Tibetan monks buy food from a shop inside a monastery.
این Kirti صومعه در شهر Ngaba تبدیل به یک کانون تبت خود immolations در اعتراض چینی قاعده است.عکس بنیامین هاس / خبرگزاری فرانسه / گتی

از یک نگاه سریع, شما ممکن است مطمئن نیستید اگر پسر ایستاده در میان جمعیت تماشاچیان بود چینی و تبتی. شما را دیدم مقدار زیادی از هر دو در Ngaba یک شهر کوچک در لبه فلات تبت. او عینک شیشه رنگی و یک پف از مو در شعله ور و قرمز رنگ که آمده است باید از یک ارزان داروخانه رنگ. چهره اش پنهان شد توسط یک nubby سیاه-و-سفید شال گردن کشیده بیش از بینی خود را. پسر می دانست که او نگاه عجیب و غریب اما او اهمیتی نمی دهند. او مبدل خود را به طوری که مردم در شهر نمی شناسد او تا همین اواخر او تا به حال شده یک راهب بودایی است. پلیس چینی در نظر گرفته راهبان به مشکل, پس از آن بهتر به اشتباه برای یک پانک راک.

آن midafternoon در مارس 16, 2011, روز روشن در آستانه بهار. شهر باید شلوغ با مردم از رفتن به بازار برای خرید سبزیجات تازه برای شام اما کرکره فلزی از عرض حال ناودان بسته شده است. مانند پرندگان که پرواز دور لحظات قبل از زلزله مردم زندگی در Ngaba تا به حال احساس کرد که مشکل در وارد شده بود و به سرعت پراکنده.

نه این که به عنوان شناخته شده بود Dongtuk یک نام مستعار است که او می خواهم داده شده است زمانی که او جوان بود و که به معنی “کودک وحشی وراجی.” اگر چه او نیست به خصوص وحشی, او تا به حال یک اصلاح ناپذیر رگه هایی از استقلال است. او می خواهم به Ngaba به درخواست برای یک سفر سند است که دولت چین گاهی اوقات نیاز به تبتی به منظور بازدید از مکان های خاصی. وجود حمل و نقل عمومی از خود ایجاد کرد به طوری Dongtuk گرفتار بود سوار با یک همسایه که عمل غیر رسمی به اشتراک گذاشته شده-تاکسی سرویس.

با جاده ها روشن Dongtuk انتظار داشتند که آنها می رسند با ناهار. اما زمانی که آنها به لبه از شهر آنها مواجه می شوند غیر منتظره ایست بازرسی. پلیس دست تکان داد راننده برگشت. Dongtuk پریدند در مقابل Sinopec این شهر تنها پمپ بنزین و اقدام بر پا veering جاده اصلی به موات زمینه و پارکینگ در پشت مغازه. دیگر تبتی که می خواست برای جلوگیری از پلیس انجام شد همان; به عنوان Dongtuk راه می رفت او شنید قطعه از گفتگو.

داستان نشان داد خود را به آرامی. کسی تا به حال آتش روشن است. او می خواهم روشن خود را به آتش. او یک راهب از Kirti صومعه—Dongtuk به صومعه و یکی از بزرگترین ها در این منطقه است. دو سال پیش یک راهب در Kirti برگزاری یک پرتره از دالایی لاما روشن کرده بودند خود را به آتش در کنار یک ماشین پلیس در خیابان اصلی Ngaba. او جان سالم به در برد و بعدها نشان داده شده در تلویزیون دولتی با زخم صورت و shrivelled, پاها, تحریک کردن از لباس بیمارستان. Dongtuk تا به حال فکر چنین چیزی هرگز دوباره اتفاق می افتد در Ngaba.

Dongtuk برش از طریق یک کوچه برای رسیدن به بازار اصلی منطقه بود که هنوز هم در محاصره توسط پلیس است. یک دسته از زنان ایستاده بودند کنار پیاده رو لباس پوشیدن و در کتهای که تبتی تماس chubaبا چربی دانه در اطراف گردن خود را. آنها با گریه, دعا و فریاد در برابر اندازه گیری تماس در یک لحظه برای شفقت و دیگری برای انتقام در برابر چینی.

Om mani padme hum” آنها شعار—شعار که تبتی استفاده به استناد بودهیچیتا از شفقت است که در تبت را حامی سنت.

“چینی حرومزاده.”

“خوردن خاک.”

“ممکن است گرد و غبار پر کردن دهان خود را”—یکی از مورد علاقه های محلی لعنت.

Dongtuk کشف یک قوطی کبریت آن مطالب ریختن بر روی پیاده رو. او رسید به گرفتن مسابقات بدونم که اگر آنها بسیار استفاده شده توسط monk. اگر چه جزئیات باقی مانده مبهم او را درک کاملا که راهب به حال سوخته خود را به عنوان یک پیام به چینی ها که مسدود شده جاده ها مورد نیاز تبتی به مجوز هر کجا که سفر و منع آنها از نمایش عکس ها از دالایی لاما خود را تبعید رهبر معنوی. برای اولین بار Dongtuk فکر زندگی خود و تعجب که آیا او بیش از حد خواهد بود حاضر به مرگ برای تبت است.

هنگامی که شما ذکر تبت به بسیاری از آمریکایی ها آنها التماس کردن تصاویر از قهوه-میز کتاب از زائران سجده در معروف صومعه لهاسا و یا از قله برفی کوه اورست اچ در برابر cerulean-آسمان آبی. این تصاویر بیرون آمدن از مرکز تبت است که تعیین شده توسط دولت چین به عنوان تبت منطقه خودمختار. در واقع فلات تبت است که اندازه و اکثر تبتی اقامت در خارج خودمختار منطقه عمدتا در Qinghai, Sichuan, Gansu و یوننان استان.

Ngaba است در سیچوان که در آن فلات تبت برخورد با چین مدرن است و نه به عنوان خوش منظره و زیبا به عنوان تبت در شهرهای توریستی دنباله. آن عمدتا شامل درهم و برهمی از کم افزایش ساختمان ها گذاشته در امتداد هر دو طرف از یک استان بزرگراه است که plied توسط pedicabs و موتور سیکلت مورد علاقه تبت عشایر است. Ngaba کردم اولین چراغ راهنمایی و رانندگی در سال 2012. نشانه های تبلیغ بانک خلق چین, چین تلفن همراه و چین Unicom, اما این شهر نیست به اندازه کافی بزرگ برای حمایت از فروشگاه های زنجیره ای. چند سال قبل مقامات محلی دستور داد تبت با مضمون نقاشی های دیواری—endless گره نیلوفر آبی شکوفه های گاومیش دارما چرخ—نقاشی شده در بالا عرض منحرف انتقاد از خارجی ها که تا به حال موفق به دزدکی حرکت کردن در که تبت شهرها در حال تبدیل شدن بیش از حد ،

وصف ناپذیر هر چند از آن است Ngaba بود و تان شدیدا از مقاومت حزب کمونیست حتی قبل از تاسیس جمهوری خلق چین است. Ngaba یکی از اولین مکان های که در آن تبتی و چینی کمونیست ها مواجه می شوند یکی از دیگری طولانی در طول ماه مارس نوزده-سی سالگی زمانی که ارتش سرخ detoured به تبت فلات مصادره مواد غذایی, خانه, و صومعه. اما یک سری از خود immolations ابتدا در سال 2009 که یکباره Ngaba به بین المللی عناوین. همانطور که از نوشتن این مقاله, یک صد و پنجاه و شش تبتی را سوخته خود را در اعتراض چینی قاعده اخیر بود در ماه نوامبر. حدود یک سوم از خود immolations جای گرفته اند در Ngaba و روستاهای اطراف.

من زندگی در پکن هنگامی که موج از خود immolations آغاز شد و مانند بسیاری از روزنامه نگاران وجود من شد با وسواس Ngaba. وجود دارد غیر قابل انکار چالش: Ngaba بود به سادگی یکی از سخت ترین مکان در چین برای روزنامه نگاران را ببینید. بر خلاف با لهاسا و دیگر بخش هایی از تبت منطقه خودمختار شما لازم نیست برای به دست آوردن مجوز ویژه ، اما غنی بازرسی نگه داشته خودی دور. من مشتاق به دانستن آنچه در آن بود که دولت چین نمی خواهید ما را ببینید. و چگونه تا به حال این شهر کوچک تبدیل به موتور تبت مقاومت ؟ در حدود همان زمان بود که من گزارش در ناآرامی های تبت من Orhan Pamuk رمان “برف” یک حساب داستانی از یک شهرستان که در آن یک رشته از زنان جوان به قتل رسانده بود خود را دارند. Ngaba بود چیزی که واقعی است.

سفر پنهانی من چندین سفر به Ngaba. من هم ملاقات بسیاری از مردم از Ngaba زندگی در دارامسالا در هند, مقر دالایی لاما و تبعید خود را در دولت است. در دارامسالا بودن از Ngabaa اعطا خاصی مهر: این بدان معنی است که شما تقریبا به طور قطع می دانست که کسی اگر فقط یک سوم یا پسر عموی همسایه که به حال خود immolated. اما هیچ کس نمی دانست بیشتر خود immolators از Dongtuk ساخته شده است که او جزئی مشهور در تبعید جامعه است. من شنیده ام در مورد او تقریبا به عنوان به زودی به عنوان من وارد شدند در سال 2014 و پرسید: یک دوست از Ngaba برای مقدمه. اگر هر کسی می تواند توضیح دهد که چه رانده بود بسیاری از تبتیها به خودسوزی شاید این او بود. ما باقی ماند پس از. مانند بسیاری دیگر او احساس ضد و نقیض در مورد خودکشی, اما به رسمیت شناخته شده که به آنها داده شده بود فوق العاده دست دادن صورت برای چین است. “از آن تحت فشار قرار دادن دولت چین. آن توجه جهان,,” او گفت:.

Dongtuk متولد شد و در سال 1994 در یک روستا به نام Meruma حدود پانزده کیلومتر از مرکز Ngaba. او و مادرش خواهر جوان و مادر بزرگ مادری خود را در یک زندگی گل-خانه آجر محصور شده در داخل دیواری حیاط صحافی با پرچم نماز. به عنوان یک دختر Dongtuk مادر سونام (من تغییر نام او) شده بود روستای زیبایی با چوب اسکنه خورده استخوان گونه و لبخند خیره کننده. اما در سن سیزده, او را با یک تب که در سمت چپ او فلج در دست چپ و پای چپ. این روستا تا به حال هیچ دکتر و هیچ کس به تشخیص بیماری است. “ارواح شیطانی” سونام را نتیجه گرفت.

تبت همسران مسئول پخت و پز و تمیز کردن شیر حیوانات شدیدا کره و جمع آوری وراجی کود سوخت. سونام را شل و فلج دست چپ او را نامطلوب عروس, با وجود او خوب به نظر می رسد. علاوه بر این او نیاز به مراقبت از او ، مجرد بودن نیست مترادف با اینکه مجرد. اگر چه تبت زنان متوسطی هستند در لباس خود آنها هستند نه امل در مورد رابطه جنسی. چند همسری و چند شوهری قابل قبول در میان روستایی تبتی و زنان مجرد غالبا فرزندان خود.

بر خلاف زنان چینی در شرایط مشابه مجرد تبت زنان نیست تکبر به عنوان معشوقه و یا رفیقه; در عوض, آنها به عنوان سران خانواده ها. این مورد برای Sonam که به ارث برده بود او پدر و مادر خانه پس از یک ne’er-do-well برادر بزرگتر absconded با خانواده پس انداز. او جمع وراجی جمع آوری و فروش گیاهان و انجام کارهای عجیب و غریب برای همسایگان اما عرضه این خانواده تنها یک درآمد ناچیز. آنها خوردن یک رژیم غذایی اساسی از tsampa تبتی اصلی—جو زمین است که معمولا پخته شده به پوره و گاهی مخلوط با پنیر و کره. کودکان هرگز بیش از یک جفت کفش که آنها پر شده با چمن برای عایق. خانواده ندارد یک تلویزیون و یا رادیو به طوری که در شب آنها همچنین یک نوار کاست از بودایی نماز موسیقی.

خانواده خانه تا به حال یک کلیسای کوچک کردن حیاط بود که اختصاص داده شده به سونام عمو Alok لاما که تا به حال شده است به عنوان یک افتخار حلول لاما. این تنها اتاق ساخته شده با تخته و الوار است که قیمتی در فلات. استادانه درست شده gilt-edged قاب برگزار سیاه و سفید عکس های نازک و pockmarked مرد با ریش بزی. در کنار آن یک پرتره از دالایی لاما که در دیگر تبت خانه در منطقه آویزان بود آزادانه از یک ناخن به طوری که آن می تواند با عجله در مورد حذف از بازرسی توسط پلیس و یا مقامات حزب کمونیست. اتاق یک تخت با یک قاب چوبی می باشد برای هر متمایز راهب که ممکن است به پرداخت احترام می گذارد. آن را نگه داشته بود قفل شده با قفل اما Dongtuk خواهد گاهی اوقات کلید از آشپزخانه و اجازه دهید خود را در به استراحت در بستر.

Dongtuk نمی دانم زیادی در مورد تبت تاریخچه; مادر خود را غیر سیاسی بود و می خواستم به نگه داشتن کودکان خود که در راه به طوری که آنها نمی خواهد به مشکل دریافت کنید. آنچه او آموخته بود از مادر بزرگ خود را. هنگامی که مادر او را در pasturelands با حیوانات Dongtuk و خواهر خود را به دروغ با مادر بزرگ خود را بر روی یک تشک از شاخه و کلش با احساس پوشش ساخته شده از گاو کوهان پشم است. در آغوش کشیدن در کنار آنان خواهد بود التماس به شنیدن قهرمانانه داستان تبت رزمندگان در مبارزه با ارتش سرخ در سی سالگی و پس از آن غمگین داستان در مورد بسیاری از تبتیها که herded شد کمون توسط حزب کمونیست چین در سال 1958 و کسی که جان از گرسنگی. او شنیده ام در مورد تبت همکاران بودند که رشوه توسط چینی ها به شکنجه و تحقیر راهبان و حدود یک در خاص یک زن مجبور که یک راهب به نوشیدن ادرار خود را.

“آیا شما که مادر بزرگ؟” Dongtuk پرسید.

“البته که نه!” او گفت:.

Dongtuk یک چوپان بود و یک خانواده دیگر. روابط دوستانه بودند و او اغلب آنها را بازدید. جوانترین فرزند خانواده که در یک پسر بچه بود Rinzen Dorjee بود که در حدود همان سن به عنوان Dongtuk. فرض بر این بود که آنها خواهد بود playmates اگر چه آنها مشترک چند منافع. Dongtuk بود chatterbox; Rinzen Dorjee ترجیح داده در این شرکت از حیوانات به مردم است. او صرف ساعت دولا لبه یک جریان جمع آوری قورباغه و قورباغه. Dongtuk فکر کردم که آن را یک احمق تفریح و سرگرمی, اما او قدردانی Rinzen Dorjee حضور. Dongtuk شد اندکی از ساخت و تا به حال بینایی ضعیف اما Rinzen Dorjee شد و محکم پس از آن دستی که برادر خود را در اطراف برای حفاظت از.

هر ماه ژوئن Dongtuk پدر خانواده را در خود گله گاو کوهان دار به کوه زندگی در یک چادر و در حال حرکت هر چند هفته به مراتع است. یک تابستان هنگامی که Dongtuk بود که نزدیک به هفت پدرش او را برای آموزش به او را به یک اسب سوار یک مهارت است که جای تعجب برای تبت پسر او تا به حال هنوز رتبهدهی نشده است به دست آورد. اگر چه Dongtuk پدر سوار او را در کوچکترین آرام ترین مادیان Dongtuk کنترل را از دست داده. اسب چهار نعل به مراتب جلوتر از دیگران و Dongtuk در وحشت سقوط کردن. یکی از سگ های بزرگ که خانواده را نگه داشته و برای محافظت از گله از گرگ او را گرفتار شین. دیگر کودکان به خنده پشت سر هم. نامادری خود داستد او را خاموش و تمیز صدمات. Dongtuk پدر هرگز به او صحبت کرد در مورد این حادثه. روشن بود که این پسر بچه ای که نمی تواند سوار اسب نیست برش برای زندگی به عنوان یک هردر.

در حدود همان زمان سونام پیشنهاد کرد که Dongtuk رفتن به صومعه. او وجد آمدیم. Dongtuk نمی شد به اندازه کافی برای درک تعهد تجرد و متانت اما او رشد کرده بود تا به تماشای بازدید کنندگان به خانه اش سجده قبل از پرتره از عموی مادرش. این sangha—جامعه راهبان و راهبه ها—در نظر گرفته شده است یکی از “سه جواهرات” از بودیسم تبتی است و مخزن از یادگیری و معنویت برای تبت جامعه است. Dongtuk دیدم راهبان به عنوان demigods.

با ارسال یک پسر به صومعه خانواده به دست آورد معنوی شایستگی و بیمه که یکی از فرزندان خود را خواهد بود با سواد. آن را یک قربانی برای کسی در Sonam موقعیت به او تنها پسر اما او را دیدم که Dongtuk بود فکری کنجکاو و او بر این باور است که او را به رشد در صومعه. “راهب زندگی خوب است. شما یک آموزش و پرورش” سونام به او گفت. “شما نمی خواهد که مسئولیت حمایت از خانواده است. شما نمی خواهد که همان درد و رنج به دیگران است.” و او نمی خواهد که به عقب بر گردیم روی اسب.

انتخاب طبیعی بود برای Dongtuk برای رفتن به Kirti که تا به حال نزدیک به خانه خود را ایجاد کرد از Meruma. زمانی که Dongtuk وارد راهبان را برداشته threadbare لباس و او را غرق در مالیات بر ارزش افزوده از بخار آب است. آنها پاک پوست خود را تا زمانی که آن را صورتی و خام و تمیز کردن زیر ناخن و اصلاح سر خود را. این نخستین واقعی حمام از زندگی خود را در اثر غسل تعمید. او اختصاص داده جدید به نام Lobsang معنی “نجیب فکر” و با توجه به تمیز زرشکی لباس بلند و گشاد.

Kirti شده بود تقریبا به طور کامل نابود شده در اولین دهه از حکومت کمونیستی بود اما بازسازی شده در نوزده-دهه هشتاد یک دوره نسبی تحمل طی آن حزب نورد افراط از مائو تسه تونگ. این صومعه که sprawls در سراسر صدها هکتار شبیه پردیس از نخبگان مدرسه شبانه روزی با کتابخانه ها و کلاس های درس, استودیو هنر مسکونی ترکیبات و زمینه های. کلیساهای کوچک, dimly روشن و redolent بخور و کره لامپ باید nooks و crannies به کاوش و دیوارها پر از نقاشی های bodhisattvas و خدایان است. در سراسر یک جریان کوچک نمازخانه اختصاص داده شده به Palzel به الوهیت بود که محافظ Kirti و آن راهبان و کسی که اعتقاد بر این بود قادر به teleporting هر نقطه در جهان در گردش چشم. به تبت پسر, آن را مانند در اختیار داشتن خود را شخصی ابرقهرمان.

دلتنگ در Dongtuk خوشحال بود برای پیدا کردن که بسیاری از playmates از Meruma نیز ثبت نام کرده است. در میان آنها بود نیمی برادر Rinzen Dorjee. Dongtuk همیشه شده بود تا حدودی حسادت برادر خود را آسان ورزشکاری و بیشتر ادعای خود به پدر محبت اما Dongtuk بهتر بود دانش آموز در صومعه.

مدرسه در Kirti تدریس ریاضی و علوم و همچنین بیشتر افراد سنتی مانند فلسفه بودایی و تبتی و زبان. این راهبان جوان درگیر در یک آداب و رسوم شکل مناظره که در طی آن یک گروه می توان به دفاع از پایان نامه و دیگران برای به چالش کشیدن آن است. بحث صورت گرفت در خارج از منزل در جلوی در اصلی سالن اجتماعات طوری که اعضای عمومی می تواند و اغلب رفت و در اواخر شب. Dongtuk یکی از بهترین مناظره در گروه سنی خود است. پس از بحث های او جست و خیز کردن به تخت گذشته نیمه شب واقعه مسرور.

زمانی که Sonam آمد به دیدار تقدیر او خودش را در تصمیم خود برای ارسال و پسر او را به صومعه. او غافل بود که Kirti در تیررس حزب کمونیست تندرو. زمان Dongtuk وارد Kirti در سال 2001 فرهنگی رنسانس بود که فنر از مرگ مائو بود و پیچ در پیچ و آونگ در نوسانی شد و برگشت به سمت سرکوب. سه سال پیش از این حزب را هدف قرار داده بود Kirti برای مبارزات انتخاباتی از آنچه آن را خواستار شد “وطن پرست آموزش و پرورش است.” بلندگوها شد راه اندازی در داخل صومعه جماعت سالن و blared فسخ از دالایی لاما که حزب مارک تجزیه طلب که تضعیف چین است. “شما باید عشق به ملت خود را برای اولین بار قبل از اینکه شما می توانید آزادی مذهبی” بود و یکی از نقاط صحبت کردن. مقامات بازجویی ارشد راهبان و خواستار آن شدند که روحانیون دریافت کارت ثبت نام حصول تنها پس از آنها امضا سوگند وفاداری به حزب کمونیست و انکار دالایی لاما. بسیاری از راهبان خودداری کرد و ترک صومعه.

نوجوانان در سن راهبان شروع به کشیدن شوخی حزب کمونیست کادر. آنها مقیاس بالا ستون بتنی به حذف بلندگو و جایگزین کردن آنها با “تبت آزاد” برچسب; آنها ناخوانا pro-تبت شعار بر روی کاغذ پرچم نماز که آنها پراکنده در اطراف صومعه زمینه. اگر چه شورش آغاز شده بود چند سال قبل از ورود او Dongtuk در ابتدا نمی توجه زیادی به او بیش از حد اشغال شده و با کاوش و یادگیری است. اما در سال 2002 فقط یک سال به اقامت خود دولت بسته مدرسه خود را در همراهی با قبلا unenforced حکومت است که هیچ کس زیر هجده می تواند تبدیل به یک راهب. منطق این بود که صومعه شد و نه به تداخل با آموزش و پرورش سکولار که رفت و در برابر یک سنت تبتی ارسال پسران برای آموزش و پرورش خود را در سن هفت سالگی.

مانند دیگر پسران در Kirti, Dongtuk باقی مانده در صومعه بعد از مدرسه بسته شد, گاهی اوقات تحصیل تبت نوشتن و بودیسم با آموزگار اما او تا به حال هیچ برنامه منظم. او همیشه به هشدار در مورد یک بازرس در آمد به دنبال زیر سن قانونی راهبان. آن را مانند یک آتش مته: قرار دادن بر روی شلوار جین و تی شرت به عنوان به سرعت به عنوان امکان ذخیره کردن خود زرشکی لباس زیر floorboards گرفتن برخی از پول و سر به شهر. در طول بازرسی پسران اغلب رفت و به بازی بسکتبال است. Dongtuk بود وحشت زده از آنچه ممکن است اتفاق می افتد اگر او در راهب روپوش; او شنیده است که او ممکن است مجبور به رفتن به یک مدرسه چینی که تا آنجا که او نگران بود معادل بودن به زندان فرستاده شود.

پکن انتخاب شده و به عنوان کشور میزبان برای بازی های المپیک تابستانی 2008 تایید چین وضعیت در جهان به عنوان ابرقدرت جدید. در پیش بینی از بازی ها, دولت سوار بر یک ساختمان ولگردی و قانونی شکنی—و نه فقط استادیوم اما همچنین فرودگاه و راه آهن برج ها و پل ها, سدها و آب انحرافات. یک خط راه آهن به لهاسا افتتاح شد در سال 2006 تراورس بیش از یک هزار مایل از فلات تبت بخشی از آن پرمافراست. هر مسافر تا به حال شخصی تامین اکسیژن. به عنوان اینکه خم شدن قوانین فیزیک, زمان و فاصله منقبض بسته شدن شکاف میان تبت و heartland مدرن چین است.

فقط زمانی که زندگی باید تبدیل به راحت تر برای تبتیها آن محدود تر شد. با توسعه اقتصادی در آمد بیشتر سربازان چینی و همچنین محو کردن خط بین پلیس و نظامی با توجه به افزایش استقرار یک دولت شبه نظامی نیروی wujing. در شش سال منتهی به بازی های المپیک, امنیت, هزینه های Ngaba استان افزایش بیش از پنج برابر به گفته سازمان دیده بان حقوق بشر و تحلیل بودجه عمومی داده است. یک پایگاه نظامی تاسیس شد و حدود یک و نیم مایل به غرب Kirti و یک پاسگاه بنا در خارج از پایگاه شد بدنام برای اذیت و آزار تبت رانندگان است. اگر شما تا به حال یک دم نور یا نمی ببندید کمربند ایمنی خود را می تواند متوقف شود و اخاذی برای پول—به خصوص اگر شما به طور اتفاقی از یکی از بسیاری از تبتیها که عینک مدال با پرتره از دالایی لاما.

آن را تا به حال همیشه یک چالش برای تبتیها به کشور را ترک کنند اما در حال حاضر آنها تا به حال مشکل رفت و آمد در درون آن. مردم از Ngaba که استفاده می شود برای رفتن اغلب به لهاسا در حال حاضر مورد نیاز سفر اسناد و مدارک. در ماه های قبل از بازی های المپیک نمی تواند آنها را بررسی کنید در بسیاری از هتل ها در پکن. گاهی اوقات آنها اجازه نداشتند به سفر در داخل خود استان است. این یک رجعت به روز هنگامی که شما اجازه نداشتند به ترک محله خود.

با وجود این تنش ها Dongtuk از خواب بیدار در صبح روز سه شنبه مارس 16, 2008, giddy با پیش بینی. چرا که او تنها چهارده او اغلب از مطالعه حذف شدند بیشتر بحث های جدی و مراسم در صومعه اما در آن روز او برای شرکت در نماز. او متوجه شده بود مسن راهبان زمزمه در میان خود و او احساس مشکل پیش رو است. تظاهرات شکسته بود در لهاسا هفته قبل, در مارس 10th, نمادین تاریخ تبتی—آن را در آن روز در سال 1959 که یک شکست خورده قیام آغاز شد و در لهاسا منجر به دالایی لاما فرار به هند است. تبتی نمایش تاریخ به عنوان آغاز خود را تبعید و تظاهرات در اطراف مارس 10th آنقدر شایع است که چین اغلب ممنوعیت گردشگران خارجی از تبت برای کل ماه.

که در سال تبتی بودند احساس جسارت. آن ماه قبل از افتتاح بازی های المپیک تابستانی, و آنها می خواستند به سود خود از این فرصت به اطلاع عموم گرفتاری خود را. تبعید گروه برنامه ریزی شد تظاهرات در طول هشتاد و پنج هزار مایل مسیر که مشعل المپیک خواهد سفر از یونان به پکن. این تفکر در میان این گروه بود که دولت چین خواهد بود در بهترین حالت آن رفتار و تحمل بیشتری از تظاهرات صلح آمیز است.

زمانی که Dongtuk وارد Kirti مجمع هال هشت صد راهبان جمع شده بودند برای نماز. او در صندلی خود را با دیگر تازه کار و راهبان و به زودی از دست رفته خود را در شعار شعار—om mani padme hum.

او به زودی در حال تکان خارج از ریتم سرود توسط یک اختلال در جلوی سالن. مردم اشاره به سوی یک راهب ایستاده جلو. او برگزاری زیادی رنگ عکس از دالایی لاما و ممنوع پرچم تبت در تبعید دولت که به تصویر می کشد دو افسانه ای برف شیرها. “زنده باد عالیجناب دالایی لاما” راهب فریاد زد. دیگران در پیوست فریاد “تبت برای تبتیها!” به زودی شعار غرق نماز. راهبان رسید به کوچه منتهی به Ngaba خیابان اصلی جای خود غلت بزنید سنگین خود را crimson بیرونی روپوش بر روی پیاده رو, یک ژست نشان می دهد که آنها آماده برای مبارزه با. Dongtuk بود که جاروب همراه با جمعیت می تواند یک ابر خاکستری از گاز اشک آور مواج پیش رو است. چینی شبه نظامی به نظر می رسید به شلیک شن در تظاهرات. یک توده از چیزی بسیار گرم—یک بمب دود او فکر کاهش یافت و در فوت او. او رسیده را به چنگ زدن به آن معنی به بازی شیر یا خط آن را با سربازان اما آن منفجر شد singeing انگشتان دست خود را و پایین خود را در لباس بلند و گشاد. یک معلم برداشت Dongtuk یقه گفتن او را “شما بچه های کوچک تعلق ندارد.” Retching و گریه و تلاش برای پاک شن از چشم او به دنبال راهب برگشت داخل.

در این زد و خورد که به دنبال سربازان آتش گشودند. چینی رسانه های دولتی بعدها ادعا کرد که چهار تبت کشته شده اند اما گروه های تبعیدی قرار داده مرگ و میر در بیست و یک—یک عدد است که بر اساس گزارش به نظر می رسد به احتمال زیاد. Dongtuk دیدم ده ها جسد آورده به Kirti یکی از چندین صومعه ها استفاده می شد که برای مراسم تشییع جنازه. برای یک شهر کوچک مانند Ngaba بیست و یک مرده بود و به همان نسبت معادل قتل عام میدان تیان آن من. همه می دانستند کسی که کشته و یا زخمی شدند.

نزدیک به یک پنجم از Kirti را راهبان دستگیر شدند—حدود شش صد مردان است. Dongtuk بعد متوجه شدند که آنها تا به حال شده است رژه شهر در حمایت کامیون خم کردن کمر و با دست راست پشت سر آنها در یک موقعیت استرس شناخته شده به عنوان هواپیما با پوشیدن پلاکارد در اطراف گردن خود را نمایش نام و جنایات خود را. برخی از پلاکارد بخوانید “تجزیه طلب” اصطلاح مورد استفاده توسط دولت چین برای طرفداران استقلال تبت. کسانی که نبودند دستگیر شدند بريدن به حضور بیشتر میهنی-آموزش درس. راهبان تا به حال به اظهارات—گاهی اوقات ضبط—که در آنها انکار خود را برای حمایت از دالایی لاما که چینی ادعا کرده بود تحریک شورش.

تظاهرات از ماه مارس سال 2008 شد بزرگترین تبت قیام چینی در برابر قانون از سال 1989 است. تبتی رز در ده شهرستان در سراسر فلات تبت برخی شارژ سوار بر اسب به سمت ادارات دولتی از بین بردن چین پرچم. خارج از لهاسا Ngaba بيشترين مرگ و میر. چند سال بعد سر از یک انجمن از Ngaba تبعیدیان به من گفت: “یک ضرب المثل وجود دارد که زمانی که یک آتش سوزی در لهاسا دود بالا می رود در Ngaba.”

پس از اعتراض مقامات چینی نهاد محاصره در اطراف Kirti که اگر برای جلوگیری از سرایت تبت ناخشنودی. هیچ کس اجازه داده شد در زمینه صومعه حتی افراد مسن تبتی ساخته شده است که بازدید روزانه خود را به انجام نماز و آداب و رسوم و حتی بستگان استفاده می شود که به ارائه مواد غذایی. Dongtuk بعد فکر کردم که او ممکن است گرسنگی اگر مادر او تا به حال مواجه نگردند محل سکونت خود را با از طریق مسنجر رشته فرنگی رامش.

صومعه تبدیل به یک زندان. چینی نیروهای امنیتی نصب شده guardhouses و پناهگاه غنی شده با تیغ و کیسه های شن در نقاط استراتژیک و مسدود حتی باریکترین کوچه که رهبری در داخل و خارج از صومعه زمینه. آنها نصب تلویزیون مدار بسته دوربین های دیجیتال—سفید جعبه های فلزی مورد اندازه سیگار کارتن جمع شده در زیر پیش امدگی لبه بام سقف و چراغ و تیر برق.

“این چشم شبح” تبتی می گویند زمانی که آنها گذشت.

یکی از دوربین های نصب شده چند فوت از Dongtuk پنجره. این امر چشمک زدن قرمز هنگام فیلمبرداری. Dongtuk فکر کرده اید که اگر کسی تا کنون به بررسی امنیت فیلم و یا اگر آن را فقط وجود دارد برای ارعاب مردم است. او پس از پرتاب یک سنگ در آن اما هیچ کس به نظر می رسید توجه کنید.

این بود که یک لحظه از بیداری سیاسی برای Dongtuk. ساده به عنوان آن به نظر می رسید به او را با نگاهی به گذشته او هرگز متوجه شده بود که چینی ها در اتهام به عنوان آنها می خواهم همیشه یک اقلیت در شهر خود تا حدودی سوزاندم توسط تبتی. در حال حاضر داستان های قدیمی است که او می خواهم شنید از مادر بزرگ خود را در زمان در ارتباط است و او آمد به نظر خود گرفتاری به ادامه این روایت از ظلم و ستم. او با وسواس یک سبک تبت موسیقی به نام dunglen—آهسته خواب آور آهنگ است که خواننده اغلب با ابراز تاسف یک عشق از دست رفته برای میهن خود گاهی اوقات با اشاره مورب به دالایی لاما. مورد علاقه اش هنرمند شد Tashi Dhondup که تا به حال ثبت یک آهنگ به نام “1958-2008,” مقايسه وضعيت موجود به سال است که حزب کمونیست قرار داده تبتی به شهرداری:

در سال 1958,

سال که تلخ دشمن وارد در تبت

سال که ارجمند لمس زندانی شدند.

ما در ترور که سال. . . .

در سال 2008,

سال که گناه تبتی بودند شکنجه

سال زمانی که شهروندان از زمین کشته شدند.

ما در ترور که سال.

این آهنگ به دست آورده Tashi Dhondup پانزده ماه حکم زندان برای تحریک تجزیه طلبی.

تبت تعطیلات سال جدید می افتد در حدود همان زمان به عنوان چین سال جدید قمری و نتیجه گیری با یک روز طولانی جشنواره شناخته شده به عنوان Monlam. در Ngaba آن است که یکی از نکات برجسته از سال: Kirti راهبان ضرب و شتم, طبل, انجام در نقاب رقص و توزیع شیرینی به مردم در حالی که unfurling غول پیکر رفته از Tsongkhapa بنیانگذار Gelug مدرسه از بودیسم. پس از نزدیک به یک ماه از آرامش نسبی صومعه بود بازگشایی شد و راهبان انتظار می رود که این جشنواره در سال 2009 می تواند به عنوان برنامه ریزی شده.

در فوریه 27th, Kirti را راهبان را در بهترین لباس و جبه قرار داده و در روشن-زرد cockscomb کلاه محفوظ تشریفاتی موارد است. این puja نماز در آن تمام راهبان شرکت خواهد بود و قرار است برای شروع در 2 P.M. سپس آن را تحت فشار قرار دادند به 3 P.M. Dongtuk شنیده باد از gyalingیک دو نی ابزار استفاده می شود به سیگنال ابتدای نماز, اما زمانی که او وارد سالن او آموخته است که این جشنواره لغو شده بود. دقیقه بعد آنها را دریافت کلمه که یک راهب به حال خود را به آتش. نام او Lobsang Tashi اما همه او را به نام Tapey و او گفته بود که او خود کشته شده اگر این جشنواره لغو شد.

فیلم از فیلم سوزی را نشان می دهد, بلند, نازک رقم در زرشکی با دراز و عجیب و غریب ابرو سکندری در اطراف یک ماشین پلیس پارک شده در نزدیکی صومعه. او gesticulates, و twitches شدید به عنوان شعله های آتش شلیک مستقیم خود را از سر و از تکان دادن بازو. ناگهانی پف سفید پوشاند و او را—از فوم آتش نشانی به احتمال زیاد—و او سراسیمه به دور از ماشین پلیس تنها به احاطه شده توسط افسران.

این سنت پس از یک راهب مرگ است برای حمل به خانه خانواده برای نماز. این Kirti راهبان ندارد Tapey بدن اما آنها شعار می دادند و نماز را بخواند و گریه به عنوان آنها راه می رفت در صفوف نسبت به خانه و خانواده خود را. در راه بازگشت به صومعه آنها دریافتند که پلیس مسدود شده بود تمام شش ورودی به ساختمان آن شد که تنها پس از چند ساعت از این استدلال که راهبان اجازه داده شد و برگشت داخل.

سپس آنها را کشف کرد که Tapey تا به حال جان سالم به خودسوزی. او بعدها مورد استفاده در تبلیغات فیلم تلویزیونی چین. او در ضبط خود را در تخت بیمارستان خود دست و پا لت و پار بیشتر از یک گوش و سمت راست صورتش سوخته دور زمزمه چقدر او ابراز تاسف از آنچه که او انجام داده بود.

توسط پانزده Dongtuk بود نا امید و بی هدف و نوجوانان-ager و سال عذر در صومعه ساخته شده بود او را ماهر در فریب. او می دانست که چگونه به دروغ به راهبان ارشد و نحوه عبور از ایست های بازرسی که تا به حال تنگ تر در اطراف Kirti پس از Tapey به خودسوزی. او و دوستان خود را جست و خیز صبح نماز و سر به شهر که در آن در اینترنت کافه ها, آنها می توانند بازی های ویدئویی, تماشای دی وی دی و یا چت در QQ یک برنامه پیام رسانی است که wildly محبوب در میان جوانان چینی. Dongtuk پس از سرقت یک کیسه از پنیر را از یک راهب به فروش آن در بازار و استفاده از این پول برای تماشای فیلم ها و ویدئوها. او فرار کرد و چندین بار.

“وجود دارد مطلقا هیچ آزادی مذهبی” در تبت Dongtuk گفت. “مقامات چینی اجازه نمی پسران جوان یاد بگیرند که حتی اصول بودیسم است.”

این antics به Dongtuk شهرت بد. ارشد راهبان اغلب به نام مادر خود را به شکایت. خانواده او پیش بینی کرد که او به زودی خواهد نفی عهد خود. آنها شوکه شده بودند که آن Dongtuk نیمی برادر Rinzen Dorjee که یک روز بازگشت به Meruma پوشیدن وضع لباس و اعلام کرد: “من دیگر یک راهب.” Rinzen Dorjee همواره این مدل ، مسلما او درخشان ترین اما خود را بی قید و خوی به نظر می رسید به تناسب با زندگی رهبانی.

آن را غیر معمول نیست برای پسران به شورشی علیه تنگی از زندگی رهبانی زمانی که آنها رسیدن به بلوغ است. به شکستن عهد در حالی که هنوز یک راهب است که نگاه کردن بر اساس, اما آن را قابل قبول است به اندازه کافی به ترک صومعه پس از گرفتن آموزش و پرورش به منظور کار یا شروع یک خانواده. Rinzen Dorjee ارائه هیچ توضیحی. او رفت و به کار برای پدرش گله گاو و گوسفند و ساخته شده است یک قفس کوچک در کنار پدرش در خانه به منظور بالا بردن کبوتر. گاهی اوقات او صحبت خود را به پرندگان.

پدر خود را متقاعد شده بود که Dongtuk را دنبال برادر خود را اما او شورش او را متوجه چقدر او از دست رفته و مطالعات خود را. چرا که او هنوز زیر سن قانونی او نمی تواند ادامه تحصیل در Ngaba بنابراین او گفت مادر خود را که او می خواست برای رفتن به هند است که خانه را به ده ها تن از تبتی صومعه از جمله شاخه ای از Kirti و به مدارس پذیرایی به تبعیدیان تبتی. هنوز هم عصبانی بیش از مشکل است که او می خواهم برای او ایجاد سونام تمسخر در ایده. سفر به هند هزینه حداقل بیست هزار یوان یا حدود سه هزار دلار—و نه محتاطانه سرمایه گذاری برای یک پسر که تا به حال رفتار خیلی ضعیف.

Dongtuk کامپیوتر خود را برای ماه می باشد. در نهایت سونام تبدیل به یک راهب زندگی در هند است که تا به حال غیر معمول اتصال به خانواده اش. به عنوان یک پسر او تا به حال شناخته شده به عنوان تناسخ در جسم تازه از عمو Alok لاما. راهب وعده داده شده برای کمک به با پول و به محل امن برای Dongtuk در هند شعبه Kirti صومعه در دارامسالا.

اما Dongtuk ندارد گذرنامه و او تا به حال کمی چشم انداز گرفتن یک. در زمانی که planeloads از گردشگران چینی بودند نزولی در پاریس و ونیز تبتی به دام افتاده بودند در کشور خود را دارند. (در گزارش دیده بان حقوق بشر از 2015 یکی تبت گفت: “گرفتن پاسپورت سخت تر است برای تبت از وارد شدن به بهشت است.”) دارامسالا بود و تقریبا سه هزار مایل دور و گرفتن وجود دارد را شامل عبور غیر مجاز از مرز به نپال, راحت ترین مسیر به هند است.

Dongtuk تقریبا از دست داده و عصبی خود را. هزینه های گران شد, موانع به ظاهر غیر قابل عبور. او موفق به سفر به عنوان غرب تا لهاسا که در آن او پنهان با یکی از مادر و بستگان. Dongtuk گفته شده بود که راهبان جذب موشکافی تا او رشد مو خود را. (او سعی کردم به رنگ آن بور, اما از آن بیرون آمد و قرمز است.) او خرید عینک آفتابی بزرگ. اما حتی با این لباس مبدل Dongtuk ترسیده بود به راه رفتن در به شدت گشت شهر بدون مدارک و مجوزها. او ملاقات یک قاچاقچی که به ارائه یک خودرو سواری به نپال از مرز بیست هزار یوان است. مجموع Dongtuk کل بودجه برای سفر و او در حال صرف نیمی از پول خود را در هزینه های زندگی در لهاسا.

شکست Dongtuk بازگشت به Ngaba. مادر او آشفته است. در ابتدا پس از مخالفت با پسرش رویای رفتن به هند او در حال حاضر متقاعد شده است که آن را تنها راه برای او به تحقق سرنوشت خود را به عنوان یک راهب. او رفت و عمیق تر به بدهی به طوری که او می تواند همراه Dongtuk در سفر دیگری به لهاسا. وجود دارد او یک نکته از یک بازی دوستانه و رسمی است که آنها باید بازگشت به Ngaba و با درخواست عمومی اداره امنیت قانونی برای اجازه سفر به این کشور باشد. رسمی توصیه می شود که این امر می تواند بهترین روش برای انجام آن فقط پس از چینی ها و تبتی تعطیلات سال جدید, زمانی که مقامات ارشد هنوز در تعطیلات خود را ترک زیردستان را در اتهام.

Dongtuk رهبری در بازگشت به خانه. و پس از آن اتفاق افتاد که او در Ngaba در مارس 16, 2011, روز در آن شهر خواهد بود برای همیشه لطفا برای تغییر.

زمان Dongtuk وارد مرکز Ngaba آن بود آشکار است که او نمی خواهد بود قادر به درخواست برای اسناد و مدارک خود را در آن روز. پس از خودسوزی در روز قبل از آن پلیس و نظامی بود یورش برده و Kirti صومعه. حدود بیست و پنج راهبان بودند دستگیر و به ایستگاه پلیس که در آن یک جوان خشن و بی ادب جمعیت تشکیل شد و در خارج به تقاضای آزادی خود را.

Dongtuk بررسی به یک هتل در سراسر از ایستگاه. لابی مملو صحبت از خودسوزی و او شنیده ام نام راهب که به حال خود سوخته: Phuntsog. بسیاری از تبتیها که نام اما این پدیده Phuntsog از Meruma یکی از Dongtuk نزدیک ترین دوستان از دوران کودکی بخشی از این باند که به پیوست Kirti در همان زمان.

Phuntsog آمد از بزرگ و شناخته شده خانوادگی; پدربزرگش شده بود یکی از ضد چینی مقاومت رهبران در نوزده-پنجاه بود. Dongtuk همیشه شده بود کمی مرعوب Phuntsog بود که هر دو دانش آموز خوب و یک ورزشکار. او شور و شوق برای بلند کردن اجسام وزن و دوست برای نشان دادن خاموش خود عضله دوسر و شش بسته abs. در حال حاضر Dongtuk تعجب اگر Phuntsog حال توسعه بدن خود را به طوری که آن می تواند یک ارزش ارائه در هنگام مصرف در شعله های آتش. Dongtuk مجبور به اعتراف به خود است که او هرگز انجام هر کاری خیلی شجاع. اما به عنوان او را تماشا اغتشاش در خارج از ایستگاه پلیس از هتل خود را, او تصمیم گرفت که او آماده بود برای پیوستن به در اگر اعتراض گرفت. “در آن لحظه من نمی ترسم برای مردن” او به من گفت.

Phuntsog مراسم تشییع جنازه یکی از بزرگترین است که هر کسی در Ngaba می تواند به یاد داشته باشید. آن زمان محل در دامنه کوه حدود دو مایل از Kirti. صف های طولانی از مردم عزادار ساخته شده آهسته بالا رفتن از تپه شعار مانتراها و کشیدن یک طناب سفید ساخته شده از khatas یا تشریفاتی روسری.

Dongtuk را منع او را به پیوستن به آنها گفتن او را که او می تواند دعا برای Phuntsog در صفحه اصلی به جای. اما چند روز بعد وقتی او از خانه خارج شد او چند ورق کاغذ سفید و نوشت: بیانیه: “من مصرانه از مردم Meruma به خودداری از اسراف مانند جشن عروسی و اسب مسابقات خارج از رحم و شفقت برای شهید Phuntsog که خود immolated برای ما ایجاد کند. ما باید ایستاده بودند.” او نوشته شده اعلامیه بر روی یک پل در پنجره یک رستوران و در حرم و در نزدیکی یک جریان. سونام خشمگین بود. او اعطا با Dongtuk پدر و آنها قرار گرفت و او را به گله وراجی با Rinzen Dorjee.

دو برادر خود را صرف روز با هم سواری بر روی تپه های بالای Meruma. در شب خواب آنها در کنار هم در یک احساس چادر ساخته شده از گاو کوهان پشم است. Rinzen Dorjee گفت Dongtuk که او تنها می تواند خواب مناسب در گوش دادن به grunting و rumblings از وراجی. Dongtuk وحشتناک بود بی خوابی است. او فکر کرد که آن را خسته کننده ترین تابستان از زندگی خود را.

که در ماه اوت یک راهب خود immolated در یک شهر در این نزدیکی هست. سپس در سپتامبر 26, Phuntsog را برادر کوچکتر Kelsang که او نیز یک Kirti راهب با عجله به خیابان اصلی همراه با یک همکلاسی. آنها فریاد زد: “زنده باد عالیجناب دالایی لاما” و روشن خود را در آتش. پسر جان سالم به در برد و مانند Tapey به پایان رسید تا به عنوان احتیاطی قصه های چینی تلویزیون.

پس از آن خود immolators swaddled خود را در پتو مارپیچ با سیم به طوری که از آن خواهد شد سخت تر برای خاموش کردن شعله های آتش. آنها مصرف بنزین به طوری که آنها سوخته از داخل است. در اکتبر 7th, دو سابق Kirti راهبان که مجبور شده بودند در طول این سرکوب خود immolated در Ngaba خیابان اصلی. ده روز بعد یک بیست ساله تبتی, راهبه, خود immolated در مقابل Mamey Dechen Choekorling nunnery حدود دو کیلومتری غرب Kirti. او اولین زن به خود کشته شده—پس از بیست و هفت زن دیگر انجام داده اند.

در مجموع این تکذیب خودکشی یکی از مرکزی ادعای چینی ها تبلیغات: که تبتی خوشحال بودند تحت چینی قاعده است. دولت واکنش نشان داد و با زور و اجبار. آنها جستجو برای رمان حقوقی و قانونی به منظور محاکمه شاهدان و دوستان و خانواده با این استدلال که این افراد انفعال بود كه به قتل. آنها تحت فشار اعضای خانواده به موضوع اظهارات گفت که متوفی تا به حال قمار و یا مشکلات زناشویی و این که او خودکشی ناشی از افسردگی است و نه یک اعتراض سیاسی. آنها قطع تلفن و اینترنت به Ngaba—حتی به ادارات دولتی.

خیابان Ngaba پر از نفربرهای نظامی-حمل و نقل کامیون, استتار وسایل نقلیه نصب شده و با اسلحه و ماشین آلات و یکی سفید, مربوط به اینده کامیون با یک دوربین است که چرخد و در جهت از تماشاگران که ایستاده بود بیش از حد نزدیک است. سربازان با اسلحه و ماشین آلات و سبدهای حاوی کپسول آتش نشانی غاز-در پا سازند. پست های بازرسی شد غنی شده با نوار سنبله و نقطه موانع فلزی تقویت شده—برای حفظ تبتی که ممکن است به Ngaba به خود کشته شده و همچنین روزنامه نگاران.

اگر چه موارد وجود دارد در جاهای دیگر Ngaba شد بی چون و چرای جهان سرمایه خود immolations ویژه در عناوین و مورد بحث در مقالات کنگره جلسات و کنفرانس های علمی. در پاریس, کالج دو فرانس میزبانی یک کنفرانس دو روزه در ماه مه سال 2012 با عنوان “تبت در حال سوختن است. خودسوزی: مراسم یا سیاسی اعتراض؟”

این فقط تقلیدی خودکشی? آیا خودسوزی نقض دالایی لاما آموزه علیه خشونت? دالایی لاما خود را در این نقطه مبهم. و برای هر محقق که استدلال کرد که بودیسم ممنوع خودکشی بسیاری از مقابله که خود immolators تبدیل شده بود bodhisattvas دادن تا زندگی خود را برای روشنگری دیگران است. برخی به استناد یک داستان است که بودا در تجسم زودتر حال تغذیه خود را به یک ماده پلنگ گرسنه به طوری که او نمی خواهد که به خوردن نوزاد توله. به دنبال اعتقادی توجیهی برای خودسوزی دیگران تبدیل به لوتوس سوترا مهم بودایی کتاب مقدس وارد شده در حدود قرن اول C. E., که در آن یک بودهیچیتا شناخته شده به عنوان دارو پادشاه فداکاری خود را با آتش است.

در طول تابستان 2011 Dongtuk و نیمی برادر درهم از طریق همان سوالات است. هر دو دوستان شده بود با Phuntsog و هر دو در ترس از شجاعت خود را.

“او واقعا نمیفهمد چگونه برای دریافت توجه از نظر او نبود؟” Rinzen Dorjee گفت.

برادران صرف تابستان شبانی خود را وراجی گاهی اوقات بحث مسائل و در زمان های دیگر فقط سواری در کنار هم در سکوت. زمانی که اوایل سپتامبر برف پوشانده دامنه آنها وضع خود را پشت باز, سلاح های خود را به فرشتگان برف و دعوا گلوله برفی. با یک شاخه آنها نوشت در برف کلمه Bod (བོད) معنی تبت.

Dongtuk اسناد وارد چند هفته بعد او جدا از Rinzen Dorjee. او رنگ مو خود را دوباره در خود قرار داده نوپرست, لباس و رفت و به لهاسا. او اجازه سفر کردم او را تا آنجا که درام (Zhangjiang در چینی) آخرین شهر بزرگ نپال است. او هنوز هم نمی باید از یک گذرنامه برای عبور به نپال پس از او به استخدام یک راهنمای که همراهی او با پای پیاده پس از تاریک به یک تنگه بالاتر از عجله آب رودخانه در حال اجرا در امتداد مرز. یک طول طناب کشیده در سراسر آن را درختان در دو طرف. راهنمای استفاده دیگر طناب به مد مهار پرتاب یک سر آن را به یک راهنمای در نپال طرف رودخانه به طوری که Dongtuk می تواند کشیده در سراسر. او نگران کمتر در مورد توفنده به سنگ jutting از آب از حدود یک گردان افکن نصب شده در نزدیکی پل رسمی عبور از نقطه. یک بار در نپال Dongtuk مخفی در یک خانه امن برای چند روز اصلاح سر خود را به طوری که او یک بار دیگر نگاه مانند یک راهب و ساخته شده راه خود را در یک سری از راه دور اتوبوس به دارامسالا. بنابراین چند نفر از Ngaba تا به حال با موفقیت پیمایش عبور در سال های اخیر که Dongtuk داده شد قهرمان خوش آمدید, به سرعت اختصاص داده مسکن و مجاز به رزومه کاری خود را بودایی مطالعات.

در فوریه 2012, کلمه گسترش از طریق دارامسالا صومعه که یکی دیگر از سابق Kirti راهب از Meruma به حال خود immolated. زمانی که Dongtuk شنیده ام نام او را شگفت زده کرد: آن Rinzen Dorjee.

Rinzen Dorjee روشن خود را به آتش در مقابل یکی از Ngaba مدارس. او جان سالم به در برد و در نظر گرفته شد به یک بیمارستان است. خانواده گفت Dongtuk که نیمی برادر بود مورد ضرب و شتم و شکنجه اما که پلیس در ادامه به بازجویی از او را به عنوان او در حال مرگ افتاده. پدر خود را مجاز به بازدید و به سختی قابل شنیدن صدای Rinzen Dorjee عذرخواهی کرد برای او سفر است. Dongtuk گفته بود که به برادرش گفت: “نگران نباشید. من می دانم که من خواهم مرد چون من مصرف بنزین. من پشیمان نیستم از آنچه من انجام داد. من این کار را به خاطر تمام تبتی و موجودات.” مرگ او آمد و حدود یک هفته پس از او وارد بیمارستان. بر خلاف دیگر خود immolators او را ترک نمی وداع توجه داشته باشید و یا یک ویدیو. کمی وجود دارد پوشش خبری این رویداد است. Rinzen Dorjee بود هجدهم فرد در تبت به خود کشته شده.

من برای اولین بار ملاقات Dongtuk در سال 2014 بیش از cappuccinos در یک هتل در نزدیکی دالایی لاما ستاد. او به من نشان داد یک عکس از کلاس های خود از چهل تازه کار راهبان در Kirti. از آن گرفته شده بود شش سال پیش هنگامی که او و دیگر پسر بودند و در حدود پانزده سال است. از آن پس دو نفر از آنها سوخته بودند خود را به مرگ و چند نفر دیگر در حال حاضر در زندان است.

“حالا که فکر می کنم در آن من مطمئن هستم که من نمی شده است یکی از کسانی که خود immolated,” Dongtuk گفت. “اما شاید من می خواهم در زندان—که من می توانید تصور کنید.”

بسیاری از خود immolators بودند مانند Phuntsog فرزندان و نوه های سابق مبارزان مقاومت; نامتناسب تعداد آنها از Meruma که تا به حال شده است خانه را به بسیاری از افسران از یک منطقه نظامی قبل از کمونیست بار. Dongtuk اغلب به نظر می رسید دوسوگرا در مورد خود immolations. در دارامسالا وجود دارد یک فرقه از شهادت اطراف افرادی که می خواهم درگذشت. تبتی جمع آوری تصاویر خود را بر روی آیفون خود مانند کارت بیس بال. رسمی تبعید موزه در دارامسالا در کنار دالایی لاما ستاد تا به حال یک ویژه نمایشگاه پرتره خود را. فقط پایین تپه از صومعه خوابگاه که در آن Dongtuk زندگی یک بنر بزرگ که به عنوان خوانده شده “قربانی زندگی برای تبت” و برجسته خود را دانه دانه عکس.

من تعجب اگر Dongtuk احساس حسادت از این افراد در پانتئون شهدا به خصوص خود را آرام کمتر آکادمیک انجام شده نیمی برادر.

آن خواهد بود بعید به انتقاد Dongtuk به من گفت اما او دقیقا نمی تایید اقدامات خود را هر دو. “من احساس می کنم وجود دارد به یک راه بهتر برای بیان خود,” او گفت:. Dongtuk مشترک به یک نظریه شنیدم از دیگر تبتی—که کسانی که خود سوخته نا امید شده بودند توسط خود حس ناتوانی و عدم توانایی خود را به صحبت کردن. خود immolators او تا به حال شناخته شده تمایل به محفوظ افرادی که به سختی بیان احساسات خود را.

Dongtuk آغاز شده بود نگه داشتن یک مجله و امیدوار است که او می تواند کمک به تداوم تبت فرهنگ خود را از طریق نوشتن و بودایی مطالعات. او به تازگی تصمیم به دنبال یک گشه مدرک معادل دکترا در فلسفه بودایی و برای انتقال به شعبه بزرگتر Ganden صومعه در کارناتاکا در جنوب هند است.

ما صحبت در ماه ژوئن گذشته بیش از واتساپ. Dongtuk وارد شده بود در جدید صومعه شد و تحت چهارده روز قرنطینه به منظور محافظت در برابر coronavirus. او از یک روز از بازگشت به Ngaba به تدریس در Kirti اما تنها اگر او می خواهم که قادر به آموزش نمایند. “وجود دارد مطلقا هیچ آزادی مذهبی” Dongtuk به من گفت. “مقامات چینی اجازه نمی پسران جوان یاد بگیرند که حتی اصول بودیسم است. آنها کنترل ما کتاب های درسی.” یکی دیگر از پیش شرط برای بازگشت او خواهد بود برای به دست آوردن تابعیت خارجی—ترجیحا از استرالیا است که مورد قبول بسیاری از پناهندگان تبتی. بدون گذرنامه او ممکن است قادر به فرار از تبت دوباره به خصوص با توجه به این که پکن به شدت فشار در نپال به بستن مرزهای خود به تبتی.

در حال حاضر وجود دارد چند نشانه که مردم مانند Dongtuk قادر خواهد بود به بازگشت. تبتی بوده است در امان برخی از بدترین موارد نقض حقوق بشر از چین قومی سیاست—یعنی غیر ارادی بازداشت تا یک میلیون Uighurs سیاسی-reëducation اردوگاه—اما حزب کمونیست است که تا کنون بیشتر ناخوانده در زندگی خود را. وجود دارد بیشتر قرمز چینی, پرچم, عکس های بیشتر از رئیس جمهور چین و بیشتر مدار بسته دوربین های دیجیتال با توجه به تبعیدیان از Ngaba من با آنها صحبت می کنند به طور منظم.

با وجود تعداد بسیار کمی از موارد COVID-19 در فلات تبت که در آن هم هوایی به ارتفاعات بالا به نظر می رسد به جمعیت کمتر آسیب پذیر به ویروس تبتی رفت و از طریق همان ماه از مستند به عنوان دیگر چینی. در برخی از شهرهای تبتی بودند دستور به نصب برنامه های گوشی های هوشمند طراحی شده بود که برای گزارش وضعیت عفونت اما که می تواند مورد استفاده قرار گیرد پس از همه گیر برای پیگیری جنبش مردم.

“دولت به طور فعال دستکاری coronavirus بیماری همه گیر به دنبال آن منافع سیاسی” Golog Jigme یک تبعید تبت فیلمساز از استان سیچوان به من گفت. او معتقد است که مستند به حزب کادرهای یک فرصت برای راه اندازی بیشتر نظارت منظم از جمعیت اجازه می دهد آنها را به تعیین که تبتی در حال تماس خارج از کشور با گروه های تبعیدی و به منظور افزایش چه دولت چین خواستار “ثبات اجتماعی است.”

آن را ممکن است تصادفی اما یکی از اولین اقدامات اعلام کرد که این مستند به پایان رسیده بود و یک تغییر عمده در زبان سیاست های Ngaba مدارس. در یک جلسه در اوایل ماه آوریل والدین و مربیان گفته شد که گذشته از دولت مدارس ابتدایی آموزش در درجه اول در تبت را به چینی به عنوان اوایل به عنوان سرگیری سال تحصیلی در ماه سپتامبر. تظاهرات پیش بینی شده است.

این گزیده ای کشیده شده است از “خوردن بودا: زندگی و مرگ در یک تبتی شهر” توسط باربارا Demick را در این ماه از خانه تصادفی.

tinyurlbitlyis.gdclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی