هان Ong در زبان تنیس

عکس حسن نیت ارائه میدهد هان Ong

داستان خود را در این هفته موضوع “آینده” حول محور یک پدر و هجده سال است که میزبان بازیکنان تنیس از کشورهای دیگر که در حال رقابت در مسابقات در لا جللا. که در آن این سناریو آمده است ؟ شد شما یک بار مشتاق بازیکن تنیس خودتان ؟

آخرین سوال اول: این افرادی که من می دانم در حال خندیدن به این پیشنهاد که من می تواند یک بازیکن تنیس—من چنین klutz! اما من شده اند تنیس-دیوانه از آنجایی که من یک کودک بود در مانیل. نپرس از کجا آمده است که هیچ کس از خانواده من و یا من همگروهی حتی از راه دور مراقبت در مورد تنیس. همچنین فیلیپین گلف و بسکتبال کشور است. اما تنیس—را فراموش کرده ام در مورد آن.

من همیشه به دنبال استفاده از در داستان از بدن گسترده تنیس آگاهی که من به دلیل انباشته از شور و شوق برای ورزش است. ایده برای داستان در آمد dribs و drabs. اول من می خواستم برای نوشتن در مورد تنیس لیگ کوچک—این heartbreaks و شما می توانید می گویند احمقانه تداوم بازیکنان با سه رقمی رتبه بندی. (آن رخ می دهد به من در حال حاضر که آن را به یک دنیا می خواهم که از چخوف “سه خواهر” که در آن خواهر و برادر آه و رویایی در مسکو در طول بازی و قوی ترین احساسات حسرت است.) و سپس من فکر کردم چرا که نه بگویید و آن را از نقطه نظر کسی که خانواده میزبان این بازیکنان باز خانه خود را به سادگی از عشق برای بازی ؟ و شاید من می توانم پیگیری آمدن سن از خانواده پسر خود را از طریق برخورد با شخصی بازیکنان. من مطمئن هستم که اگر این امر می تواند یک بازی یا یک فیلم اسکریپت—بنابراین در حال حاضر من فکر کردم از لحاظ صحنه و گفت و گو است. به داستان در نثر بود دیر تماس بگیرید و آن را به من پرداخت می شود با شگفتی دلپذیر است. برای مثال من می خواهم همیشه تصور میزبان خانواده به کار کلاس. (من در به تصویر کشیدن یک صحنه یا فیلم مجموعه ای بود که فروتن; drabness همواره جذبه بصری برای من.) اما هنگامی که من می خواهم شروع به داستان خانواده شد متعفن و غنی است که فضای ارائه شده کمدی که egged من با بیشتر اختراعات: قوها که اشغال استخر شنا, پشتیبانی بررسی کنید که توبی پدر می نویسد برای بازدید از بازیکنان. این تبانی و تقلب من خورده به داستان در نقطه ای که من در حال نوشتن.

توبی زندگی vicariously از طریق بازدید از بازیکنان تنیس از او نیست و با استعداد به اندازه کافی به حرفه خود را در تنیس. چرا او را inescapably کشیده به بازی ؟

من به سادگی به توبی خود من تنیس تب و تاب و در زمان از چیزهایی وجود دارد. اما شما همچنین می توانید می گویند که آن را به محکمترین سهام او با پدرش است. آنها منجر نسبتا جداگانه زندگی می کند و تنیس یکی از چند چیز است که آنها را با هم—به عنوان بوستر و befrienders از بازیکنان میزبان آنها به عنوان تماشاگر در آن بازیکنان در مسابقات تنیس طرفداران که سهم تخصصی زبان ویژه: نادال, australian open, رقبا. و همچنین این را در نظر بگیرید: چه ممکن است بار ورود به این ورزش برای کسی مثل مارتین است که هیچ مانعی در همه به توبی. نه تنها او را یک زمین تنیس در خود پشت حیاط اما پدرش می توانیم به او ارسال به گران آکادمی تنیس مانند australian open در فلوریدا. شما می توانید می گویند که به عنوان یک دال از کلاس تنیس مناسب برای توبی.

توبی مثل مارتین شیلی بازیکن که باعث شده مشکل با گرفتن رشوه به پرتاب یک بازی است که در یک تقاطع در زندگی خود را. اما در حالی که مارتین می بیند دو راه—دنبال تنیس رویا و یا رشد و قبول عدم امکان آن—توبی به نظر می رسد هیچ حس خود را در آینده. یا او ؟ آیا شما?

حق با شماست. او نمی کند. و من نمی یا. همه من می دانم که از توبی است در داستان. اما شاید او شروع می شود یک تنیس و تنیس-مجاور کسب و کار. شاید او به خرید محلی رقبا مسابقات و چند نفر دیگر تبدیل شدن به یک کارآفرین زیر در پدر خود را می فروشد.

وجود چند شخصیت در داستان برای کسی که زبان انگلیسی زبان دوم است. چگونه می توانم به شما گرفتن ریتم گفتار برای یک چک مرد زبان فارسی شیلی, مرد به زبان انگلیسی, یک مرد چینی صحبت کردن به زبان انگلیسی ؟ آیا شما با شنیدن این صداها در ذهن شما ؟

تنیس یک ورزش بین المللی. دهه از تماشای این عادت من به شنیدن صحبت انگلیسی با لهجه خارجی با خنده دار و گاهی اوقات در حال حرکت slippages در زبان. نادال یک مثال نخست است. برای کسی که به زبان خود آموخته نسبتا دیر در زندگی او صحبت می کند آن را به خوبی اگر چه گاهی اوقات با خنده اسپانیایی mispronunciation یا نابجا تاکید. و هر چند من نمی پایه شخصیت های داستان در هر یک از این بازیکنان به دنبال بازگشت من به خاطر شنیدن Tomáš Berdych (چک) و فرناندو گونزالس (شیلی) و Li Na (یک بازیکن) در حال مصاحبه و این که باید به من داده اند برخی از زمین زمانی که من در حال نوشتن.

چرا شما تصمیم به نوشتن بسیاری از داستان در زمان حال?

زیرا زمان حال کاملا قطاری من-نمی-دانم-که-این-است-رفتن تجربه من بود در حالی که نوشتن داستان. من در زمان حال ساخت این حادثه است که فقط اتفاق می افتد و پس از آن چیزی است که فقط اتفاق می افتد و هر چه ارتباط بین آنها وجود داشته باشد (یا شکست) من صاف خواهد شد بیش از بعد اما در عین حال من با داشتن سرگرم کننده است و من امیدوارم که برخی از این نقل و انتقالات به شخصیت ها و داستان.

توبی زندگی با پدرش و هیچ اشاره ای ساخته شده است از آنچه اتفاق افتاده است به او ، آیا شما یک ایده که در آن او ممکن است ؟ مهم است که به شخصیت او که او بود تاكنون?

این motherlessness است لمس اضافی از تنهایی. آن ممکن است مفید باشد به فکر گرفتن یادداشت ها به دور از یک قطعه موسیقی—چه چیزی شما را به سمت چپ ؟ و یا نه چگونه ارتعاشات تغییر کرده است ؟ آن بیزار است یا آزادی ؟ شاید هر دو اما ومیگوید نزدیک به دومی? قطعا توبی هرگز اشاره می کند که او ندارد ، من در واقع نمی دانم چه اتفاقی افتاد به خانم توبی پدر. شاید او در گذشت و یا شاید او را رها کرده و به خانواده است. او را طلاق توبی پدر است نه یک سناریو من می توانید در نظر بگیرید. من نمی توانم به شما بگویم که چرا من فکر می کنم که, اما من انجام دهد.

وجود هر گونه آثار داستانی در مورد تنیس است ؟

گوگل لیست Nabokov, Martin Amis و دیوید فاستر والاس اما من هرگز از خواندن هر یک از آنها داستان است که با استفاده از تنیس و یا در مورد بازی. و ظاهرا نیز به گفته گوگل تنها در والاس کار تنیس یک جزء اصلی. بنابراین به نظر می رسد بسیار کمی تنیس در داستان به طور کلی. احتمالا بیشتر وجود دارد یا بیس بال فوتبال در داستان همان سهم بازار کسانی که ورزش را به طور کلی آگاهی عمومی. اما من دوست دارم دنیای ورزش بسیار آن lores و خصیصه های ذاتی که آن را سخت به تصویب این فرصت را به صرف زمان بیشتری را در آن.

tinyurlbitlyis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>