درجه اعتبار ساقط برای بسیاری از ساکنان لیبرتی که از دست داده تقریبا نیمی از ساکنان آن از سال 1960. اما آنها نیز ذکر شده تحقیقات نشان می دهد که در بعضی از نقاط دلار در فروشگاه ها را تشدید مشکل است. “آنها در حال پر کردن یک غذا صحرا” Gehres گفت. “و آنها در حال کمک به علت مواد غذایی صحرا.”

حتی تصویر-آگاهانه و شرکت های دولتی تمایل به اذعان در مورد نیاز خود را آشکار به سرمایه گذاران و در سه ماهه خود را تلفنی با تحلیلگران بازار, چالش های مواجهه با آنها. پس از آن شگفت انگیز بود برای پیدا کردن هیچ اشاره ای به شيوع جرم و جنایت و خشونت در سال های اخیر براده برای هر دلار به طور کلی و یا خانواده دلار و دلار درخت. مدیران شرکت را گاه به گاه اشاره به “کوچک شدن” صنعت تعبیری برای سهام از دست داده و عمدتا به دزدی از مغازه و یا سرقت کارمند. اما جریان ثابت از خشونت در فروشگاه های بسیاری از آن علیه کارمندان حذف شد.

دلار به طور کلی تاکید بر تلاش های خود را به نگه داشتن هزینه های پایین. در آن آشکار برای سه ماهه سوم سال 2019 دلار کلی تاسف افزایش در سراسر کشور دستمزد و گفت که آن را با هدف تغییر به خود پرداخت در بسیاری از فروشگاه های. این شرکت امیدوار نیست که برای افزایش امنیت در فروشگاه های پس از آن “وضعیت مالی می تواند تاثیر منفی” با انجام این کار. “توانایی ما برای عبور همراه هزینه های نیروی کار به مشتریان محدود روزمره ما قیمت پایین مدل” دلار به طور کلی این نتیجه رسیدند: “و ما ممکن است قادر به جبران چنین هزینه های افزایش یافته در جای دیگر در کسب و کار ما.” به طور مشابه, دلار درخت مدیران گفته تحلیلگران در سه ماهه تماس در ماه مارس که آنها هل دادن “بهره وری در طرح” در فروشگاه ها است که کمک خواهد کرد که بیشتر از کارگران کمتر. “ما به خوبی می چرخاند در جذاب ترین بخش خرده فروشی به ارائه ادامه داد: رشد و افزایش ارزش برای سهامداران ما” Gary Philbin شرکت C. E. O. گفت.

در پنج سال گذشته سهم قیمت دلار به طور کلی نزدیک به سه برابر شده پیشی گسترده تر در بازار سهام توسط برخی از هشتاد درصد و بسیار outperforming سنتی فروشگاه های مواد غذایی و خرده فروشان مانند Kroger و macy’s. در 2018, Vasos, دلار, عمومی C. E. O. دریافت بیش از ده میلیون دلار در مجموع غرامت نزدیک به هشت صد برابر متوسط پرداخت برای کارگران در این شرکت است. Philbin در دلار درخت پرداخت شد در مورد همان مقدار.

در مورد صدها نفر از حوادث جرم و جنایت خشونت آمیز در فروشگاه های این شرکت گفت که آنها در زمان نگرانی های امنیتی جدی اما آنها نداد در اقدامات پیشگیرانه در فروشگاه ها. هر دو شرکت کاهش یافته است به می گویند که چگونه بسیاری تا به حال مسلح امنیتی است. شیدا Guiler, یک, خانواده, دلار, سخنگوی, گفت:, نوشته شده در پاسخ به سوال “برای اطمینان از یکپارچگی و امنیت سیستم و روش ما را برای عموم به اشتراک گذاری جزئیات خاص.” هیچ یک از ده دلار در فروشگاه ها که من در دیتون تا به حال یک گارد امنیتی در حال حاضر. در مشروب هیئت مدیره شهادت, خانواده, دلار, مدیر برای منطقه کشش در سراسر ایالتی 70 از دیتون به سنت لوئیس گفت که این شرکت با اعزام ماموران امنیتی در تنها یک زن و شوهر از فروشگاه های خود را در منطقه سنت لوئیس و سینسیناتی.

Guiler گفت که فروشگاه coöperated به طور کامل با ادارات محلی پلیس و در برخی از مکان های باز نکته خطوط با پاداش برای اطلاعاتی که منجر به دستگیری. او به من گفت که این شرکت به تازگی استخدام شرکت امنیتی ADT برای ارتقاء فروشگاه سیستم های دوربین. در مورد فروشگاه های پایین نیروی انسانی سطح Guiler گفت: “ما در حال کوچک-جعبه خرده فروش. سطح نیروی انسانی می توانند و انجام متفاوت است با روز و ساعت و بر اساس فروش فروشگاه جلد است.”

یک سخنگوی دلار کلی گفت: “در راستای ماموریت ما از خدمت به دیگران ما مفتخریم به ارائه مناسب و مقرون به صرفه خرده فروشی گزینه ای را برای مشتریان و جوامع که دیگر خرده فروشان را انتخاب کنید نه برای خدمت.”

زمانی که Jolanda جنگل شنیده در مورد رابرت قتل او بازگشت به سنت لوئیس از فیلادلفیا که در آن او تا به حال مشغول به کار در یک سازمان غیر انتفاعی برای سازماندهی تشییع جنازه او. در مصاحبه با KMOV محلی CBS وابسته به او ایراد گرفت دلار کلی برای ترک فروشگاه understaffed و برای اجازه دادن به سهام شمع در نزدیکی درب ساخت آن را سخت تر برای کارگران و مشتریان برای فرار از سرقت. “است که کارکنان به اندازه کافی به امنیت فروشگاه خود را با هیچ امنیتی,” او گفت:. “شما نمی توانید انتظار می رود آنها را به تماشای راهرو, کار, نقدی, ثبت نام, سازمان دیده بان دزد و متوقف کردن دزد.”

در ماه فوریه رفتم به سنت لوئیس و بازدید دلار کلی که در آن رابرت کشته شد. داخل ورودی بود فقط نوع مانع است که Jolanda توصیف کرده بود: یک دو-گسترده ستون از چند ده “totes” یا بزرگ جعبه های پلاستیکی برگزاری یک آشفته بازار کالا در ترخیص کالا از گمرک. وجود محافظ کابل و روغن های معطر و مرغ-تشنجی فر و نوزاد پستانک و “یخ زده”با مضمون Ziploc کیف و دستمال و الاستیک پشتیبانی از مچ دست و ذغال اسکراب پا و رمان عاشقانه. در شامپو راهرو یک مدیر گفتن یک کارمند به علامت پایین برخی کالاها با قیمت تفنگ. “من می خواهم به فروش این به دلیل این است که چه چیزی باعث ایجاد totes در اتاق برگشت و من نفرت totes در اتاق پشتی,” او گفت:. “پس گرفتن تفنگ خود را.”

صبح روز بعد من رفتم برای دیدن Jolanda در خانه جدید خود را در درونی حومه شمال شهر. او به نام او دوست و زمستان قرار داده و او را در بلندگو. زمستان می دانستند زیادی در مورد جرم و جنایت است که تا به حال رخ داده است که در آن دلار به طور کلی در سال که Jolanda زندگی کرده بود در فیلادلفیا. وجود دارد برخی از مردان لود کردن یک سطل زباله بزرگ می تواند با سرقت کالا در فروشگاه درب عقب و سپس فقط بريدن آن ، وجود دارد در زمان مدیریت او می دانست که خیلی نا امید و جنایت است که از او پرسید: یک دوست از ایست سنت لوئیس به عنوان بالفعل امنیتی است. پس دوست من در یک درگیری با یک مشکوک دزد این شرکت مواخذه آنها که منجر به ترک. “وقتی که آنها را ترک و آن همه دوباره” زمستان گفت.

پلیس می گویند که رابرت جنگل را به قتل حل نشده باقی مانده است. Jolanda دریافت کرده بود کارگران-غرامت پرداخت رابرت نمایندگی ولی او به فکر سازماندهی یک کلاس طرح دعوی در دادگاه اقدام به نمایندگی از دیگر اعضای خانواده قربانیان خشونت در دلار ژنرال. “شما باید یک سرویس و یک محصول را که مورد نیاز در یک جامعه” او گفت:. “شما باید به عنوان بخشی از جامعه را که کار می کنند. و بخشی از آن را به معنی ” من قصد دارم به شما امن در حالی که شما در اینجا. من قصد دارم به کسی بر من بسیاری را به مطمئن شوید که شما را به اتومبیل های خود را. من قصد دارم به آن امن است.’ این فروشگاه ها در سراسر جامعه ما, اما آنها هیچ علاقه در جامعه است. آنها به هیچ چیز به عقب. آنها به هیچ چیز به عقب.”

در ماه اکتبر گذشته جیمی دونالد در خط با یک دوست در یک دلار به طور کلی در سمت غرب از دیتون در 2228 شمالی Gettysburg یک درایو کوتاه از یکی که در آن او در زمان مادرش به فروشگاه و یکی که در آن او سرقت شده است. او مبهوت شدم که برای دیدن صندوقدار حمل تپانچه در ران. صندوقدار, دیو, Dukes گفت که او تا به حال برگزار شده است تا به تازگی و می خواستم به صورت آماده در مورد آن دوباره اتفاق افتاده است.

نا امیدی رو به افزایش بود در تالار شهر ، زمانی که شهردار Whaley وارد شهرستان دولت در سال 2005 او بازدید دلار زنجیر به خدمت یک هدف مفید اما با گذشت زمان او را دیدم که چگونه زنجیر’ فروشگاه در محله های شهری در تقابل با آنهایی که در مناطق روستایی است. ساکنان اغلب او را فرستاده عکس های خطرناکی هم ریخته راهرو و از او خواسته آتش مارشال به صدور هشدارهای. “بیشتر و بیشتر همه جا آنها بدست آنها بدست کمتر و کمتر مراقبت,” او گفت:. “من آمد به دیدن آنها را به عنوان جلال چک-تجاری و وام دهندگان دیدار برای راه آنها شکار کردن فقیر اما واقعا نمی مراقبت در مورد ضعیف است.”

در ماه ژانویه 2019 جان Cranley شهردار سینسیناتی در نامه ای در مورد شهرستان خود را با مبارزات فروشگاه ها به C. E. O. دلار درخت که منجر به یک جلسه در سینسیناتی شهرداری با Cranley, Whaley شهرستانها’ روسای پلیس و برخی از مدیران شرکت. مدیران آغاز شده و به یک ارائه پاورپوینت در مورد دلار درخت اما شهرداران آنها را قطع و تهدید به پرونده های حقوقی علیه این شرکت است. مدیران وعده داده شده به کار بر روی “همسایه خوب” توافق با شهرستانها به جای تخمگذاری شرایط برای بهتر coöperation. (برای به روز رسانی خواسته این بهار Gehres دیتون دستیار دادستان شهر نوشت: در یک e-mail “خانواده دلار و شهرستان در حال اتو کردن شرایط است. برخی از زبان نگرانی های یک بستر جلو گیری از برنامه ها و پیشرفت های زیست محیطی به کاهش برخی از نگرانی های ما.”)

برخی از شهرستانها شروع کرده اند به اقدامات چشمگیر تر. در سال 2018 و 2019, تولسا, New Orleans, و بیرمنگام که باور فروشگاه غلظت منصرف سنتی grocers از حرکت در میان شهرستانها که با تصویب قانون جدید نیاز به زنجیره فروشگاههای دلار به حداقل یک مایل از هم جدا مگر اینکه آنها برگزار حداقل مربع از مواد غذایی تازه. Whaley و Gehres به من گفت که دیتون در نظر گرفته شده بود مصرف این مرحله اما تصمیم گرفت که آن را می شود کمی بیشتر از ارزش نمادین از شهر چالش فوری این بود که رقیب با مشکلات در فروشگاه های آن را در حال حاضر.

در نهایت من آن را به دلار به طور کلی در شمال Gettysburg که در آن جیمی دونالد تا به حال دیده دیو Dukes صندوقدار با تفنگ خود را در ران. اما او دیگر وجود دارد.

در اکتبر 9, 2019, Roosevelt, Rappley بیست و سه ساله که به گفته پلیس درگیر شده بود در چندین دلار-فروشگاه سرقت به فروشگاه آمد حمل یک تفنگ. Dukes که بیست و هشت تا به حال به کار گرفته شده در این فروشگاه برای یک سال و نیم پس از سالها کار در ساخت و ساز. او شده بود ارتقا به مدیر دستیار و گفت: تا به حال بارها و بارها خواسته ناظران خود را برای یک گارد امنیتی در فروشگاه فایده ای نداشت. او تا به حال پنهان مجوز حمل برای تفنگ و در هر صورت اوهایو اجازه باز حمل بدون مجوز. مدیر فروشگاه می دانستم که در مورد تفنگ و تا به حال نه او را مانع از حمل آن.

زمانی که Rappley خود جلب کرد تفنگ و تهدید او Dukes او مرده است. آمیلیا و سپس به نام 911. “من فقط به حال کسی سعی کنید به تلاش و غارت من در اینجا در دلار کلی در Gettysburg,” او گفت:. “در آمد و با اسلحه گرم تهدید به گرفتن پول کشو اشاره کرد و تفنگ در من و اعضای هیات. . . . وی با اشاره تفنگ در من. من تا به حال یک اسلحه گرم ، من کشیده من اسلحه گرم و من او را به ضرب گلوله در دفاع از خود.” (Dukes اتهام نیست.)

روز بعد دلار به طور کلی گفت Dukes به بازگشت به کار با توجه به Dukes وکیل اریک بلین. “این شرکت است که تصمیم به محل فروشگاه خود را در مناطق خاص و کاملا جنگیدند درخواست برای امنیت و پس از آن هنگامی که کسی در دفاع از خود و همکاران خود آنها پرتاب روز بعد” بلین به من گفت. “برای یک شرکت قرار می دهد که سود تا کنون بیش از مردم خود را ذخیره کارکنان در معرض خطر مرگ و زندگی آن را فقط بی وجدان.” دلار به طور کلی کاهش یافته است برای پاسخ به سوالات در مورد پرونده. “زمانی که کارمند اقدامات بخشی از تحقیقات پلیس ما به طور کامل بررسی مسائل و اقدام مناسب در صورت لزوم” این شرکت اعلام کرد.

در ماه نوامبر فقط چند هفته پس از Rappley مرگ کسی دزدیدند دلار به طور کلی در این نزدیکی هست سالم خیابان که در آن جیمی دونالد شده بود سرقت در سال 2017. دزد به تن فولاد ماسک و شلیک یک تفنگ قبل از ترک.

به زودی پس از آن, Edwin زرگر که سی و دو یک کار وجود دارد. تنها آموزش امنیت او دریافت کرده بود و دوازده دقیقه ویدئو. تحویلدار شد و دستور داد تا پول در کشو اگر در معرض خطر شامل یک رنگ بسته به آن را آسان تر برای ردیابی پول و استفاده از یک تلفن قرمز پشت ثبت نام به تماس با یک شرکت امنیتی است که دلار به طور کلی استفاده می کند. زرگر سرپرستان نادیده گرفته و درخواست خود را برای ماموران امنیتی. در روز سنت پاتریک به عنوان اوهایو شروع به تعطیل میان coronavirus گیر یک مرد راه می رفت به فروشگاه در حالی که کشیدن یک ماسک در زمان از تفنگ. وجود دارد تنها هشتاد دلار در ثبت نام; صندوقداران تا به حال فقط انتقال پول نقد به رها کردن جعبه. وجود دارد بدون رنگ بسته در ثبت نام برای اضافه کردن به پول — آن را هنوز نداده جایگزین شده است که پس از نوامبر سرقت. زرگر به حال تنها به تازگی حذف بخشی از مبارزه است که مسلح آسیب دیده بود با یک گلوله.

زرگر ترین ارشد از سه کارمند شیفت نگران است که دزد خواهد آمد برای پول بیشتر. بنابراین زرگر کردم تفنگ خود را از ماشین خود و تضعیف آن را در زیر تسمه. پلیس وارد, آیا به عنوان Dollar General مدیر منطقه. هنگامی که آنها بازی پشت دوربین فیلم برای دیدن سرقت آنها نیز شاهد زرگر گرفتن تفنگ خود را. روز بعد مدیر فروشگاه گفت زرگر که این شرکت به او گفته بود او را به آتش کشیدند برای نقض این شرکت handbook حکومت در برابر آوردن اسلحه به کار می کنند. دلار به طور کلی کاهش یافته است به نظر شلیک.

زرگر به حال هرگز دیده می شود کتاب است. “این حق را برای من به از دست دادن کار من همه به خاطر من نمی خواهم به مرگ در فروشگاه” او به من گفت که روز بعد.

حدود شش ماه پس از رابرت جنگل را قتل Javon پیرسون در زمان کار در خانواده دلار در دکتر مارتین لوتر کینگ رانندگی در سنت لوئیس یک مایل و نیم از دلار کلی که در آن جنگل و کشته شد. پیرسون بود که سی و یک کار کرده بود در وندی هفت سال اما چشم انداز خود را برای ارتقاء تضاد با خود کودک-مراقبت برنامه او سه فرزند سنین ده شش و سه که بازداشت او به اشتراک گذاشته. بنابراین او روشن به, خانواده, دلار, در حالی که کار یک شغل دوم در صرفه جویی در مقدار زیادی یکی از معدود فروشگاه های مواد غذایی چپ در شمال سنت لوئیس. او نیمه شب به 6 یک.M. جوراب ساق بلند قفسه در صرفه جویی در مقدار زیادی و سپس 9 یک.M. به 3 P.M. در خانواده, دلار, گرفتن خانه در زمان برای دیدن بچه های خود را اغلب با برخی از رفتار از خانواده دلار در دست و به بقیه برای چند ساعت قبل از بازگشت به صرفه جویی در مقدار زیادی. “ما نمی خواب” مادرش کارولین شریف گفت. او برای مراقبت پیرسون کودکان هنگامی که او کار نمی کند به عنوان یک دستیار پزشکی در یک روانی-مرکز بهداشت. “ما کار می کنند.”

در اکتبر 3rd, پیرسون کار در خانواده دلار که با توجه به یک حساب کاربری است که همکاران بعد به خانواده اش, او تا به حال یک بحث با یک مرد که دوست دختر او افتاد. او در سمت چپ فروشگاه در 3 P.M. با کارمند دیگری که قرار بود به او یک خانه سوار. به عنوان آنها عبور پارکینگ دو مرد جوان نزدیک شد و او را به گلوله بست. پیرسون, عمه ، خاله, شاری Ealy, تا به حال از دست رفته یک هفده ساله به خشونت اسلحه در سال 2006. زمانی که او شنیده ام در مورد تیراندازی در, خانواده, دلار, او با عجله به فروشگاه. حتی از فاصله Ealy به رسمیت شناخته شده و او را با کفش کتانی. کارولین شریف رو به فروشگاه لحظات بعد. “که کودک من است?” او پرسید: قبل از سقوط به پیاده رو.

من رفتم برای دیدن نجیب و Ealy در Ealy خانه های ییلاقی در شهر دانشگاه درونی حومه فقط در غرب St. Louis. پرده ها کشیده شد, یک تلویزیون بزرگ شد و کودکان و نوجوانان شد و آمدن و رفتن از خانه. آن را به حال شده است چهار ماه پس از پیرسون قتل—پلیس تا به حال ساخته شده است هر گونه دستگیری و نجیب گفت که او تا به حال شده است بیش از حد غم زده به بازگشت به کار. “من فقط شروع به بیرون آمدن” او گفت:.

او شروع به صحبت کردن در مورد دستگاه های تهویه مطبوع و نگه داشته به آینده را برای آنها در ساعت است که به دنبال. چرا فروشگاه به چنین طول به قفل کردن دستگاه های تهویه هوا که سرد ساختمان های خود را, اما انجام این کار کمی برای حفظ کارگران و خریداران داخل ؟

این بی توجهی تا به حال ادامه داد: پس از مرگ پسرش, او گفت:. صرفه جویی زیادی در حال ارسال مواد غذایی و نوشابه ها به خانواده با تسلیت. حتی وندی که در آن او دیگر مشغول به کار شده بود که به کمک و چند تن از مدیران منطقه آمده بودند برای تشییع جنازه. اما خانواده دلار مدیریت تا به حال نه او و دلسرد کارکنان از حضور در تشییع جنازه او گفت:. (خانواده دلار کاهش یافته است به نظر.)

پس از مراسم تشییع جنازه او گفت: چند دیگر اعضای خانواده خواسته بود که چرا پسر او تا به حال مشغول به کار در خانواده, دلار, با توجه به سطح جرم و جنایت وجود دارد. این زحمت شریف. فروشگاه نزدیک به خانه خود را ساخته شده است که آن را مناسب با توجه به همه عجله بین شغل و مراقبت از کودک. “چرا نمی توانم کار در محله من” او گفت:. “چرا می تواند به شما در محله شما؟”

او استفاده می شود به فروشگاه در خانواده دلار برای خرید لوازم آرایش یا لوازم منزل و یا هدیه کوچک برای او روان-سلامت مشتریان دویدن مناسب و یا گاه به گاه پنج دلار عطر. او تا به حال متوقف رفتن پس از قتل اما یک روز او شده بود رانندگی گذشته یک خانواده دلار کمی دورتر غرب و رفته بود در و صندوقدار پرسید چگونه او احساس کار وجود دارد. “برای واقعی ؟ آن را ترسناک,” صندوقدار گفت و با اشاره به تیراندازی مرگبار در فروشگاه پایین جاده. کارولین شریف گفت: هیچ چیز. ♦

ProPublica غیر انتفاعی اتاق خبر که به بررسی سوء استفاده از قدرت است. ثبت نام برای دریافت داستان های مثل این یکی به عنوان به زودی به عنوان آنها منتشر شده است.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

رای گیری فاجعه پیش رو

شاتر / اطلس

On ژوئن 9, اولیه روز صدها نفر از مردم در محاصره پارک میخانه وسیع آبجوسازی و رستوران در آتلانتا در ناحیهای در شمال غربی پارک. آنها در صف در شش پا افزایش و خط پیچیده در اطراف پارکینگ. دو در نزدیکی مکان های رای گیری بسته شدند و پس از این بود که در آن 16,000 Atlantans شد میله میله به پای صندوق های رأی رفتند. در سراسر منطقه مترو بیش از 80 مکان های رای گیری بسته شده بود و یا تثبیت بیش از نگرانی در مورد کوروناویروس. چه بدتر است: دولت جدید دستور رای گیری ماشین آلات متوقف شده بود ،

برخی از افراد منتظر برای بیش از سه ساعت به رای; دیگران چپ قبل از مصاحبه برگه های رای خود. گرجستان بحران شد آنومالی نیست. 2020 اولیه شروع با یک مشکل برنامه در آیووا انجمن, ارائه, برای اولین بار در کشور مسابقه مسئله. یک ماه بعد در روز سه شنبه رای دهندگان ملاقات ساعت-انتظار طولانی در لس آنجلس, هوستون, Dallas و ساکرامنتو است. یک ماه دیگر گذشت هزاران نفر از آمریکایی ها در حال مرگ بودند از coronavirus و مقامات دولتی شروع لغو مقدماتی. ویسکانسین مقننه دولت مجبور آوریل خود را اولیه از طریق به هر حال. میلواکی رای دهندگان ایستاده بود نقاب در یک یا رگبار تگرگ در انتظار رای در یکی از تنها پنج رای گیری ، هر سال دیده اند 180 رای گیری مکان.

گسترده شکست در انتخابات مقدماتی foreshadow یک برنامه به طور بالقوه فاجعه بار انتخابات نوامبر. ایالات آمریکا مانند نیویورک شده اند مسابقه به ایجاد تسهیلات برای رای دادن از طریق پست. اما کشورهای دیگر در حال ساخت رای گیری سخت تر برای ساکنان: اوکلاهما در حال مبارزه برای نگه داشتن آن قانون که نیاز به رای گیری غایب بود محضری; تگزاس نمی خواهد قبول پزشکی آسیب پذیری به کروناویروس به عنوان دلایل کافی برای رای گیری غایب. حتی اگر دسترسی بیشتر به رای گیری ممکن است به کمک یک تعداد قابل ملاحظه ای از دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن رای دهندگان این مخالفت با آن را از می آید بالا. “ایمیل آراء آنها تقلب” رئیس جمهور گفته است.

موانع رای گیری از دسترسی غیر قابل قبول قبل از همه گیر لی عدن یک وکیل برای NAACP صندوق دفاع حقوقی است که به طور فعال litigating چند رای گیری-حقوق موارد به من گفت. سیاه رای دهندگان به طور متوسط صبر 45 دقیقه دیگر به رای از رای دهندگان سفید; Latino رای دهندگان صبر 46 دقیقه دیگر. یک مطالعه از اتحادیه آزادی های مدنی آمریکا از فلوریدا یافت می شود که سیاه پوست و لاتین رای دهندگان در فلوریدا بیش از دو بار به عنوان به احتمال زیاد به ایمیل خود را در برگه های رای را رد کرد به سفید رای دهندگان—به دلیل ترکیبی از رای دهندگان خطا و چگونه دولت فرآیندهای برگه های رای. به ترک است که در حال حاضر سیستم ناقص بدون تغییر در یک بیماری همه گیر است مضر عدن گفت. “شکست به کار در این زمینه است که ما در آن هستیم که یک بیماری همه گیر و فعالانه استفاده از منابع خود را به آدرس ظهور است که: این هم یک شکل از سرکوب رای دهندگان.”

چندین ایالت از جمله گرجستان و ویرجینیا و ماساچوست را گزارش کرده اند رکورد حضور خود را برای انتخابات مقدماتی و احتمالا دو به سه گانه که در کل. “این احتمال وجود دارد که ما قصد داریم برای رفع این مشکلات در ماه نوامبر ،” مایکل مک دونالد یک استاد دانشگاه فلوریدا که مطالعات انتخابات به من گفت. “در برخی از موارد وجود دارد واقعا هر گونه راه حل های خوب.”

بیشتر در حوزه های رأی گیری نخواهد جادویی ظاهر می شود. متوسط نظرسنجی کارگر است که بیش از 60 سال—و در نتیجه آسیب پذیر به COVID-19. در ویسکانسین حدود 7,000 نظرسنجی کارگران گفت: آنها نمی خواهد کار در طول مارس انتخابات به دلیل ترس از coronavirus. رای دهندگان تا به حال به تلاش برای پیدا کردن جدید حوزه های رأی گیری و کشف کردن راه برای رسیدن به آنها. نتیجه ؟ صف های طولانی و سنبله در رای گیری غایب.

“عادت یکی از چیزهایی که باعث می شود مردم رای” هنری بردی که مطالعات سیاست های انتخاباتی در UC برکلی به من گفت. برخی از مردم را تشویق به رای دادن به دلیل آن را آسان به اندازه کافی برای انجام. در سال 2011 بردی و یک تیم از محققان به بررسی نحوه تغییر حوزه های رأی گیری می تواند بر نتیجه انتخابات و آنها دریافتند که متناوب یک محل ممکن است به کاهش رای گیری به میزان 2 درصد است. برخی از مردم رای غایب به جای در زمانی که فرد خود را در مکان سنجی تغییر کرد—اما این مطالعه مورد بررسی قرار کالیفرنیا که بهانه ای مورد نیاز است برای رای گیری غایب. “شما احتمالا رفتن به از دست دادن مقدار زیادی بیشتر رای دهندگان در مکان های که در آن رای-با-پست الکترونیکی است که به عنوان آسان نیست.”

در طول سال 2016 اولیه ساکنان در Maricopa, آریزونا, مواجه رای گیری تاخیر تا پنج ساعت. پس از مقامات دولتی قطع بودجه شهرستان Maricopa, کاهش تعداد آن از حوزه های رأی گیری 70 درصد — 200—60—معنی محل رای گیری در دسترس بود برای هر 21,000 رای دهندگان. مقامات در ده ها تن از کشورهای دیگر از جمله فلوریدا و جورجیا کارولینای شمالی و آلاباما به همین ترتیب بسته و یا تغییر مکان های رای گیری. قبل از قانون حق رای بود که طی آن وارد در سال 2013 هر یک از این کشورها قبلا افتاده زیر بخش از حقوق مدنی قانون اجازه داده است که دولت فدرال برای جلوگیری از تغییرات به انتخابات است که می تواند تاثیر منفی مردم رنگ در مکان های با سابقه محرومیت. زمانی که حوزه های رأی گیری بسته هستند بسیاری از سیاه و قهوه ای مردم مجبور به سفر دورتر به رای دادن در نامتناسب نرخ با توجه به یک گزارش از صندوق دفاع حقوقی.

این بیماری همه گیر خواهد شد و در نتیجه غیر منتظره ای تعداد زیادی از پست الکترونیکی-در برگه های رای آمده نوامبر. و اگر رای دهندگان فراموش به ثبت نام در انتخابات پاکت صورتی که علامت پاکت اما امضا مطابقت ندارد یک فایل با انتخابات اتاق کار و یا حتی اگر یک انتخابات رسمی misreads اطلاعات است که به درستی نوشته شده است, پست الکترونیکی-در رای گیری می تواند دور انداخته شود. در سال 2016 ایالات متحده در انتخابات کمک کمیسیون گزارش داد که بیش از 300,000 پست الکترونیکی-در آراء رد شد. “است که شماره می تواند قابل ملاحظه ای بالاتر می تواند یک میلیون دلار یا بیشتر در سال 2020—اگر ما عمل نمی” مک دونالد به من گفت. “و حتی اگر ما اقدام ما هنوز در حال رفتن به دیدن غیر منتظره ای تعداد زیادی از برگه های رای را رد کرد.”

ایالات متحده عمل کرده است روند انتخابات عمومی-بهداشت و درمان اضطراری قبل از. در سال 1918 مبارزه شد طرح میتوانست به تجمعات عمومی, محدود شد و رای دهندگان بودند قرنطینه در طول آنفولانزای همه گیر. تقلا برای برگزاری یک انتخابات منصفانه منجر به برخی از سکسکه. در یک مورد یک انتخابات محلی را نتیجه بود بدبختانه پس از رای از اضافی مکان سنجی—راه اندازی اجازه می دهد تا قرنطینه دانش آموزان و معلمان در آیداهو آمریکا نادیده گرفته شد. آیداهو دیوان عالی کشور انداخت از آراء این استدلال که رأی نامشروع بود.

اگر تاریخ راهنمای امریکا careening نسبت به پر سر و صدا نوامبر. و اگر مغلوب ساختن پیشی جستن و جمهوری خواهان می خواهند برای بهره برداری از این بیماری همه گیر به نفع خود در سقوط آنها ممکن است یک بهداشت عمومی بهانه ای برای انجام این کار است.

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به letters@theatlantic.com.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

How Prosperity Transformed the Falklands

House on Bleaker Island.
Bleaker Island, in the Falklands, in March. In the past thirty years, the islands have gone from being a poor territory of mostly British settlers to a rich one with a population from all over the world.Photograph by Maroesjka Lavigne for The New Yorker

It is a place to retreat to in a time of plague. Outside the town are miles and miles of empty land, and few roads. Nothing anywhere but whitegrass, dark, scrubby bushes growing close to the ground, and rocks. Only low mountains and no trees, so there’s little to block the incessant wind that blows in from the sea. It’s very quiet, at least when the wind dies down, and some people find the silence and the emptiness hard to take. Before the war, in 1982, some of the bigger farms employed dozens of men, and there were settlements with forty or fifty people living in them, but most of those people are gone now, either moved or emigrated. These days, there is one person for every twelve square miles. Some of the old houses are vacant and derelict; others were hauled out of the settlements, leaving not so much as a gravel track behind, because the people who lived there rode horses.

At the edges of the two big islands, East Falkland and West Falkland, are more than seven hundred smaller islands, some empty, others inhabited by only one or two families: a couple of houses, some generators, a landing strip. There is plumbing and Internet. With a big enough freezer, you could stay here without contact for months. Longer, if you know how to live as people did here until very recently: killing and butchering their own mutton, milking cows, collecting seabird eggs and diddle-dee berries, digging peat for fuel. During the war with Argentina, when people were fleeing the town and turning up at farmhouses, there was not much worry about feeding them, or the British soldiers who took shelter in henhouses and shearing sheds. The farmers had vegetable gardens, and countless sheep, and flour and sugar in fifty-kilo sacks.

For a hundred and fifty years, when the Falkland Islands were a distant outpost of the British Empire, many men came from the Scottish Highlands to work as shepherds, and the islands are oddly similar to the Shetlands or the Isle of Skye—the bleak, rocky landscape; the blustery rain; the nearness of the sea—as though a piece of Scotland had broken off into the Atlantic and drifted eight thousand miles south, past Ireland, then Portugal, past Morocco and Mauritania and Senegal, down past the coasts of Brazil and Uruguay, and come to rest just a few hundred miles north of Antarctica. But here, on days when the air is very sharp and clear, people know that a floating iceberg must be close. And here there are penguins at the water’s edge: three-foot king penguins with egg-yolk bibs; squat rockhopper penguins with spiky black head feathers like gelled hair; whimsy-hatted gentoos. In March, as the plague was circling, the penguins had nothing to do. They were molting, so they couldn’t swim or eat. Molting, people said, was tiring and uncomfortable. The penguins stood about in crowds near the surf, backs to the wind, waiting for their feathers to fall out.

Then again, when the plague does come there may be no escape. Two commercial flights leave the islands each week: one to Punta Arenas, in southern Chile, on Saturdays, and one on Wednesdays, to São Paulo. Even in normal times these flights are often cancelled owing to strong winds at the airport, and now both have been halted. There are military flights to Britain, but these rely on a stopover to refuel, and so many countries have closed their borders that for several weeks there were no flights at all and the islands were completely cut off. There used to be a boat that brought fruit and dry goods and mail once a month from Montevideo and made the rounds of the settlements, but that was a long time ago. People who live on the more remote farms have been warned that if they get sick no one will be able to come and get them, so those most at risk are departing for the only town—Stanley, on East Falkland—if they can.

“Honey, I’m home!”
Cartoon by Bishakh Som

Until recently, the Falkland Islands were a quasi-feudal colony, in which an arcadian Britain of the past was preserved in microcosm—a population of eighteen hundred, territory a little larger than Jamaica. The islanders, almost all of whom claimed British ancestry, ate British food and planted British gardens, with crowded flower beds and gnomes. They flew Union Jacks from their cars and greenhouses. They were given to displays of patriotism that were rare in the mother country: they celebrated the Queen’s birthday, and sang the national anthem every Sunday in the cathedral. When older islanders talked about Britain—even if they had never been there, and their families had been in the Falklands for five generations—they called it “home.”

John Fowler arrived on the mail boat in 1971. After several awful days at sea, he woke up at four or five in the morning to find that the ship was still. He went up on deck in his pajamas and saw that they were moored on the jetty at Stanley—the town just a few streets on the steep slope above the harbor, little white houses with colored roofs, the air smelling of peat smoke—and saw what looked like three-quarters of the population assembled onshore to greet the ship. To him, just woken up, and disoriented by appearing in public in his pajamas, it was a dreamlike sight, in 1971—like England twenty-five years before, the men in ties and mackintoshes, the ladies in the sort of dresses he remembered his mother wearing when he was a boy.

At the time, the Falklands were poor and embattled, losing so many people to emigration that it seemed the society was in danger of becoming extinct, the islands abandoned. Nobody knew that it was in fact on the verge of an astonishing change: that, a generation later, it would be unrecognizable, its politics transformed, its population doubled and commingled, its identity mutating. It is the fruit fly of societies—a tiny social organism that has metamorphosed through centuries of history in twenty years.

Everything changed for the Falklands because of a chain of events set in motion by the decision of General Leopoldo Galtieri, then President of Argentina, to invade, in April, 1982. Argentina had long claimed the islands, which lie three hundred miles off its coast, and although it was defeated in the war, it claims them still. It maintains that the Falklands are an illegal colony, populated by implants sent by London, and that the British forces on the islands are there to prevent islanders from escaping to Argentina.

In a referendum in 2013, all but three voters elected to remain a self-governing British territory, but the Falklands are no longer now as British as they were. They have become a place where people fetch up from all over the world, for all sorts of reasons—rootless wanderers, transient workers, people fleeing politics at home. In February, a small delegation arrived representing a group of Hong Kong Chinese who were nervous about Beijing. Several white South Africans have turned up; in early March, a divorced contractor from Cape Town who had recently emerged from ten years in prison, in Kuwait, visited offices in Stanley with a stack of business cards. But the constant pressure of the Argentine claim compels the islanders to make the case to the world that they are something more than a haphazard group of settlers, sharing nothing but the ground they live on.

Until three hundred years ago, the Falklands were uninhabited, except by wolves, seals, and island birds—penguins, cormorants, skuas, dark-faced ground tyrants. In 1690, a British captain, John Strong, made the first recorded landing, but he didn’t stay long. A French settlement was established in the seventeen-sixties, and quickly handed to the Spanish. For a few years in the same period, the British maintained an outpost on Saunders Island, near West Falkland, but after clashes with the Spanish they decided that it wasn’t worth the money and went home, leaving a lead plaque asserting British sovereignty. The Spanish kept a garrison on East Falkland for forty years at the end of the eighteenth century, and in the eighteen-twenties, under license from Buenos Aires, a Huguenot cattle-ranching merchant from Hamburg hired gauchos from the mainland and started a settlement that lasted for a few years until it was destroyed by an American gunboat. The British reclaimed the islands in 1833, but it was not until the eighteen-forties that a town was established at Stanley.

After that, people came from all over on boats—sheep farmers from England, fishermen from Scandinavia, seal hunters from Connecticut, whalers, pirates. For the better part of a century, Stanley’s harbor was crowded with abandoned ships wrecked on the terrible journey around Cape Horn—the route taken by European prospectors heading for the California gold rush. Many sailors deserted—traumatized by their brush with death, or just from being horribly seasick on the rough passage from Montevideo. They hid out in Camp (an Anglicization of campo, or “countryside”—in the Falklands it meant everywhere that wasn’t town) until their ship had left. Later, people arrived on yachts—they sailed into Stanley Harbor on their way somewhere else and decided to settle—a couple from Australia, a family from France.

The Lady Elizabeth, a ship grounded at the east end of Stanley Harbor.Photograph by Maroesjka Lavigne for The New Yorker

A man who lived on one of the outer islands for many years used to say that there were two kinds of people in the Falklands: those in Camp, who were mostly descended from farmers who had been kicked out of the Highlands during the clearances, and were hardworking and honest, and those in Stanley, who were descended from people thrown off ships for bad behavior, and were not to be trusted. But there were all sorts in Camp. When Lionel Blake—known as Tim—was the manager of Hill Cove Farm, on West Falkland, in the nineteen-sixties, there were juvenile delinquents working there, one of whom had come to the Falklands straight out of Borstal. It wasn’t easy to get people to move eight thousand miles for low-paid contract work, so you couldn’t be choosy. Tim advertised for shepherds in Farmers Weekly and got a steelworker, a gardener, and a cinema projectionist.

That was how many people came: they answered an ad. The Falklands weren’t a place that most people thought to go to, or had even heard of, so you had to catch their attention. In the early days, farm managers would place notices in newspapers all over Britain. Later, people would post their résumés on hospitality job sites like Catererglobal, or type “overseas jobs” into Google. You didn’t get people who were leaving a lot behind. Even Tim himself was there because he was a third son and there was no room for him on his father’s farm in Somerset.

Tim was Falklands gentry: his grandfather Robert Blake had bought a half-share in Hill Cove in the eighteen-seventies; he lived on the farm for twenty years and had eight children. Shortly before the turn of the century, his body damaged by arthritis and riding accidents, he returned to England, but his share of Hill Cove stayed in the family. This was a common pattern: the early owners lived on the land, but by the twentieth century most farms were held by absentee landlords in Britain, or by the Falkland Islands Company—the Falklands equivalent of the East India Company, combining trade with governance. The government was run by expatriates who didn’t mix with the locals: Falkland Islanders were colonial subjects, and were treated accordingly. At the annual May Ball, people danced the waltz and the foxtrot, and then halfway through the evening everyone moved to the sides of the room so that the governor and his wife and invited dignitaries could process through the hall as the band played “God Save the Queen.”

Tim’s plan was to work in Hill Cove for four years and save enough money to buy land somewhere in England. But, soon after he arrived, he met Sally Clement, the daughter of Wick Clement, another farm manager. Sally had grown up on West Falkland but had been sent to an English boarding school at twelve. By the time she finished there, she barely knew her parents and didn’t want to go back. She wanted to study history at university, but she felt she couldn’t ask her parents to pay for it, and what would she have done with a history degree, anyway? Shortly after she came back to the Falklands, she met Tim at a Christmas party. It was fortunate that they liked each other, since there was almost no one else on the island that either could have married.

In Tim Blake’s first six months at Hill Cove, he found the pace so much slower than English farming that it nearly drove him mad. There were tens of thousands of sheep, but there was no arable land in the Falklands; it was all rocks and peat bogs, so there was much less to do—no working the fields, no plowing and seeding, no harvest. The farmworkers at Hill Cove were always telling him that it was no good getting excited, you could do it tomorrow as well as today: you had a year to do a year’s work, and there was nothing you could do to change the cycle. Eventually, he saw that this was true, and he grew to love the slowness of it, the meditative rhythm of the months going by:

Tim: Riding behind a flock of sheep, or walking behind a flock of sheep—
Sally: You couldn’t hurry them.
Tim: You can’t hurry them. And you’ve got time to—for your mind to float where it will. It was an absolutely fabulous life.

When he was walking behind the sheep, he was always watching them, watching for the wrong sort of movement:

Tim: You upset a sheep, it will switch off, and it ceases to be a thinking thing. But you leave a little gap like that in a fence, somebody will find a way out and the whole lot will go.
Sally: If you make a pig’s ear of it and get them all scattered.
Tim: There will be troublemakers about. When you’re gathering, you’ll always find the odd one that doesn’t want to come in, and you’ll need to watch that sheep. Because when you root her out from one hiding place she won’t have given up. But to stop the spread of ked, which was a skin parasite, you have to be ruthless: if you leave a sheep behind today and it’s got ked on it, it’ll infect any sheep it comes into contact with. We had a rule on the farm that I was taught the moment I got there: if a sheep stops, kill it.

You had to watch for other things, too. In the spring, gulls and turkey vultures attacked the lambs, pecking the underside of a lamb’s chin until they pecked its tongue out. You’d see a ewe with blood on her underside where the lamb had tried to suck but had no tongue to do it. In those days you didn’t butcher for meat, other than the few animals you needed for your own mutton, because there was no abattoir on the islands and no way to get the meat to market, so when a sheep was too old to yield good wool you just killed it and tossed its body on the beach.

For the first twenty years that Tim Blake was at Hill Cove, from the late fifties to the late seventies, the farm, like the other farms in the Falklands, was run on a system that had progressively been outlawed in Britain by legislation, the Truck Acts, which stretched back to the fifteenth century. The farmworkers rarely handled cash: they were paid in scrip, and had a credit account at the farm store in the settlement. At the end of the year, the farm manager would tell them how much money they had left after subtracting their purchases; he would pay their taxes for them and deposit what remained into a government savings account, or help them invest it. The manager might be the only local authority—he conducted marriages and assigned punishments; it was said that not long before Tim Blake came to Hill Cove a man there was fired for whistling. Because drinking could be a problem, especially in winter, when there wasn’t much to do, the farm store rationed sales of alcohol. When a man grew too old for farmwork, he had to retire, which meant that he had to leave his house on the farm and move to Stanley. But there was little for retired men to do in Stanley except go to the pub, and they often died soon afterward.

“Sorry, I’m the Amazing People Watcher. I’m doing all I can.”
Cartoon by Lars Kenseth

The farm manager and his family lived in “the big house,” with a maid, a cook, and a gardener. The married men lived either in small houses in the main settlement or in “outside houses,” isolated in distant parts of the farm, where they could tend to the flocks that were near them. As part of their contracts, the families were housed and given mutton to eat and cows to milk. For variety, they ate penguin eggs, which were round, and big as tennis balls; they tasted of seaweed and their yolks were red. Education on the islands was patchy. Some of the larger settlements, with ten or fifteen children, had a schoolhouse, but many children had a travelling teacher, who might live with them for two weeks every two or three months. Among the older generation of farm managers, some considered it imprudent to educate farm children too well.

Single farmworkers lived in a bunkhouse with a cook. With the exception of the maid in the big house, there might be no single women anywhere nearby: around the time of the 1973 census, on the whole of West Falkland there was one unmarried woman and fifty-one unmarried men. Many women married British soldiers—there was a small garrison of Royal Marines on East Falkland—and left the islands; even if a man found someone to marry, the divorce rate was exceptionally high. So, if a man got hurt, it would likely be the manager’s wife who took care of him. When Tony Smith crushed his hand under the drive belt of a generator in Port Stephens and blood was spurting out the tips of his fingers, it was the farm manager’s wife who heated a needle over a candle flame and pushed it through each one of his nails to release the pressure.

If there weren’t enough married men to live in the outside houses, sometimes a single man would live there by himself, not seeing anyone for weeks at a time. There was an outside shepherd living alone on a farm on West Falkland around the nineteen-fifties who fell very ill and thought he was dying, so he let out his dogs and fed his chickens, lay down on his bed, crossed his arms over his chest, and waited for death, figuring that sooner or later someone would find him. After a while he felt better and got up again, and the story was still being told decades later. Everyone thought it was hilarious.

There was a compressed intimacy in the settlements, both stifling and enfolding: there could be few secrets in places that small, and families depended on one another for help. If someone got sick, it could be a couple of days before the doctor reached him; deliveries came rarely, so people had to borrow. Every year after shearing was over, one settlement on each of the main islands would host Sports Week, and the farmers’ families would get together to celebrate. During the day, there was horse racing and shearing competitions and sheepdog trials, sometimes fuelled by gin-and-tonics for breakfast, and in the evening there was drinking and dancing until four or five in the morning. There was no place to stay other than the houses, so there might be twenty people sleeping in two or three rooms, crammed together on the floor.

Ailsa Heathman, a fifth-generation islander, on her farm, Estancia.Photograph by Maroesjka Lavigne for The New Yorker

Until the nineteen-eighties there were no roads in Camp, so most people got around on horses. Some had Land Rovers, but the soil was so wet that they were always getting stuck in bogs. There weren’t many landmarks to steer by, and fog often obscured the few that there were, so people learned to navigate by looking at the ground. No matter how you travelled, it took hours to get anywhere, so when you passed a house you would stop in for a meal or to sleep over. Anyone living outside a settlement was expected always to be able to come up with a meal and a bed for the night.

For a long time you rarely knew when someone was coming, because there were no phones in Camp, and the mail came once a month. When the mail boat brought letters for one of the outer islands, someone on the mainland would light fires to let people know where the letters were from: one fire for local, two for England. Later, when mail for an outer island arrived in Stanley, it was sorted into sacks, which were then dropped out the door of a plane onto the island. In 1950, the government set up a radio-telephone service linking forty farms; the drawback and the charm of this system was that people could hear one another’s calls. Each morning at ten, a doctor in Stanley would hold consultations over the radio-telephone, and everyone would stop what he or she was doing and sit down around the radio with a cup of tea to listen to islanders describe their coughs and aches and gynecological problems and irritable bowels.

The enormous changes that propelled the Falkland Islands through two centuries of history in twenty years actually began shortly before the war, in the late nineteen-seventies, around the time that Tony Heathman learned how to shear sheep. Tony’s roots in the islands went back as far as Tim Blake’s did, but he came from farmworkers, not gentry: he grew up mostly in Cape Dolphin, on East Falkland; his father was an outside shepherd. He left school at fifteen, in 1964, and worked on the farm at Port San Carlos, then went to Stanley in the winter of 1968 and cut peat.

He had always wanted to learn how to shear sheep in the modern New Zealand style, but there had been no one in Port San Carlos to teach him. Then he heard that in Goose Green there were two managers just over from New Zealand, so he got a job there and started to learn. The method was graceful, precise, every movement choreographed for maximum speed and minimum effort: the shearer standing bent over rather than kneeling, the animal gripped between his legs, the shearer taking up the sheep’s front right leg with his left hand, the first blow of the machine shears down inside the flank, stretching the belly skin up, covering the teats for two blows up the crotch to the center, then rolling the sheep over, two blows across the topknot and above each eye, step through. Then the brisket blows, the neck wool and straight up the throat, round onto the side of the cheek, short one under the ear, the sheep’s head on the shearer’s knee; then down the leg and the sock peeled off, the sheep turned again for the long blow across the back and down the leg—the longest blow in shearing—so that the fleece came off neatly in one piece, like a shed overcoat.

Tony spent a couple of years perfecting his skills at Goose Green, and then, in the early seventies, he joined up with two other men to form a shearing gang, the first in the Falklands. The idea was to go from farm to farm as freelance shearers, charging eightpence a sheep, which was better money than being a shepherd. The shearing gang worked out better for the farms as well, because under the old system they had to employ large numbers of workers for the shearing rush who then didn’t have much to do for the rest of the year.

The gangs came just in time, because the farms were in trouble. Whereas in the previous few decades wool prices had been high and the Falklands had brought in more tax revenues to the British exchequer than they had cost in investment, by the end of the nineteen-seventies the price of wool had plummeted. In 1975, the Foreign Office sent Lord Shackleton—a former Labour Party leader in the House of Lords and a son of the Antarctic explorer Sir Ernest Shackleton—to the Falklands to assess their prospects. Shackleton recommended that the Falkland Islands government buy the big farms back from their absentee landlords, divide them into lots small enough to be managed by a single family, and sell them to islanders. The absentee landlords were delighted to be rid of their failing properties, and Shackleton’s plan was gradually put into effect.

“Oh, my God! Look at us! I’ve become my mother and you’ve become your great-grandfather!”
Cartoon by Paul Karasik

A few years after Tony Heathman joined the shearing gang, he got married, to a woman named Ailsa, whom he had known all his life—his sister was married to her uncle. They were both fifth-generation islanders, descended on their mothers’ side from the same man, William Fell, who came to the islands from Scotland around 1859. Ailsa had grown up in the Rose Hotel, a pub in Stanley that her parents and grandmother ran, but she spent all her summers with relatives who worked at Green Patch, a farm on East Falkland.

As it happened, Green Patch was the first of the big farms to be subdivided after the Shackleton report. The Falkland Islands Company sold it to the government, and in 1980 the government divided its seventy-two thousand acres into six holdings of around twelve thousand acres each. Tony and Ailsa jumped at the chance to have their own farm. In the years that Tony had been on the shearing gang, Ailsa had been working as a rousie, piling the wool in the sheds, and in the off season they lived in a caravan and drove around Goose Green repairing fences. They could make a hundred pounds a day between them if they were lucky, and they had saved most of it.

They applied for one of the holdings, Estancia, and were offered a lease for fifteen thousand pounds. But running their own farm was not what they’d imagined. The first winter was hard, and they lost a lot of sheep. Because the land was so poor, it could support only three thousand sheep, but you needed a minimum of six thousand to make the farm viable. Wool prices kept going down. Tony and Ailsa couldn’t have got rid of the farm, because they couldn’t have sold it for enough money to buy a place in Stanley, so they cut back everywhere they could think of and held on.

They weren’t alone: the mood everywhere on the islands was grim. It had become obvious to the islanders that Britain considered them a problem. For years, the Foreign Office had been pushing them closer to Argentina, arranging for goods and services to come from there rather than from Britain. Argentina, whose government had recently been taken over by a military junta, had been growing increasingly bellicose on the issue of sovereignty, and the last thing Britain wanted was an international dispute over some distant rocks nobody had heard of. It seemed clear to the islanders that Britain planned at some point to simply hand them over. At the end of 1980, a minister from the Foreign Office visited Stanley and proposed to an apprehensive audience in the town hall that the Falklands be given to Argentina in a long-term “leaseback” arrangement, similar to the one that Britain and China had for Hong Kong. Not long afterward, the House of Lords voted to refuse the islanders British citizenship. “In a place where people have become well aware that loyalty expressed over many generations is swiftly forgotten,” the Penguin News wrote, in a bitter editorial, “they are not surprised that they have been pushed a little further out into the cold.”

If the farms were failing, and Britain was likely to betray them to the Argentines, what was there left to stay for? People began making plans to get out—contract workers went back to Britain; people with enough savings emigrated to New Zealand—but many islanders didn’t have the money to start over in a new country, and had been in the Falklands for so many generations that they no longer had any ties to Britain or anywhere else. Where were they supposed to go?

On April 1, 1982, the governor of the Falkland Islands, Rex Masterman Hunt, received a telegram from the Foreign Office: “We have apparently reliable evidence that an Argentine task force will gather off Cape Pembroke early tomorrow morning. You will wish to make your dispositions accordingly.” Hunt had evacuated from Saigon in 1975 and remembered how long it took to shred documents, so he immediately ordered shredding to begin; then he went on the radio and told the islanders to expect an invasion but not to be inquisitive and go outside, since they’d only be in the way. Patrick Watts, the head of the radio station, announced that he would keep broadcasting, interspersing music with news; people began phoning in to report what they were seeing, and he broadcast the calls. The next day at dawn, the Argentines landed and marched into Stanley. After a brief resistance, the governor realized that fighting back with the islands’ tiny defense force was futile, and surrendered. The Argentines declared that they had come to liberate the islands from colonialism, and ordered schools to be taught in Spanish and everyone to drive on the right-hand side of the road.

For the first few hours, no one knew whether Britain would come to defend them or not. That Argentina would invade when Britain had been more or less asking to hand them over made the country’s regime seem even crazier; people in Stanley began talking about where they could flee to if Britain capitulated. Some began frantically packing to evacuate to Camp, though the Argentines were in Camp, too, forcing people out of their homes, herding them into buildings, demanding food and vehicles. Later that day, the islanders learned that Margaret Thatcher, the British Prime Minister, had decided to send the Navy, after all, though it would take many days to get there.

The islanders did what they could to undermine the enemy. Reg Silvey, the Cape Pembroke lighthouse keeper and a radio ham, rigged an aerial out of a steel-core washing line and transmitted troop information to the British. Terry Peck, a policeman, concealed a telephoto camera in a drainpipe and walked around taking photographs of Argentine missile sites. A farmer named Trudi McPhee led a caravan of islanders in Land Rovers and tractors through hostile territory at night across East Falkland to Tony and Ailsa’s farmhouse, where British troops needed vehicles to transport weapons. Eric Goss, a manager at Goose Green, convinced Argentine soldiers that the lights of British ships in Falkland Sound were moonlight reflecting off seaweed.

A house in Goose Green, a settlement on Lafonia, the peninsula that forms the southern part of East Falkland.Photograph by Maroesjka Lavigne for The New Yorker

The conflict lasted seventy-four days; around six hundred and fifty Argentines and two hundred and fifty Britons, as well as three Falkland Islanders, died. On the fourteenth of June, Argentina finally surrendered. The commander of the British land forces sent a message to London: “The Falkland Islands are once more under the government desired by their inhabitants. God save the Queen.”

Afterward, Stanley was so wrecked and filthy, rubbish and debris everywhere, that it was hard to imagine it could ever be repaired. People returning to homes where Argentine conscripts had camped out found their things broken or stolen, graffiti on the walls and drawers full of feces. Outside the town, farmers were afraid to move around, because the land was strewn with mines. People were angry and depressed, traumatized by the violence of the invasion and by how helpless and vulnerable it had shown them to be. Many felt guilty about the British soldiers who had died: two hundred and fifty dead for eighteen hundred Falkland Islanders. Were they worth it?

During the war, groups of islanders had been crammed together, either forcibly, by Argentine soldiers, like the more than a hundred people held captive for nearly a month in the community hall at Goose Green, or because they took refuge in the West Store in Stanley. The people who spent the war like that grew very close; but in the dismal aftermath they were overwhelmed by the task of purging the filth from their houses and earning enough money to repair them, and the feeling of togetherness mostly dissipated. After the war, most people in Stanley had troops billeted with them, and everywhere you went there were soldiers in uniform, so the town still felt like a place under military occupation. The British troops called the islanders Bennys, for a village-idiot character in the long-running British soap opera “Crossroads.” When they were ordered to stop, they took to calling them Stills, as in, “Still a Benny.” With so many soldiers coming through on three-month tours, a lot of marriages broke up, and a lot of people turned up at the hospital with S.T.D.s.

Trying to keep their heads above water in Estancia with too few sheep, Tony and Ailsa looked for ways to diversify. They sold hay. They planted vast vegetable gardens and sold produce to the mess kitchen on the base, though the military’s specifications were so rigid that selling to it was barely worth the trouble. (“Each root must be not less than 20 mm in diameter and not less than 50g in weight. The difference in weight between the smallest and largest root in any one package must not be more than 30mm in diameter and 200g.”) Some years, they grew six tons of carrots. For the most part, Ailsa and Tony pulled them all themselves, though one weekend a woman came to help, and was so crippled afterward from all the bending that she had to go to the hospital.

After the war, the wretched condition of the Falklands attracted international attention, and Britain allotted the islands more aid money than it ever had before. It passed a nationality bill that granted Falkland Islanders full British citizenship, and it gave the islands independence in all matters except foreign policy and defense. The islands would be run not by the governor but by their legislative council; this would consist of eight elected members, though there would be no political parties—there was no need, since most people had known one another all their lives. There was already a local court, and since it was difficult to assemble a jury in which no one was related to the defendant, the bailiff was empowered to step outside and collar more potential jurors literally off the street.

But the turning point that changed everything was Britain’s decision, in 1986, to permit the Falklands to claim fishing rights to the waters for a hundred and fifty miles offshore, which it had not allowed before for fear of antagonizing Argentina. The waters surrounding the islands lay on the yearly swimming routes of toothfish—Chilean sea bass—and two species of squid much valued in Asia and southern Europe. For decades, the islanders had watched Russian and Taiwanese fishing boats fill their nets—working by night, shining bright lights into the water to attract the squid to the surface—without being able to do a thing about it. Sales of fishing licenses to foreign fleets multiplied the islands’ collective income threefold, virtually overnight.

Suddenly, all sorts of things that people had been longing for were actually possible. Since the late nineteenth century, islanders had wanted a swimming pool because the sea was too cold to swim in, so nobody knew how, and, when boats capsized, people would drown. Now there would be a pool. A new secondary school was built, and a hospital. The changes that had begun before the war accelerated: the old farms were subdivided, the government lent people money to buy the new ones, and soon nearly all the land in the Falklands was owned by the islanders who farmed it.

Merlita Ponsica immigrated to the Falklands from Cebu, in the Philippines, in 2017.Photograph by Maroesjka Lavigne for The New Yorker

The government set about building roads all over the islands, so that people could visit one another without its taking eight or ten hours to get there. It subsidized a car ferry linking East Falkland to West Falkland, twenty miles across the Falkland Sound, and a few nine-seater planes to transport people longer distances, or to the outer islands. Proper phones, with numbers and private lines, were installed. It was decided that any Falkland Island teen-agers who passed their exams could attend sixth form and university in Britain, all expenses paid, including trips home each year. A union negotiator went in to haggle with the government and emerged with salaries doubled, wondering if he was hallucinating.

Most people quickly got used to the new way of living, and found that they liked it. But, having grown up in the bad times, Falkland Islanders were extremely frugal, and each new project was strenuously resisted by those who said that it was unnecessary, or too expensive, or that it would never work. Members of the legislative assembly were leery of wasting money on mistakes—and, early on, there were some very expensive mistakes—so before embarking on big projects they hired experts to draw up reports detailing different options, and the pros and cons of each, and everything that could possibly go wrong. The people who had previously complained about the expensive mistakes now complained about the expensive experts, and the regulations and paperwork and best practices they brought with them:

Tony: The fisheries office in Stanley—they spent nearly five hundred thousand pounds on the foundation. You could launch a bloody space shuttle off that foundation!
Ailsa: We’ve been building houses in the Falklands for nearly two hundred years and nothing’s blown away that I ever heard of.

Even with all the experts, things went wrong. When the road from Stanley to the airport was built, it was built with deep ditches on either side. Rumor had it that somebody who wasn’t a Falkland Islander had mistaken the annual rainfall figure for the monthly one, and designed it that way to accommodate flooding. Many years and countless accidents later, the ditches—too expensive to fix—were still there, and people were still bitter about them. After the airport road was tarmacked, some wanted to tarmac more roads, like the one out to the ferry port, while others thought that, if you did that, next thing you knew people were going to want lines painted down the middle of the roads, and then barriers along the edge to prevent cars from falling into the ditches, and by then you might as well give everyone their own limousine and throw in a year’s supply of tiaras while you were at it.

The Falkland Islands were now among the richest places on earth—with an income, per capita, comparable to those of Norway and Qatar. Despite its spending, the government had also put aside several years’ income for a rainy day: it had no debt at all. And, meanwhile, the possibility had arisen of exponentially more money in the near future. Since the nineteen-nineties, oil companies had been exploring the waters around the islands, and by the early twenty-tens it had become clear that substantial oil deposits existed in the basins offshore. The islanders cautiously reminded themselves that drilling was not a certainty—it depended on oil prices and various technical issues—but it seemed increasingly likely that this would happen, and that the Falklands’ annual revenues could soon quadruple. On April 1st, a broadcaster on Falkland Islands radio announced that the government had struck gold and everyone should claim free shares in a mining venture. At that point, the news seemed so plausible that few people realized it was a joke.

Merlita Ponsica was in her forties and working as a receptionist at the visa office in Cebu, a city in the Philippines a few hundred miles southeast of Manila, when a woman a little older than she was came in to apply for a visa to the Falkland Islands. The woman had been working overseas for years—in Hong Kong and Macao and Singapore—and sending money home to her mother, who lived in a rural area and was taking care of the woman’s three children. Then the woman had met a man in an online chatroom, and he had suggested that she join him in the Falklands. Now she had a job in Stanley, working in the convenience store of a gas station, and she was living with the man. She had even brought her children over.

It was safe in the Falklands, the woman said—maybe the safest place in the world. The money was good—up to ten times what you would earn in the Philippines—and health and education were free. It was better than Dubai, even, because in Dubai it was almost impossible to get residency, whereas you could get permanent residency in the Falklands after five years. The woman explained to Merlita how she had met the man online, and soon Merlita, too, had a boyfriend in the Falklands, about twenty-five years older than she was. This man helped her find a job in Stanley, working at the supermarket—you couldn’t move to the Falklands without a job—and in 2017 she flew over.

Patrick Watts, the former head of the Falkland Islands’ radio station, outside his home.Photograph by Maroesjka Lavigne for The New Yorker

It was cold in Stanley, and very quiet. It was so tiny, after Cebu, and almost nobody about, only a few cars driving by, or sometimes a couple of kids on bicycles. From a distance the town looked pretty, the white houses with colored roofs, but when you walked past the houses you saw that many were cheaply made, with painted siding and corrugated metal. Some people had planted flower beds, but many back yards were messy, strewn with spare building materials and old cars. Some people kept animals—dogs and chickens, even horses and sheep. Sometimes in the evening a lamb could be heard crying. On Saturday nights, if you walked past one of the pubs you could hear loud music inside, and there would be people standing outdoors smoking, women in tight dresses, and sometimes drunk people flailing about, punching each other. But the woman in the visa office had been right; it was safe. At home she’d been afraid to carry money, but also afraid not to carry money, because if someone attacked her and she hadn’t got any she might be killed. In Stanley, she never worried about walking alone.

At first, she was very homesick. There were other Filipinos in Stanley, but the ones who’d come before her could be snooty about new arrivals, so she mostly kept to herself. After a few months, she and the boyfriend broke up—she found out that he’d been seeing another Filipina on the side—but the money was good and she decided to stay. She worked, went home, cooked dinner, went to sleep. She had left her three-year-old son back in the Philippines, and she missed him so much she wanted to die. Then she figured out how to get one of her sisters a job in Stanley, as a waitress. Once her sister arrived, she felt better. Her sister worked late at the restaurant, so in the evenings after the supermarket closed Merlita was alone. But at night, and on their days off, she and her sister sat in their house and sang and drank together, and video-called home after midnight, when the Internet was cheaper.

Filipinos were relatively recent arrivals. After the war, people had started arriving from St. Helena, another British island territory in the South Atlantic. In the nineties and early two-thousands, Chileans who had grown up under military dictatorship had started moving to the Falklands to work in the hotel—for a long time there was only one hotel, the Upland Goose—or in the shops, or to drive a taxi. Later on, a group of mine-clearance workers from Zimbabwe spent a couple of years on the islands, ridding them of mines from the war, and some liked it enough that they decided to stay and bring their families.

Some of the de-miners had already lived all over the world—the Falklands was just another posting. Shupi Chipunza had grown up in Harare and done A-levels in history, Shona, and English literature intending to go to university, but then he heard that de-mining paid double what he could earn as a teacher. He left to take a series of de-mining jobs, in Croatia, then Lebanon, then Congo, then Cyprus, then Afghanistan, and, finally, the Falklands. By the time he got to Stanley, he had married Agnes, a girl who grew up on his street in Harare, and they had three young children. He wanted to stop going away so much, so he got a job installing floors, and later worked as a firefighter at the airport. He brought Agnes over, and she started a house-cleaning business. Shupi was determined that he and Agnes would not fail to integrate into the Falklands community, and he had lived in so many places that he knew what it took to get the natives to accept you. He joined a soccer team, he participated in charity fund-raisers—there were a lot of charity fund-raisers. He explained to Agnes which foods the islanders ate with cutlery and which with their hands, so that they wouldn’t embarrass themselves if they were invited to dinner.

Whereas in the seventies in the Falklands there had been only sheep, now there were not only the fisheries but also tourism, which was growing every year, with all the cruise ships stopping by on their way to Antarctica. Tony and Ailsa, like many islanders, started a sideline in tourism. They did battlefield tours and talked about their war experience, and showed people the remains of two Argentine helicopters near their farm. They drove people out to see the king penguins on the beach at Volunteer Point. On a big cruise-ship day there might be fifty vehicles at Volunteer Point, with four passengers in each. During the summer, many people took time off work to pick up tourism gigs, but there still weren’t enough drivers for the days when four thousand passengers came ashore, more than doubling the islands’ population, so the tourists who hadn’t booked car trips in advance would trudge around Stanley in matching promotional rain jackets and extreme-weather boots, taking photographs of the statue of Margaret Thatcher and the red post boxes and the red phone booths outside the post office.

It was impossible to fill all the jobs—many people in Stanley had two or three. Young people switched careers easily if they felt like it: from I.T. consultant to running an embroidery business; from research biologist to airline pilot. People who had emigrated in the seventies began moving back, and three-quarters of the students who went away to study returned, but there still weren’t enough. Shops and hotels started bringing in more and more people from abroad, and by the time of the 2016 census only forty-three per cent of the population was native-born. Of the remainder, about half were from Britain, but the rest came from nearly sixty countries. Of course, it being the Falklands, many of the sixty countries were represented by one or two people. (“The Russians came through fisheries science. There’s a Romanian in Port Howard—he’s a farmworker. The Latvian, I really don’t know how he got here.”)

In addition to those who came for work, there were a lot of travellers in the Falklands—people who spent their time staring at maps, who had been all over the world, who had no deep roots and had fetched up in the South Atlantic for one reason or another. Pat Warburton was a dental hygienist in her sixties from York Springs, Pennsylvania, who had been to Tibet and Mongolia in a Unimog truck that she and a boyfriend had kitted up into a mobile home. She had followed the Silk Road through Turkmenistan, Uzbekistan, and Kazakhstan into northwestern China; she had been all over Europe and South America and Africa. She would stop to work for a few months in dental offices that took her on temporarily, in South Africa or New York or Kathmandu, and then, when she had saved enough money, she would search on Web sites—Workaway, MindMyHouse—for people who could give her room and board in exchange for some kind of help. On a three-month coconut-harvesting Workaway in the Tuamotu Islands, in the South Pacific, she decided that she liked remote islands, and she liked the sound of the Falklands, so she placed an advertisement in the Penguin News. She was taken in by a couple at Hill Cove who wanted help around the farm, and spent a few months cooking for a shearing gang, cleaning barns, and castrating lambs. A neighbor spotted her, and she ended up moving in.

A group of penguins at Volunteer Point, on East Falkland.Photograph by Maroesjka Lavigne for The New Yorker

Keith Biles started out in the nineteen-sixties working in London for a firm of bullion dealers, but when he visited his brother-in-law, who was working in Pretoria, he realized that many people were living better for less money overseas, and he wanted to be a part of that. He went to work for a bank that would send him abroad, and was posted to Manila, then Hong Kong, then New York, Sri Lanka, Oman, Dubai, Ghana, and the Falklands. While he was living in Stanley, he turned fifty-five and came up for retirement, and he and his wife had to decide where to settle. He was drawn to Cyprus because the climate was nice and life there was easy, but his wife couldn’t face it, thirty years of sitting in the sun and going to bars and meeting other expatriates for dinner. They considered returning to England, but it had been so many years since they’d lived there that they had no roots anywhere in particular. Their children were living in different parts of the country and planning to emigrate themselves. So in the end they decided to stay. They had friends in Stanley, they were active in local organizations, they had a nice house with a picture window overlooking the sea.

Prosperity changed nearly everything. When an islander bought one of the new farms, he needed to live on his own land, so typically he moved into the outside shepherd’s house that was already on it. Suddenly, the people he had lived with for years, maybe his whole life, were gone, and his family was alone. The work on each farm could be managed by one couple, especially once people started herding sheep with quad bikes rather than horses, so farmworkers who couldn’t afford to take on their own farms either moved to Stanley or left. Within a few years, many of the settlements had emptied out—a place that had had fifty people living in it might now have four. People didn’t need neighbors anymore, though, the way they once did; now they had money, and it was easier to get into Stanley on a plane, and products were flown in from abroad all the time, so, if they needed something, they might no longer have to borrow.

The new roads made getting around much quicker, which meant that if you wanted to visit someone you could, without taking two days to do it. But, because of that, you didn’t need to stop at anyone’s house along the way, or spend the night. People got into the habit of calling before they came, to make sure that a visit was convenient. A lot of people stopped staying over for Sports Week. They might come out to see the races, drink a few Budweisers in the afternoon, and then drive home that night. It was a bit of an imposition to stay over, and who wanted to spend a night on the floor when you could sleep in your own bed? Anyway, Sports Week was no longer as exciting as it had been when it was the only time you’d see certain people all year. With so many leaving early, Sports Week became Sports a few days, and the all-night dances petered out:

Tony: There’s no social life left in the Camp.
Ailsa: I used to keep all the beds made up—people often stopped here overnight. We used to get about eight hundred visitors a year.
Tony: Twelve hundred, one year!
Ailsa: We all knew each other. Tony would be away nearly every weekend looking for somebody that was lost or bogged. When we first got this place, I said, “I want hooks in the storeroom for twelve mugs.” He said, “What the hell do you want twelve mugs for?” Well, there was many a day they were all dirty and I’d be washing them before the next lot came in. But once the road went in people would just drive past.

With the new phones, you could finally talk to a doctor in private, and people quickly got used to that. Years later, when the hospital was being refurbished, a temporary waiting room was set up, with windows that were visible from the road, and people complained that it was outrageous that passersby might see them there and know that they had an appointment. On the other hand, while there was now more privacy, some things that had not been spoken of before, or had been hidden in isolated farmhouses, began to come out. Stanley’s small jail grew crowded with elderly sex offenders. The hospital could now afford to invest in mental health; visiting therapists noticed in the islands’ population a surprising near-absence of schizophrenia and bipolar disorder, but a higher than usual incidence of alcohol abuse and depression.

There were a few people who said that they liked the Falklands better the way they used to be, though almost everybody mocked them for pining for the good old days, when everyone was poor and miserable and half the population was trying to leave. “I wish it had never happened,” Patrick Watts says. “I did love the old Falklands the way it was—the nice, relaxed, slow way of life we had—which some people couldn’t tolerate, so they upped and went. It was a small population, and we were closer together. Pre-’82, the Falklands was the place where I lived; now it’s the place where I work. That’s how I describe it.”

It used to be that people who lived in Stanley knew everyone they saw on the street, and would say hello to them. Of course, you always had the odd foreigner turning up. Patrick Watts had brought home his wife, Sima, a Dutch citizen of Indian extraction who had grown up in Suriname, having met her at an all-you-can-eat buffet dinner at Mr. Wu, a Chinese restaurant in London. But in the old days people came one at a time, so you recognized them. The older generation found the number of strangers disturbing, although they weren’t greeting people on the street anymore, anyway, because now everyone had cars so nobody walked.

Some islanders complained that, with so many people from all over the world, the Falklands were becoming unrecognizable. Others found the new cosmopolitanism exciting, and thought that those who complained were lacking in vision and probably racist, harkening back to the days before the war, when islanders used to cite the nearly hundred-per-cent whiteness of the population as proof that they were truly British. But, in addition to this familiar divide, there was a twist unique to the Falklands, caused by the lingering spectre of the war. Falkland Islanders claimed the right to self-determination under the United Nations Charter. The charter granted that right to “peoples,” but it didn’t define what that meant. What did it take to be a people? How did some people become a people? Was it a matter of time? Shared culture? Children born on the land? Was there, on the other hand, a point at which a population was so transient and unstable that it looked less like a society than like an airport? Islanders liked to point out that their old families had lived in the Falklands for more generations than many Argentine families had lived in Argentina—for practically as long as Argentina had been a country—and some worried that if the islands again came to be inhabited mostly by travellers and contract workers from abroad this advantage would be lost.

People had come to the Falklands for so many different reasons that it was hard to combine them into the kinds of larger national legends that explained who you were. Most of the usual stories were not available. The first arrivals had not tamed or transformed the land, uprooting trees and plowing fields: there were no trees, and the sheep took the land as it was. The islanders had rid themselves of their colonial masters, but not by revolution; the colonial masters had wanted to be rid of them. A liberating war had been won, but not by the islanders themselves. Moreover, although the islands now had plenty of money, they were still reliant on Britain in many ways—for medical care, education, and defense, for professionals and experts. Independence seemed impossible, at least in the foreseeable future; the place was just too small.

Most people now described themselves as Falkland Islanders first and British second, but it was hard to say what that meant. Britishness was easy to proclaim—the Union Jacks, the red post boxes. Symbols were enough because everybody knew what Britain was, and there was too much of it to capture, anyway. But what a Falkland Islander was, was harder to describe. Most people felt strongly that sheep farming was an important part of their heritage, but not many people lived in Camp anymore. The gift shops were full of penguins, but although everybody liked penguins they were not obviously totemic. “We’re so young, we don’t have a long history,” Leona Roberts, a member of the islands’ legislative assembly, says. “And there’s no native population, no carvings to tell us who we are.”

When asked what it meant to be a Falkland Islander, most people with deep roots in the islands would talk about survival in isolation and bad weather; making do with very little; figuring out how to fix something without training or the proper parts; helping one another out because nobody else was going to do it, because there was nobody else. A lot of being a Falkland Islander had to do with being poor, but now Falkland Islanders were no longer poor. “When Premier Oil researched its first environmental and social-impact statement, we had people saying, We’ve got to protect our way of life, we’ve got to protect our way of life,” Mike Summers, the head of the chamber of commerce, says. “And at some point in a meeting I said, ‘So what is that, then?’ And there was a silence. And I said, ‘You see—the problem is, we don’t know.’ ”

In late March, as the plague drew closer, and the planes stopped coming, the islanders, like people everywhere, sat at home and went online, trying to figure out what was going to happen. Oil prices had plunged since the pandemic began, and COVID had been spreading among workers living in close quarters on rigs, so it seemed unlikely that drilling would start anytime soon. With restaurants closing in Europe, demand for fish was a fraction of what it had been, and that was in addition to the possibility that Brexit would result in European tariffs approaching twenty per cent. It was not yet clear what all this meant for the fisheries, but their revenues made up nearly two-thirds of the islands’ income, so any reduction would have an enormous impact. Tourism was the second-largest business, and that consisted almost entirely of cruise-ship passengers. Who was going to sign up for a cruise now? And if the tourists stopped coming restaurants and hotels would close. You weren’t allowed to stay in the Falklands without a job, so the people who worked there and didn’t yet have permanent residency might have to go home.

What would happen if planes stopped bringing in regular supplies? Would the islands become remote once more, hoping the deliveries came in, relying on homegrown food if they didn’t? In the old days, fruit was shipped in once a month—it was hard to grow anything on the islands other than berries—and people called mutton “365” because they ate it every day, sometimes for all three meals. Could that happen again? Would younger people who’d grown up in Stanley learn to slaughter sheep? Maybe the people who missed the way the Falklands used to be would get what they wanted:

Ailsa: Another World War. Heaven forbid, but it might sort the world out.
Tony: Shut shore down for a month.
Ailsa: We’d have to learn to live on our own resources and get along together for once.

It seemed inevitable that the plague would come. Everyone was waiting. For weeks, some people had been saying on Facebook that the government ought to close the borders, at least to the cruise ships, but the passengers kept arriving, walking all over Stanley, spreading God knows what.

Now, though, with the beginning of fall in the Southern Hemisphere, the tourism season was over. There would be no more cruise ships, and the bed-and-breakfasts and the gift shops would shut. With borders closing in other countries and the uncertainty of flights, many of the experts and consultants had gone home. The long-term islanders would be on their own again for the winter. And if people started dying everyone would mourn, because everyone would know who they were. ♦

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

ترک لینکلن از آن

اقیانوس اطلس

به یک حسابداری کامل دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن و تاثیر ویرانگر آن بر ما سیاست, شما نیاز به نگاه در دشمنان خود را. پس از رئیس جمهور ناامید کننده (برای طرفداران تهمت) تجمع در Tulsa, اوکلاهما یک عمل سیاسی کمیته موسوم به لینکلن پروژه شروع به پریدن کرد به نزاع آن را به عنوان تمایل به انجام, با هر دو پا. آن منتشر شد نه یکی بلکه دو تصویری تبلیغات مسخره کردن رئیس جمهور است.

برای اولین بار بود در مورد تهمت و ادعا می کنند در این تجمع که از او خواسته خود را “مردم” به سرعت coronavirus تست. مغلوب ساختن پیشی جستن سخنگوی بعد گفت: سخن گفتن بود “ریشخند” و خود رئيس جمهور گفت مصاحبه آن را “نیمه زبان در گونه.” اما این کار از رئیس جمهور مخالفت امروزه انتخاب کنید و را انتخاب کنید چه چیزی را باور کنم. لینکلن پروژه تصمیم به اعتقاد او در اولین اظهار رسم استنتاج محتمل است که رئیس جمهور در واقع می خواستم به سرعت تست که تنها مانع بازگشایی اقتصاد یک چیزی که او را نمی خواهید انجام دهید. من فکر می کنم من که راست کردم.

صدای بیش از اولین آگهی نر و stentorian; دوم که بود و مسخره. دوم تجاری بود به نام “شدن.” “هی دونالد” گوینده گفت. “مشارکت در تولسا? ورزشها. شما احتمالا قبل از این شنیده بود اما کوچکتر از ما انتظار می رود.” قطع به یک شات از مغلوب ساختن پیشی جستن آوردن کف دست خود را با هم. “آن مطمئن نبود به عنوان بزرگ به عنوان شما وعده داده شده است. راستش ما نه شگفت زده … ما دیده ایم که شما لرزان و شما نمی توانید نگه دارید خود سنجی تا … غمگین ضعیف و کم انرژی. درست مثل خود ریاست جمهوری است. درست مثل شما.”

زمانی که این پروژه را در حساب توییتر اعلام کرد که این تبلیغ را برای اولین بار آن را مطمئن ساخته شده برای تگ Stormy Daniels.

“کاهش” در روح دیگری اخیر لینکلن پروژه محصول به نام “مغلوب ساختن پیشی جستن است و نه به خوبی” از اوایل این ماه. که تبلیغ استفاده می شود فیلم از مغلوب ساختن پیشی جستن سخنرانی به فارغ التحصیلی کلاس در وست پوینت. بیش از عکس از رئیس جمهور برگزاری یک لیوان آب را با دو دست به voice-over پیشنهاد او مبتلا به نوعی از ناتوانی است که ارائه شده و او را نا مناسب برای بالا آشکارا بر اساس این نظریه که ملت ما فرمانده باید قادر به جرعه آب با یک دست.

لینکلن پروژه تبلیغات—شخصا سوء استفاده عصبی, pointlessly شهوت پرست و سفر-سیمی با غیر sequiturs—آشنا هستند: آنها در حال انجام با تمام لذت بردن از رئیس جمهور نشان می دهد که او جوک در مورد روان سکسکه از “خواب آلود” جو بایدن فقط به عنوان چهار سال پیش او با خوشحالی ضمنی است که هیلاری کلینتون دچار برخی بی نام بیماری است. یکی از دلایل مغلوب ساختن پیشی جستن می کند این است که به آزار مخالفان خود را در حال حاضر مخالفان خود و هواداران در حال بازگشت به نفع.

تبلیغات’ مخاطبان در نظر گرفته شده ممکن است تعجب. در ماه دسامبر تایید این سازمان با انتشار بیانیه ای در نیویورک تایمزبه علامت گروه خود را راه اندازی. تیتر بخوانید: “ما جمهوری خواهان و ما می خواهیم مغلوب ساختن پیشی جستن را شکست داد.”

“2020 انتخابات عمومی توسط هر نشانه ای خواهد بود و در مورد اقناع” سازمان نوشت. “ما تلاش هستند با هدف متقاعد کردن … ناراضی محافظه کاران و جمهوریخواهان و جمهوریخواهان متمایل مستقل در نوسان متحده و مناطق.” به نام آنها گفت: “ما به لینکلن به عنوان راهنمای ما و الهام بخش است.”

این ادعا به گوشته از آبراهام لینکلن صحت از سازمان می دانستند. مدتها قبل از او یک شهید و سپس یک اسطوره لینکلن شد در زمان کوچک سیاستمدار در ایلینوی دشت با استعداد برای چه یکی از biographers داگلاس ویلسون به نام “حمله روزنامه نگاری است.” او در طول اوایل زندگی حرفه ای او پر ستون از روزنامه ها با زشت معمولا ناشناس ضرب و جرح در سیاسی خود را دشمنان. لینکلن با استفاده از هر ابزار در عوام فریب کیت—تهمت زدن کنایه مسخره. از صحت و دقت نمی مهار او در آن موارد نادر زمانی که حقایق بودند در موضوع است.

لینکلن می دانستم که مخاطبان خود را. خوانندگان خود Wilson نوشته بودند “اساسا حزبی است.” “آنها تمایل به لذت در هر بازدید خود را در برابر مخالفان سیاسی. اغوا کننده درخواست تجدید نظر از عوامفریبی است که meanspirited و ناعادلانه استدلال را امتیاز.”

چنین استدلال, به عبارت دیگر, هیجان کسانی که در حال حاضر در هیئت مدیره و تنها کسانی که. لینکلن پروژه تبلیغات به عنوان مانیفست ادعا کرد “در مورد اجبار.” مثل یک برگ برنده رالی تبلیغات کار به طور انحصاری در predispositions از مؤمنان. سعی کنید به تصور “ناراضی محافظه کاران” و یا “جمهوری خواه متمایل مستقل” که لینکلن پروژه می گوید این امید را به نفع خود بیش از. آنها دو منظوره خود را از نرده ها از طریق جدول زمانی خود را با تکیه اول این راه پس از آن که … بایدن تهمت … تهمت بایدن … تا زمانی که در گذشته آنها بر پروژه لینکلن آگهی و آنها کشف می شود ؟ —رئیس دستگاه تناسلی نیست عملکرد تقریبا به عنوان به خوبی به عنوان جهان فکر می کردم!

“خدا” آنها ممکن است گریه. “این آخرین کلش! ما نیاز به جو بایدن برای بازگرداندن روح از امریکا!”

اما احتمالا نه.

شاید ما نباید تعجب است که لینکلن پروژه است نه کاملا آنچه در آن به ما گفته می شود, داده می شود که چگونه بسیاری از politicos پرواز تحت غلط رنگ در مغلوب ساختن پیشی جستن عصر.

پروژه هیئت مشاوران شامل چند آمار و ارقام که ممکن است به عنوان “معروف واشنگتن”و معروف برای انجام چیزهایی است که همه حرفه ای واشنگتن عملیات انجام دهد. در گزارش ماه گذشته این مرکز پاسخگو سیاست یک کمپین-امور مالی فدراسیون فوتبال نوشت که لینکلن پروژه درگیر شدن در شیوه های مشابه به کسانی که از نرم افزار-مغلوب ساختن پیشی جستن PACs.

“جمهوری خواه فوق العاده PAC انباشته قابل توجهی قفسه سینه جنگ” این گزارش گفت: “اما آن آمده است تحت بررسی برای هدایت پول به آن مشورتی اعضای هیئت مدیره و هزینه نسبتا کمی پخش تبلیغات سیاسی برای نفوذ رای دهندگان. این گروه همچنین پنهان برخی از فروشندگان آن توسط پنهانی پرداخت پيمانكاران فرعي و آن را دشوار است به دنبال پول است. لینکلن پروژه گزارش هزینه های نزدیک به 1.4 میلیون دلار از طریق مارس. تقریبا همه پول که رفت و به گروه اعضای هیئت مدیره و شرکت های اجرا شده توسط آنها است.” این است که در واقع شبیه به آنچه که همه PACs انجام داده اند از بعد از اختراع خود را.

که در این باتلاق ، این مشاور سیاسی استیو اشمیت هدایت جان مک کین در سال 2008 مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری به یک صاعقه وار از دست دادن و سپس به سرعت بازپرداخت خود را رئیس قدیمی مربوط unflattering اطمینان به نویسندگان gossipy کمپین کتاب. (این کتاب تصویر اشمیت در مقابل بسیار مطلوب است.) یکی دیگر از مشاور سیاسی ریک ویلسون خالق مبارزات انتخاباتی آگهی بازجویی میهن پرستی از سناتور دموکرات حداکثر Cleland یک کهنه سرباز جنگ ویتنام و یک سه گانه معیوب; مک کین به نام آگهی “قابل سرزنش” و بسیاری از جمهوری خواهان به توافق رسیدند.

جورج کانوی یکی دیگر از پروژه مشاور بود برای چند دهه به خوبی متصل stalwart بیشتر می رسد محافظه کار جنبش جایی که او ملاقات کرد و ازدواج کلیان کانوی در حال حاضر یک مشاور برای مغلوب ساختن پیشی جستن. اخیرا او همواره مورد توجه نه تنها به عنوان یک انرژی anti-مغلوب ساختن پیشی جستن فعال سیاسی بلکه به عنوان نیمی از مرموز ترین ازدواج در تاریخ آمریکا است. این مشاور سیاسی جان ویور شناخته شده است کارگردانی مک کین برای اولین بار از دست دادن ریاست جمهوری, مبارزات انتخاباتی در سال 2000 و پس از آن او رفت و به کار برای دموکرات کنگره کمیته کمپین. (او کمرویی بازگشت به ایران برابر با ورود به فراری ریاست جمهوری مبارزات از جان هانتسمن و جان Kasich در سال 2012 و 2016 به ترتیب.)

ناهموار شجره نامه این خدمه رنگارنگ نگهداری نشده است جریان اصلی از نشریات با اشاره به لینکلن پروژه به عنوان یک “محافظه کار تایید شده.” این اسم بی مسمی می توان این گروه امتیاز داشتن کیک خود و خوردن آن را بیش از حد: آینده از جمهوری خواهان حملات خود را ممکن است به نظر می رسد تازه و اصولی و transpartisan در حالی که باقی مانده کهنه بی مرام و حزبی. مانند بسیاری از ناراضی سابق جمهوری خواهان به رهبران این پروژه را بیش از عبور از بودن “هرگز مغلوب ساختن پیشی جستن” به بودن “هرگز جمهوری خواه” با در نظر گرفتن هدف حتی در چنین جمهوریخواه میانه رو به عنوان کوری گاردنر و سوزان کالینز. های اخیر خود را ad به نام “چگونه یک رئیس جمهور منجر به بی شرم ولنتاین به جو بایدن.

که خوب است! اما آنها را بهتر به خاطر سابقه و فکری صداقت به ترک لینکلن از آن است. لینکلن میرسید و تاریخ به ما نشان می دهد و رشد دور از جوان pol او شده است می خواهم در ایلینوی دشت. دایره همدردی خود را گسترش روح خود را عمیق تر. چنین رشد است و بعید است برای رسیدن به لینکلن پروژه در حالی که همسالان وسواس در جسم از آن نفرت. این یک داستان قدیمی: ما تبدیل شدن به آنچه ما ببین. پروژه partakes روح معروف جمهوریخواه رئیس جمهور همه حق است. اما او نمی لینکلن.

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به letters@theatlantic.com.

tinyurlbitlyis.gdclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

هری Kunzru می خواند “شفاف زن”


عکس های دیوید Levenson / گتی

هری Kunzru بار خوانده شده داستان خود را از ماه جولای 6 و 13, 2020, شماره از مجله. Kunzru است که نویسنده از پنج رمان از جمله “خدایان بدون مردان” و “اشک سفید.” جدید, رمان, “Red قرص” که از این داستان اقتباس شده منتشر خواهد شد در ماه سپتامبر.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

مغلوب ساختن پیشی جستن خسته کننده است و در حال حاضر او نمی تواند چیزی در مورد آن انجام

گتی / اطلس

دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن خسته کننده تبدیل شده است.

برای رئیس جمهور این است که بدترین گناه است. او می تواند مسئولیت رسیدگی به رسوایی و نفرت—همانا او نگرد که منفور تقریبا به اندازه او به عنوان ادویه که دوست می داشت. هر دو بعد از همه توجه. اما امروزه خسته کننده و خسته کننده است بوسه مرگ برای یک سیاستمدار مانند مغلوب ساختن پیشی جستن. اگر او ساخته شده است یک مرکزی وعده به هواداران خود—و به عموم مردم—آن را سرگرم کند. در حال حاضر او است که نقض تعهد است.

مغلوب ساختن پیشی جستن حتی نمی تواند به نوبه خود یک جمعیت دیگر; در دوران COVID-19, رئیس جمهور, حامیان رای دادند با پای خود را هنگامی که او را احضار و آنها را به داخل سالن آرنا در Tulsa, اوکلاهما, و در نتیجه عکس از رئیس جمهور به دنبال منکوب شده است. “هنگامی که او فرود آمد پشت در کاخ سفید و راه می رفت خاموش دریایی یکی از” نیویورک تایمز گزارش “کراوات خود را آویزان پذیری در اطراف گردن خود را. او دست تکان دادند به خبرنگاران با شکست بیان در چهره اش, برگزاری مچاله قرمز کمپین کلاه در یک دست.”

رئیس جمهور کلاهبرداری های قدیمی کار نمی یا. او نمی تواند به نظر می رسد به مردم عراق که قرار است “دولت عمیق” کودتا علیه او. او در نظرسنجی شماره در حال سقوط و شماره خود را در برابر presumptive دموکراتیک نامزد جو بایدن نگاه بسیار ناراحت کننده است. جمهوری خواهان در حال حاضر ترس نه تنها مغلوب ساختن پیشی جستن خود از دست دادن اما از دست دادن مجلس سنا نیز هست.

و مغلوب ساختن پیشی جستن در واکنش به آن تمام شده است و به طور معمول خود جذب و خوب غیر. این یک چیز را به مردم یادآوری کند که اقتصاد بزرگ زیر یک دیده بان کاملا دیگر به مردم یادآوری کند که اقتصاد استفاده می شود به بزرگ زیر یک دیده بان—یک کمی مانند ایکاروس در حال اجرا برای انتخاب مجدد در یک بار پرواز بالا. این یک چیز به رخ کشیدن پس از انجام بسیاری از coronavirus تست کاملا دیگری به اجرا در ناله که شده است وجود دارد بیش از حد coronavirus تست.

زمانی که رئیس جمهور ظالمانه است این روزها بسیاری از مردم نمی توانند حتی زحمت جمع اوری خشم. در صبح روز یکشنبه تهمت approvingly را بازتوییت کرد (و پس از آن سازمان ملل متحد را بازتوییت کرد) یک ویدیو که در آن یک حامی او فریاد زد: “قدرت سفید!” چندین بار. سر و صدا خوش شانس بود به روز یکشنبه نشان می دهد بحث, قبل از محو شدن دور ظهر. حتی عجیب و غریب offensiveness اخبار قدیمی است.

و تهمت می داند که چقدر مهم است برای سرگرم کردن. او اعتراف کرد که او در تلاش است برای ایجاد شخصیت خود را به طوری که برای گرفتن توجه. در سال 2018 تجمع در پنسیلوانیا در واقع او یک بار riffed که دلیل او نمی تر عمل “ریاست جمهوری” بود چرا که این امر به نوبه خود به دور از مخاطبان. “شما می دانید . . . چگونه از آن آسان است به ‘ریاست جمهوری’?” او پرسید. “اما شما تمام خواهد بود از اینجا در حال حاضر. شما می تواند بسیار خسته. . . .اگر من [در اینجا] مانند سفت, شما نمی خواهد در اینجا امشب.”

در واقع مغلوب ساختن پیشی جستن غرایز در مورد انتخابات ریاست جمهوری تکیه فراگیر بر این ایده است که رئیس جمهور باید سرگرم کننده است. این کشور در مغلوب ساختن پیشی جستن را مشاهده باید دائما transfixed در ریاست جمهوری و یا حداقل رئیس جمهور—اگر او موثر باشد—نیاز به طور مداوم transfixing کشور است.

و تهمت به مدت طولانی شناخته شده به عنوان خوب چه اتفاقی می افتد زمانی که یکی از خسته کننده می شود. همانطور که نیویورک تایمز تلویزیون منتقد جیمز Igi در کتاب خود نوشت مخاطبان از یکتوصیف چگونه مغلوب ساختن پیشی جستن وسواس با تلویزیون ساخته شده و شکل خود را در انتخابات ریاست جمهوری:

[تهمت] می دانست که چه چراغ قرمز [از تلویزیون دوربین] می خواستم دلیل آن را درست مثل او. آن را نمی مراقبت از آنچه به شما داده بود و قبل از آن تنها چیزی است که شما آن را بعدی. اگر شما نمی باید هر چیزی که برای آن شما را متوقف موجود تا زمانی که شما انجام … اگر او نگه داشته چراغ قرمز سیرچشم این امر به او کمک کند. نور قرمز قرار داده و شما را به غیر واقعی املاک و تلویزیون جای که بود در همه جا بود که بهتر از دنیای واقعی است. هنگامی که آن را خاموش شما درگذشت کمی.

بله مغلوب ساختن پیشی جستن نشان می دهد هنوز در هسته خود را از طرفداران و بسیاری از آنها به نظر نمی رسد به توجه است که فصل 4 درست نیست باید مزه و درخشش از فصل قبل. اما در خارج از fandom, بسیاری از مردم را متوقف کرده اند ، و رتبه بندی می شوند.

کاخ سفید به نظر می رسد جاده تست برخی از تلاش برای احیای اعتبار. برجسته ترین تهمت است zeroed در بحث بیش از حذف از مؤتلفه بناهای تاریخی و دیگر مجسمه از چهره های تاریخی با نژادپرستانه میراث است. او فرستاده 15 توییتهایی رادیو و تلویزیون تلاش های ایالات متحده در پارک پلیس برای شناسایی معترضان که تخریب یک مجسمه از اندرو جکسون است که نشسته است در نزدیکی کاخ سفید—که برخی از آنها او را بازتوییت کرد و سپس روز بعد. و او امضا عصبانی اجرایی منظور در “حفاظت از آمریکا آثار” بود که کمی اثر عملی اما در مورد “چپ افراطی” به عنوان پیروان به مارکسیسم. اعلام چگونگی “دشوار” دولت او شده است به سمت تظاهرات بیش از مجسمه وی به فاکس نیوز’ Sean Hannity خود احساس که “ما باید به مردم اجازه می دانم که ما به بازداشت تعداد زیادی از مردم است.” در ضمن Axios گزارش می دهد که تهمت کمپین در تلاش است به کراوات بایدن به این اعتراضات نشان می دهد که معاون رئیس جمهور سابق است که بیش از حد ضعیف برای حفظ مجسمه از سرنگون—تا حدودی عجیب و غریب استدلال با توجه به این که این مجسمه ها پایین آمده اند تحت مغلوب ساختن پیشی جستن را تماشا کنید.

این همه اضافه می کند تا به تلاش برای روشن کردن مداوم بحث بیش از مجسمه ها و تظاهرات به یک فرهنگ-جنگ flash point—مسئله ای است که محافظه کاران می تواند نقطه به نقطه در توجیه رای به تجدید انتخاب رئیس جمهور مبادا مارکسیستی دموکرات را بیش از همه ما مجسمه ها رنج می برند به عنوان یک نتیجه.

این ممکن است موثر بودند مجسمه حامیان اصلی رای گیری بلوک. اما با بیش از 120.000 آمریکایی مرده از یک بیماری همه گیر زمان COVID-19 نرخ انفجار و 40 میلیون نفر از مردم داشتن شغل خود را از دست آن را کمی سخت به تصور کنید که ارتفاع از مشکلات مرده Confederates بیش از کسانی که از زندگی آمریکایی ها در حال رفتن به تحریک بسیاری از رای دهندگان. در زمانی که کشور در حال تجربه نه فقط همه گیر و در نتیجه فروپاشی اقتصادی بلکه یک اصل فوران خشم در مورد نژادی و بی عدالتی رئیس جمهور است نه صرفا شنا در برابر جزر و مد افکار عمومی; او انجام شده است بنابراین در یک ماده است که به نظر می رسد مانند یک غیر منطقی. و آن را سخت به احیای علاقه خود را با spouting غیر sequiturs.

مهاجم دفاع از مجسمه نیست تنها تاکتیک مغلوب ساختن پیشی جستن است و با استفاده از خود را در تلاش به دست آوردن مجدد توجه است. به انتخابات نزدیک او نیز شروع به ایجاد سر و صدا در مورد تقلب انتخابات—به شدت به اندازه کافی است که توییتر خود پا به علامت گذاری برخی از توییت خود در مورد این موضوع که نادرست است. در یک نماینده صدای جیر جیر از ژوئن 22, او هشدار داد که “تقلب 2020 انتخابات” گسترش یک meritless ادعا می کنند که کشورهای خارجی می تواند به نحوی با استفاده از پست الکترونیکی-در رای گیری به لغزش در جعلی اند. “این خواهد بود که رسوایی از زمان ما!”

مغلوب ساختن پیشی جستن را مورد شکایت قرار است آرای تقلبی جدید نیستند البته: او به دروغ اعلام کرد که رای از غیر شهروندان هزینه او به رای مردم در سال 2016. در یک تلاش بیشتر برای جلب توجه به این موضوع کاخ سفید تشکیل یک کمیسیون در تقلب انتخابات—هر چند این کمیسیون منحل بدون پیدا کردن هر گونه شواهد از فساد در انتخابات. این بار اگر شرایط خود را تاکتیک به ویژه نگران کننده است. به دلیل بیماری همه گیر کوروناویروس بسیاری از آمریکایی ها بیشتر خواهد شد و رای گیری از طریق پست در نوامبر معمولا از انجام این کار — یک دستور برای پتانسیل سردرگمی و تاخیر در رای گیری شمارش. در آن محیط آن را سخت به تصور کنید که چگونه تهمت می تواند با استفاده از یک حزبی رای دهندگان در ابتدا به بی اعتمادی به نتایج انتخابات به ایجاد هرج و مرج واقعی.

که پتانسیل را دارد که منجر به آسمان بالا رتبه بندی نهایی فصل از مغلوب ساختن پیشی جستن نشان می دهد. رئیس جمهور پرتاب روشن مسابقات بر روی بنزین از انتخابات عدم قطعیت قطعا فرمان توجه است. بنابراین بیش از حد شاید یک رئیس جمهور امتناع از تحویل قدرت به جانشین او بر این اساس که پیروزی دموکراتیک در سال 2020 نبود مشروع است.

وجود دارد فقط یک دردسر هر چند برای چنین فصل آخر به راستی پرچین مغلوب ساختن پیشی جستن را مجبور به از دست دادن.

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به letters@theatlantic.com.

tinyurlbitlyis.gdclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

سفید رای دهندگان ترک مغلوب ساختن پیشی جستن

Dominick ویلیامز

برای بیشتر از سه سال گذشته تنها چیزی که بیشتر بیهوده از به دنبال دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن به pivot انتظار داشتم که مردم آمریکا به انجام این کار. مهم نیست که چقدر موفق جمهور شد, یا, بیشتر, چگونه هرج و مرج و نظم دولت او بود هیچ چیز به نظر می رسید قادر به لرزش تا نظرات مردم از مغلوب ساختن پیشی جستن.

محبوب تصویب تهمت ماند در همان محدوده باریک تقریبا از 39 تا 45 درصد از طریق Charlottesville و اصلاحات مالیاتی قرار است مرز کاروان و تیرباران های دسته جمعی ویژه, وکیل رابرت مولر گزارش و استیضاح.

به عنوان انتخابات رئیس جمهور را تصویب امتیاز کمتر می شود مهم تر از چگونه او رای دهی در برابر رقیب. و در چند هفته گذشته به چیزی معطوف شده است. پس از ماه ها از جو بایدن ، presumptive دموکراتیک نامزد پیشرو تک رقمی یک سری از نظر سنجی به تازگی نشان داده شده است او ساختمان قابل توجهی منجر شود. نظرسنجی از نیویورک تایمز/سینا کالج و دانشگاه هاروارد/هریس را مغلوب ساختن پیشی جستن انتهایی با 14 و 12 امتیاز بود. یک سری از نوسان-دولت سنجی نشان می دهد بایدن گره خورده است و یا پیشرو در ایالات متحده است که برگ برنده برنده به راحتی در 2016.

به عنوان نظرسنجی در درد به نقطه نظر سنجی ها عکس و پیش بینی; بایدن سرب می تواند پراکنده هر چند این مسابقه شده است غیر منتظره ای پایدار است. بر خلاف تهمت اعتراضات بایدن سرب به عنوان آن در حال حاضر وجود دارد واقعی است—و با توجه به چقدر سخت شده است برای هر چیزی به دندانه مغلوب ساختن پیشی جستن کاراپاس آن را به ارزش بررسی از نزدیک. غریبه هنوز انگیزه به نظر می رسد مسابقه—چیزی شده است که در هر دو تهمت را پاشنه آشیل و سلاح مخفی در طول فعالیت سیاسی خود را. برای برخی از این دلیل آن را تاثیر سیاسی خود ایستاده متفاوت از آن است قبل از.

رای دهندگان ممکن است احساس تلخ و به نوبه خود در برابر یک وقت در این لحظه برای هر تعداد از دلایل — فقط به اطراف نگاه کنید. یک بیماری همه گیر شده است به کشته شدن نزدیک به 130,000 آمریکایی با هیچ پایانی در چشم و اقتصاد است که در عمیق ترین رکود اقتصادی در دهه با میلیون ها نفر از کار نیز بدون یک پایان روشن در چشم.

اما این مسائل که در آن مغلوب ساختن پیشی جستن است بیشتر صدمه زدن به در نظر سنجی های اخیر. تقریبا نیمی از کشور را تأیید رئیس جمهور دست زدن به اقتصاد و نیویورک تایمز/سینا نظرسنجی در بر داشت که 56 درصد از میدان نبرد-دولت رای دهندگان انجام دهد. این اعداد گیج کننده با توجه به وضعیت اقتصادی; روسای جمهور معمولا دریافت اعتبار بیشتر برای اقتصاد خوب از آنها سزاوار بلکه به سرزنش برای یک بد حتی اگر آن است که تا حد زیادی خارج از کنترل خود.

شاید تهمت است که هنوز هم کروز در خاطرات اقتصاد قوی بیش از سه سال از مدت خود را و آن سقوط خواهد کرد و اگر این رکود همچنان ادامه دارد به نظر می رسد به احتمال زیاد. یا شاید محرک چک و افزایش مزایای بیکاری در حال خرید خود را رتبه بندی. در هر صورت در حال حاضر تصویب رئیس جمهور دست زدن به اقتصاد جلبک هر دو خود را به طور کلی تایید امتیاز و بخشی از مردم که می گویند آنها قصد دارند به او رای. این یک نشانه بد برای مغلوب ساختن پیشی جستن گشتند که 10 تا 15 درصد از افرادی که رای خود را از عملکرد اقتصادی خوبی نمی خواهد رای برای او اما اقتصاد است که ظاهرا نه کشیدن بر روی او در حال حاضر.

آنچه در مورد این بیماری همه گیر? یکی از دلایلی که اقتصاد بد است این است که تهمت به اعتقاد او می تواند جدا از آن COVID-19 خطا که جاذبه در حال تبدیل شدن همیشه روشن تر است. مغلوب ساختن پیشی جستن همه گیر-پاسخ تایید است که حدود 41 درصد در سراسر کشور داشتن به آرامی تضعیف و از حدود 50 درصد در اواخر ماه مارس است. یکی می تواند استدلال می کنند که رای دهندگان به مغلوب ساختن پیشی جستن یک پاس او سزاوار نیست اما اعداد اعداد هستند. خود را همه گیر-پاسخ تایید در مورد همان است که خود را به طور کلی تایید و آن را جلوتر از جایی که او اجرا می شود در نیویورک تایمز/سینا دانشگاه هاروارد/هریس و CNBC نظرسنجی پس از آن ظاهرا نه آنچه را کشیدن او را به پایین یا نه. و نه تدریجی اسلاید در همه گیر-پاسخ تایید مطابقت با تغییرات در انتخابات رای گیری.

به جای عامل محرک برای مغلوب ساختن پیشی جستن سقوط به نظر می رسد به مسابقه. نظرسنجی همواره نشان داده است که آمریکایی ها از رد او در پاسخ به اعتراضات خشونت پلیس و بر این باورند که او بدتر شده روابط. در نیویورک تایمز/Siena, نظرسنجی, مسابقه, روابط (33 درصد) و تظاهرات (29 درصد) تنها مناطق که در آن موضوع تصویب وقفه و پشت خود را به طور کلی رای اولویت است. در دانشگاه هاروارد/هریس نظرسنجی همان دو حوزه کسب تهمت بدترین علائم از هر مسئله ای هر چند آنها هنوز هم کمی بالاتر از او انتظار می رود رای دادن.

رای دهندگان حق دارند که مغلوب ساختن پیشی جستن است بدتر شدن روابط و از دست زدن به تظاهرات ضعیف. در دو روز گذشته به رئیس جمهور را بازتوییت کرد (و پس از آن حذف شده) یک ویدئو از یکی از حامیان او فریاد “قدرت سفید!” و یکی دیگر از دو رنگ سفید و حامیان وی با اشاره اسلحه در سیاه و سفید تظاهرات و راهپیمایی های گذشته خانه خود را.

این است که به سختی جدید ، این شیوع از انتخابات ریاست جمهوری-طعمه می آید فقط در زمان برای سالگرد یک سال از رئيس جمهور در اخیر قابل توجه فوران نژاد پرستی. به عنوان همکاران من و من گزارش داده اند, بهره برداری از تنش های نژادی بوده است که راه زندگی را برای مغلوب ساختن پیشی جستن از آنجا که اولین روز کسب و کار خود را حرفه ای و در آن وحدت مفهوم خود را از کمپین 2016. او به دنبال آن است که مسیر در طول ریاست جمهوری خود از جمله بدنام پاسخ به خشونت سفید-supremacist مارس در Charlottesville, Virginia در ماه اوت سال 2017, که در آن او در بر داشت “بسیار خوب مردم” در هر دو طرف.

هنگامی که تصویری از پلیس با قتل جورج فلوید اولین ظهور مغلوب ساختن پیشی جستن را محکوم کرد اما او به سرعت واگردانی به استاندارد شعارهای دیدن یک فرصت برای بهره برداری و تشدید اختلافات در طول مسابقه. آن را سخت به این باور است که هر کسی شگفت زده شده است: در حالی که نه هر تهاجمی مغلوب ساختن پیشی جستن نظر رسیده همان مخاطبان گسترده ای شده است و یا تفسیر همان راه رئیس جمهور را به طور گسترده تحت پوشش سخنان لمس کرده اند در مسابقه. آنچه متفاوت است این است راه مردم پاسخ دهد.

اما چرا ؟ شاید آن را فقط یک ماده از چه مسائل مهم به رای دهندگان در حال حاضر. وجود دارد همیشه یک ملاحظه مشروط تمایلی و یا تضاد تهمت حامیان. در سال 2016 و خروج سنجی تنها 35 درصد از رای دهندگان گفت: مغلوب ساختن پیشی جستن به حال خلق و خوی به رئیس جمهور بود اما او موفق به کسب 46 درصد از آرای مردمی. این رای دهندگان هستند آشنا اصلی از پوشش خبری بیش از حد—آنهایی که مقدمه حمایت خود را با “من همیشه نمی مانند راه او عبارات آن” و یا “من آرزو می کنم او را به تن می کند اما …” تا به حال این رای دهندگان ممکن است قادر به چشم پوشی از مغلوب ساختن پیشی جستن دیگر معایب زیرا او از انجام گرفتن چیزهایی که آنها را دوست داشت. اما همه گیر منجمد پیشرفت در تقریبا همه از مغلوب ساختن پیشی جستن اولویت های سیاست تا آنجا که آنها هنوز زنده بودند به هر حال. حتی اگر رای دهندگان تصویب مغلوب ساختن پیشی جستن را از دست داده و اقتصاد این دیگر بسیار مثبت بهره مند شوند. و اسراف از پوشش خبری ساخته شده است که مسائل مربوط به نژاد غیر ممکن است به چشم پوشی است.

متناوبا شاید رای دهندگان در حال تغییر نه فقط اولویت های خود را, اما نظرات خود را. به عنوان دانشمند علوم سیاسی مایکل Tesler می نویسد وجود دارد شواهد واقعی تغییرات در افکار عمومی در مسابقه بیش از گذشته شش هفته یا بیشتر. در حالی که در نمایش پلیس در حال حرکت در پاسخ به طیف گسترده ای از حوادث آن را روشن است که فلوید مورد, وحشیانه, بی معنی و اسیر در مشقت بار وضوح در تصویری—اسیر سفید توجه در یک راه دیگر مرگ و میر در دست پلیس نیست. یکی از دلایلی که ممکن است coronavirus. اشلی Jardina یک دانشمند علوم سیاسی که مطالعات نژادی نگرش در میان مردم سفید به من گفت که او گمان زیرا مردم در خانه گیر کرده با توجه به همه گیر آنها مصرف بیشتر اخبار و تغییر دیدگاه های خود را در مسابقه.

“وجود دارد تا به مدت طولانی است که در حوزه, سفید آمریکایی که نسبتا تحصیل کرده بسیاری از آنها در کالج تحصیل کرده نامتناسب زنان شده اند که تا حد زیادی غافل از حدی که مردم از رنگ در ایالات متحده تجربه واقعی تبعیض” او گفت:. “اخبار است توجه خود را.”

این گروه که در آن برخی از بزرگترین تغییرات در حمایت نقل مکان کرد به سمت بایدن. این بار گزارش:

اکثر استارک ممکن است آقای بایدن را قوی استفاده در میان زنان با تحصیلات دانشگاهی که از او حمایت بیش از آقای ترامپ با 39 درصد است. در سال 2016 و خروج سنجی یافت که گروه ترجیح خانم کلینتون به آقای مغلوب ساختن پیشی جستن و تنها 7 درصد است. این نظرسنجی همچنین نشان داد که آقای بایدن تنگ است آقای تهمت استفاده, با کمتر تحصیل سفید رای دهندگان.

سخت ترین-هسته تهمت حامیان—به خصوص غیر کالج تحصیل سفید مردان—بعید است که تحت تأثیر اخبار. آنها چرا تهمت را تصویب و به احتمال زیاد دارای یک طبقه در جایی در 30s و به همین دلیل سهم خود در ملی اسب مسابقه نظر سنجی می کند بیش از حد. اما اگر تمایلی تهمت رای دهندگان از سال 2016 هستند دستخوش یک تغییر در مشخصات خود را از روابط آن می تواند لرزه ای پیامدهای خود را برای انتخاب مجدد.

همیشه وجود دارد احتمال که نه همه چیز در مورد مغلوب ساختن پیشی جستن به عنوان بسیاری به عنوان او تلاش می کند آن را به این راه بیشتر در مورد بایدن. برخی از دموکرات ها نومید به طول اولیه است که هر generic دموکراتیک نامزد نظرسنجی بهتر در برابر تهمت نسبت به هر یک از کاندیداهای واقعی. اما در حال حاضر که بایدن به مسجل نامزدی دموکرات ها و رای دهندگان مردد را coalesced در اطراف او. داشتن خاص جایگزین—و با داشتن آن ثابت-نورد جو بایدن—ایجاد یک کنتراست است که unflattering برای مغلوب ساختن پیشی جستن به خصوص در زمان بحران.

اگر کنجکاو به علل خاص برای مغلوب ساختن پیشی جستن رای گیری افت ممکن است کمتر بلافاصله مربوطه به خصوص اگر آنها مبهم است. بیشتر فشار دادن و برای مغلوب ساختن پیشی جستن نگرانی—مشکل این است چگونه می توانید نظر سنجی را به حرکت دوباره. در یک نظرسنجی و 94 درصد از رای دهندگان ثبت شده گفت: آنها در حال حاضر ساخته شده تا ذهن خود را در مورد چگونه آنها رای در ماه نوامبر. که به رئیس جمهور کمی مانور اتاق به دست آوردن مجدد آنها و گرفتن در یک موقعیت برنده—به خصوص پس بسیار وجود دارد شانس است که او را به تغییر خود لفاظی و یا سبک.

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به letters@theatlantic.com.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی