جوانا اهل علم-نویسنده داستان که گفت هیچ

در عین حال در نامه خود به جیمز تیپتری—که خودش هیچ غریبه ای به مسائل—Russ بازگشت اغلب به موضوع مادر و در تن های مختلف. او در توصیف مادر در یک نامه به عنوان “دیوانه به عنوان یک کیک میوه,” نوشتن “وجود دارد این است که چیزی به خصوص افتضاح در مورد داشتن یک دیوانه مادر که همچنین تلاش برای در اختیار شما کاملا. (و یک پدر که انقباض از تداخل—که در واقع colludes.)” در نامه دیگری به او می نویسد که در زمانی که او پانزده ساله بود او را “کاملا متقاعد شده سرد گرسنه بدی من احساس درون من تمام وقت بود به من. . . . همیشه از من شده است که تنها افرادی که می توانند مثل من بودند خون آشام ها مانند مادر من یا همکار-defectives.”

اهل داستان در مورد دوران کودکی اش—مادر-قربانی مادر-خون آشام—نمایندگی نه حساب های متناقض اما یک فرایند نه خطی و نه تا کنون بیش از تلاش برای فکر می کنم خودش را به داشتن نوعی از دوستی با او ، در یکی از داستان های کوتاه از دهه هفتاد راس تصور بارها و بارها در مواجهه و تلاش برای نجات او ، “من” راس می پرسد و خودش به سمت پایان داستان “مادر من مادر؟” فمینیستی ناکجا آباد به عنوان او نوشت: در یکی از مقاله اغلب نگران خود را با “نجات زن و فرزند.” برتا شده بود یک بار یک کودک بیش از حد. حتی اگر اهل روسیه می تواند او را نجات دهد تنها از طریق داستان آن را هنوز هم ارزش امتحان کنید.

هر چند “زن مرد” است که اهل معروف ترین کتاب ها و شایسته های اکتشاف از این خاص پویا—صرفه جویی در کودکان و مایل به صرفه جویی در مادران خود را بیش از حد — پدیدار ترین تحریکآمیز در “دو نفر از آنها” از سال 1978 که به شرح زیر ارنست و ایرنه رمانتیک درگیر عوامل از یک سازمان به نام Trans-زمانی قدرت. این زن و شوهر در یک ماموریت به کا’abah یک قنات جامعه در یک سیاره صحرا که در آن نقش های جنسیتی هستند به شدت به اجرا گذاشته است که هر زنی که به دنبال زندگی می کنند در غیر این صورت عملکرد lobotomized. (Russ قرض گرفته شده این تنظیمات از نویسنده Suzette Haden الگین به آنها این رمان اختصاص داده شده است اما بعد از آن ابراز پشیمانی در استقرار اسلام کلیشه به نظر آنهایی که در آمریکا.) Zubeydeh یک دختر کوچک که دو برخورد در طول اقامت خود خواسته به یک شاعر; عمه Dunya مشترک همان جاه طلبی “رفت دیوانه” و ناپدید شد.

ایرنه و ارنست ایده آل همکاری—احترام بیماریهای سپاسگزار و پر از آرام داخل جوک و دانش است که با زمان آمده است. به عنوان یک نوجوان ، ager, ایرنه زد دور با ارنست در بخش, برای فرار از اختناق جهان از دوران کودکی خود را بر روی زمین یک تصمیم گیری است که پرداخت می شود. ارنست دارای گیج کننده رابطه ایرن مشکل مادر ارائه خود را به عنوان او را “دوست” حتی اگر آنها واقعا به نظر می رسد به دانستن هر یک از دیگر. (این غیر ممکن است که ایرنه را هم یک بار سفر با ارنست.) در کا’abah, ایرنه, کشف یک تشدید نسخه از آنچه که او پشت سر گذاشت و تصمیم می گیرد برای نجات Zubeydeh—که نمایش هیچ استعداد زیادی برای شعر—اعتراض ارنست.

هنگامی که زن و شوهر گرفته اند Zubeydeh و آغاز سفر خود به مقر آنها شروع به طور فزاینده به نزاع. ایرنه متوجه چیزهای کمی در مورد چگونه او و ارنست به یکدیگر صحبت کنید: خود را عادت مهربان به او عادت خود را از توسل به اقتدار خود را. او معذرت خواهی بیش از حد. او شاید نه چپ دوران کودکی خود را در همه: او ساخته شده است “یک حلقه بزرگ—حتی به ستاره ها—و همه برای هیچ چیز.” او قصد دارد برای فرار با کودک بازگشت به زمین است. زمانی که ارنست تلاش برای متوقف کردن او شاخه و او را بکشد. و هنگامی که ارائه فرصت برای نجات یک کودک, یک پسر او امتناع کند. “این است که ایرنه زندگی-کار” راوی خونسردی به ما می گوید “برای جمع آوری زنان و دختران از گوشه های دور از جهان است. اما پسر کوچک.” که پسر کوچک در سوال به نظر می رسد به عنوان اگر او ممکن است مورد آزار قرار گرفته توسط مردان هم نیست ایرنه مشکل.

“دو نفر از آنها” بود Russ گذشته بزرگ sci-fi, رمان, بخشی از یک خط به طور فزاینده ای تلخ کتاب آغاز شد که با “زن” و ادامه داد “ما که در مورد . . .,” یک داستان غرق مسافران فضایی. در رمان قتل ارنست و امتناع از نجات کودک دیگر هر دو واقعا تکان دهنده عمل می کند. آنها آنقدر تکان دهنده است که راوی سرگرم برای یک لحظه این احتمال که آنها نمی افتد. اما در عوض اهل روسیه باعث جالب تر تصمیم: او صنایع دستی جهان است که در آن مردسالاری غیر قابل اجتناب است و پس از آن او نشان می دهد که در آن جهان او قهرمان است که هنوز هم قادر به شر است. “خوب” مرد به زن خود را شریک زندگی تنها به این نوع از قدرت او می داند که او می تواند بازگشت. اما در درون این ساختار مردم نیز انتخاب و آنها هنوز هم مسئول شر آنها را حتی اگر آنها این کار را برای زنده ماندن به دلیل ضروری بقا خود است مشکوک. پس از همه, این چیزی است که درایوهای مردان در این داستان بیش از حد.

این است پویا که نشان می دهد تا در بسیاری از اهل داستان. در “ما که در مورد . . .,” یک گروه از رشته استعمارگران در یک سیاره تازه کشف شده سعی کنید برای تداوم خود را از طریق اجرا پرورش از مسافران است. هنگامی که یک ایلین مسالمت آمیز مردد کردن دیگران دنبال او; او را می کشد همه از آنها از جمله یک کودک است. استعمارگران’ توهم نیاز به احساس به عنوان اگر آنها می تواند به بازسازی تمدن حتی اگر از طریق تجاوز به عنف و غیر قابل توجیه است; در عین حال روشن نیست که قتل همه آنها قابل اغماض است ، مرگ تنهایی, ایلین در توهم ارواح کسانی که او کشته شده است. “من تا به حال این عضلات از یک گاو نر که همیشه خجالت من” یکی به او می گوید. “من زیبا نیست من احمق بود و من می دانستم که هیچ چیز نیست. . . . اما هنوز هم شما مرا کشته.”

نجات یا نه نجات دختر در پریشانی شورش و یا انتخاب به تیراندازی یا نه تیراندازی مرد در راه خود را: اینها همه از گزینه های است که باید در شرایط بحرانی, اما آنها نه انتخاب که باید فرار قضاوت. در “دو نفر از آنها” ایرنه همچنین می خواهد برای نجات Zubeydeh مادر و عمه اما نمی خواهید به ترک. هر چند او صرف تمام وقت خود دارو را به تسلیم و اگر او را همدست در تخریب خواهرش او را به جای قربانی کردن فرزند و خواهر خود را از مقاومت در برابر شوهرش. او در آرزوی بودن یک گربه رویاهای که در آن او به نظر می رسد برای رسیدن به نوعی از شادی. در کنار این آزادی او می تواند مطمئن شوید که او را حتی لذت بردن از دارای چند جاذبه است. که او بدون شک یک قربانی را ندارد او هیچ کمتر از یک ترسو.

Russ را جایگزین هاییبرای بازگشت به Le Guin میان آمد و نه به دنبال عقب مانده و یا به خانههای گلی خالی بیش از نارضایتی اما به گفتن ندارد. شاید این کافی نیست برای رد اما بدون که رد هیچ چیز دیگری می تواند آغاز خواهد شد. یکی تا به حال برای گفتن ندارد و در آن می گویند. عنوان “زن مرد” اشاره به لحظه ای که یکی از آن شخصیت های اصلی جوانا, رد خود نقش اجتماعی; نسبت به پایان کتاب او به ما می گوید که “من عاشق بدن من از صمیم قلب و در عین حال من می مقاربت جنسی با یک کرگدن اگر من می تواند تبدیل به-یک-زن”:

وجود غرور آموزش, آموزش اطاعت خود افاسمان آموزش احترام آموزش وابستگی آموزش انفعال آموزش, رقابت, آموزش حماقت آموزش اشتی آموزش. چگونه من برای قرار دادن این با هم با من زندگی انسان معنوی من زندگی من, تنهایی من, تعالی مغز من و من ترسان ترسان جاه طلبی? من به سختی شکست خوردند و فکر این تقصیر خود من بود. شما نمی توانید متحد و انسان بیشتر از شما می توانید متحد ماده و ضد ماده آنها طراحی شده نمی تواند پایدار با هم و آنها را فقط به عنوان بزرگ یک انفجار در داخل سر مایه تاسف است که معتقد است در هر دو.

tinyurlrebrandlybitlyis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>