آنتونی Barboza کهکشان از ستاره های سیاه و سفید

Portrait of Toukie and Willi Smith.
Toukie و Willi Smith, 1978.عکس آنتونی Barboza

آنتونی Barboza پرتره از نویسنده و استاد اوون Dodson گرفته شد و در سال 1979. من نوزده و دوستان شده بود با اون برای حدود پنج سال است. تحسین مدیر بود در منهتن زندگی می کنند; برای دهه او co-ریاست تئاتر گروه در دانشگاه هاوارد که در آن او در شمارش تونی موریسون Phylicia Rashad و رابی مک کالی در میان دانش آموزان خود را. من همراهی او را به Barboza استودیو در سمت شرق در منهتن. اوون پس از آن تا به حال در مورد او هوا از خستگی و زرق و برق; بخشی از آن به دلیل این واقعیت است که در اوایل میانسالی او متحمل شده بود تعدادی از بیماری ناتوان کننده ساخته شده است که راه رفتن دشوار است. زمانی که او نیاز به کمک من اغلب وجود دارد به قرض دادن یک دست هر چند در استودیو من به نحوی به یاد داشته باشید Barboza با تلاش قابل توجهی موقعیت اون در بلند barstool برای تصویر.

اون بخشی از یک کهکشان از ستاره های سیاه و سفید حذف شده از تئاتر, فیلم, چاپ و نشر و غيره آنها Barboza بود و عکاسی در آن زمان. او نام این سری از “مرز” برای تعدادی از دلایل یکی بودن ضخامت مرزهای سیاه و سفید است که قاب بسیاری از تصاویر. یکی دیگر افراد خود را ” نژاد: بسیاری از آنها سیاه و سفید و در برخی از حس مرز فرهنگی جهان باید به آنها مسلط شده اند. به دنبال در اطراف Barboza, استودیو آن روز در محل کار بود که دوخته به در و دیوار دیدم Barboza تصاویر از Toukie Smith, مدل و Willi اسمیت برادر او; او را مرگ از ایدز در سال 1987 و خواهر خود را به ایجاد یک پایه و اساس است که کمک خواهد کرد که حرکت ایدز تحقیقات رو به جلو است. اما در آینده است. که بعد از ظهر در سال 1979 یکی از آخرین بار است که من می خواهم صرف با اوون. من احساس وزن با خواسته های خود را; من می خواستم خودم زندگی مستقل و باز به احتمال عشق, هر چند در نگاه به گذشته است که واقعا درست است. من به عنوان ترس از نزدیکی به اون بود. که ترس نگه داشته ما را با هم نگه داشته و ما از هم جدا.

اوون Dodson, 1979.

هنوز هم ما پیوند عمیق بود و به جای صحبت کردن در مورد خودمان—آنچه که ما مورد نیاز و یا می خواستم از یک دیگر—ما در مورد هنر و به تئاتر رفت و نگاه در تصاویر توسط هنرمندان مانند آنتونی Barboza. من آگاه شده است کار خود را قبل از آن که طولانی قبل از ظهر. من می خواهم دیده می شود برخی از آن در ایجاد صداو کارت پستال. و آنچه مرا تحت تاثیر قرار داد تا حد زیادی در مورد کار این بود که چگونه متصل به آن احساس سبک عاقلانه به سورئال و جالب پرتره که Cecil Beaton گرفته بود از جوان و با استعداد در انگلستان در قرن نوزده-بیست سالگی. من عاشق این عکس و به خصوص چگونه Beaton ساخته شده جهان پر از فویل نقره ای و (بدون شک Florine Stettheimer-تحت تاثیر قرار) سلفون به ایجاد اتمسفر است که ترویج خواب. در سری Barboza با استفاده از زمینه های که روشن و خاموش شدن و درخشش مطابق با درخشش ستاره خود را از بسیاری از مطالب جذاب دارد ولی با این وجود عمق در تصاویر خود را که نمی بهره Beaton بود که مجذوب خود سطوح. در عکس های خود را Barboza مطرح این ایده که سطوح—با موضوع و مجموعه ای را—نه تنها قدردانی یکی دیگر اما می تواند برخورد ایجاد یک نوع تنش بین هواپیما از یک چهره و یا از خود مجسمه پس زمینه. کسانی که juxtapositions کشید من بیشتر به تصاویر خود را و در نتیجه به هوش و شهود خود را در مورد افراد و مکان است.

Ntozake Shange, 1977.
همین Covay, 1976.
جهان کوارتت ساکسیفون, 1977.
Gordon Parks, 1976.
بابی هامفری, 1980.

Barboza متولد شد و در بدفورد ماساچوست در سال 1944. او به نیویورک نقل مکان کرد و apprenticed خود را به سیاه و سفید عکاس هیو بل که تصاویر شخصی و عمومی در همان زمان reportorial و صمیمی است. از طریق یکی دیگر از عکاس Adger Cowans, Barboza معرفی شد به Kamoinge کارگاه جمعی از عکاسان. “Kamoinge” یک کیکویویی واژه به معنی گروهی از مردم اقدام با هم. تاسیس شده توسط Louis دراپر ری فرانسیس و دیگران Kamoinge اولین مدیر بود که عکاس روی DeCarava. (در ماه جولای سال 2020 موزه ویتنی در حال حاضر خواهد شد “با هم کار کردن: عکاسان از Kamoinge کارگاه.”) در راه جمعی بود عکاسی نسخه سیاه و هنر جنبش که ترویج داستان های سیاه و سفید هنرمندان برای مخاطبان است. در Kamoinge عکاسان متعهد به ضبط زندگی سیاه. تصاویر Barboza و دیگران در جمعی صورت گرفت در آن زمان عمدتا در سیاه و سفید و بدهکار چیزی به هانری کارتیه برسون و به رابرت فرانک عکاسی خیابانی: داستان ها و اشکال گرفتار در پرواز است.

Miriam Makeba و Hugh Masekela, 1980.
جیمز بالدوین, 1975.
فرعون Sanders, 1978.
دبی آلن در سال 1979.

در سال 1965 Barboza القاء شد به نیروی دریایی است. مستقر در پنساکولا فلوریدا, او عکس گرفت برای یک روزنامه محلی و تجربه کمک به تیز کردن چشم خود را. پس از تکمیل خدمات خود او بازگشت شمالی به نیویورک و در نهایت حمایت خود را با تبلیغات کار از کوکا کولا و پپسی و مانند آن. اما تبلیغات است که به واسطه کار می کنند. به طور کلی تبلیغ آثار با کپی سردبیران و دیگران به آمده تا با یک داستان در مورد شادی که قراره با مصرف یک محصول خاص است. من نمی بینم هر یک از Barboza تبلیغات کار در استودیوی خود که بعد از ظهر, اما من فکر می کنم آنچه که من در پاسخ به در تصاویر, سپس و در حال حاضر یک شادی در کار شخصی; آنچه که من دیدم در مرزهای سیاه و سفید تصاویر Barboza را عاشقانه با همه ستاره های سیاه و سفید او قادر به مهار اگر فقط برای چند لحظه یا چند ساعت که در استودیو. یکی می تواند احساس غرور و افتخار او در زمان خود موضوع و مراقبت. Amiri Baraka هنوز هم می ایستد و جیمز بالدوین به نظر می رسد و اوون به نظر می رسد پایین بیش از حد او به عنوان مکث در وسط جمله اما Barboza قطاری از همه آنها را با چشم مشتاق از یک مرد که قدردانی آنچه باعث می شود هنرمند—که داخلی خود است.

Amiri Baraka, 1976.
Erykah Badu, 2000.
ماروین Hagler, 1988.
سیلوستر, 1980.
James Van Der Zee, 1980.

Barboza تصاویر نیز پر از انرژی و لذت روشن است که یکی می یابد در عکاسی مد. خود پرتره از دبی آلن به عنوان ژوزفین بیکر—و از Miriam Makeba و Hugh Masekela ازدحام قاب با خود انرژی و استعداد و احترام متقابل—آیا تصاویر است که نشان می دهد نه تنها برخی از بازیگوشی بلکه Barboza شیفتگی چگونه هنر می شود منتقل می شود از این موضوع به لنز و در نتیجه به جهان است. او سعی کنید برای ارائه پاسخ; است که می تواند تصاویر مرده است. آنچه را در آنها زنده هستند و داستان پشت عکس: داستان Baraka گذاشته در شعر و داستان میریام گفت: در آهنگ های او. وجود دارد یکی در اون بدن بیش از حد است که Barboza کمک کرد تا موقعیت که مدفوع بهتر است برای دریافت یک نگاه که در آن معلم تاریخ خود و بچه ها مثل من که نشسته فقط در خارج از عکاس قاب در حال حرکت رو به جلو و به دور از درس های ارزشمند آنها آموخته است.

گریس جونز, 1981.

tinyurlbitlyis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.dehec.su

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>