کاتلین کالینز آخرتی زنان

Kathleen Collins
در Collins کار, سیاه زنان در مبارزات روزمره را در کیهانی نسبت.تصویر توسط Xia Gordon

خبر خوب این چهار سال گذشته بوده است vanishingly پراکنده مانند یک تعداد انگشت شماری از گل نیلوفر در آیش زمینه است. یکی از درخشان ترین این گل های نادر است که تجدید علاقه به فیلمساز و نمایشنامه نویس و نویسنده داستان کاتلین کالینز که فوت کرد در سن چهل و شش در سال 1988. تحت هدایت او پدر نینا گل نیکولا کالینز Collins نوشته شده کار آمده است به ما در پس از مرگ تورنت اولین 2016 کوتاه-مجموعه داستان “هر آنچه که اتفاق افتاده است, از عشق؟,” سپس با التقاطی اتوبوس “یادداشت از یک زن خاطرات” که شامل داستان یک جفت از, فیلمنامه, گزیده ای از Collins خاطرات و اسکریپت برای پخش. او غنی نمادین formidably هوشمند از ویژگی های فیلم “از دست دادن زمین” از سال 1982 به تازگی کشف و ترمیم آن جایگاه بر حق در کانن نوزده-هشتاد فیلم مستقل.

کالینز بود, مهمترین, یک هنرمند و یک مترجم از مخطط و روان. او قابل توجه ترین شخصیت ها سیاه و سفید زنان خلاق و یا فکری خم—نویسندگان رقصنده و طراحان و اساتید—که مبارزات روزمره با ازدواج و مادری و کار را در کیهانی نسبت. در “از دست دادن زمین” سارا راجرز (با بازی این بازیگر و کارگردان تئاتر Seret اسکات) پر جنب و جوش استاد فلسفه که سخنرانی یک نوع از شعر می تواند احساس خود بودن را تحت الشعاع توسط شوهرش ضربه نقاش به نام ویکتور (بیل کان مدیر فرقه کلاسیک خون آشام فیلم “گنجه & هس”). سارا دانش آموزان نمی توانید به ارمغان بیاورد تا درخشندگی را بدون ذکر او ازدواج او متوجه. “چه چیزی آنها رو در مورد من داشتن یک شوهر?” او شگفتی.

او بورس تحصیلی متوسط است برای رها: یکی از مهمترین enthralling صحنه است او نشستن در کتابخانه و خواندن; یک propulsive نیمه گفتم صدای بیش از نشان می دهد که چگونه گفت و تقریبا دعا او طول می کشد به کار است. در بخشی به دلیل رشد مشکلات با ویکتور او انجام بلند پروازانه مطالعه “نشئه” یک دولت است که شوهرش دسترسی به راحتی اما آن بیگانه احساس می کند به او.

در یکی دوست داشتنی و مطرح پاساژ, سارا می رود برای دیدن یک روانی, درخواست او آنچه در آن احساس می کند مانند به “خواندن” شخص دیگری و دیدن آینده خود را. جلسه قانع; روانی نمی توانند درک کنند این رویکرد علمی به یک فرایند است که به او کاملا شهودی است. او می گوید: او می تواند بگوید که سارا “هوشمند” است که می فرستد سارا به یک جا از خشم. هر کسی می تواند شکل که با نگاه کردن به چهره او. بی قراری او برگ و سرگردان نسبت به آنچه به نظر می رسد مانند یک کلیسای کاتولیک. “این مسخره است,” او می گوید: فقط قبل از اینکه او وارد و سراسیمه پایین راهرو به سمت محراب که در آن به عنوان اگر خواست توسط برخی از نهان نیروی او زانو زده. “چه هستم من به دنبال?”

اجزای آن صحنه—خونسرد پرسش نهفته oddity جستجو برای درک به عنوان یک تلاش برای کنترل با احتیاط اما با اینحال سرسخت رابطه با مسیحی تصاویر و فکر هستند و حتی بیشتر پر بافته شده و گامه حل کالینز یک عمل پخش چند که جمع آوری شده در “یادداشت از یک زن خاطرات.” در واقع این امکان فقط با خواندن سه نفر از آنها با هم برای قرار دادن در یک ظریف دلخراش برنامه درام برخورد با شک داخلی سردرگمی و تجاوزات مداوم از رنگ و روح است. این نمایشنامه را در اتاق است که در زمانی خاص و ازلی—یک اتاق خواب مطب—و بنابراین به نظر می رسد طراحی شده به صحنه در اتاق نشیمن خود را.

در “یاد” زن با نزدیک شدن به میانسالی آدرس مخاطبان به طور مستقیم. بالای کمد او بنا ساده حرم—یک شمع و یک صلیب یک دسته گل از گل. او را آغاز کرده است او می گوید ما برای پیدا کردن خدا. “این آسان نیست به پین کردن لحظه دقیق زمانی که من رفتم به دنبال خدا” او می گوید: فرار کردن اما آن را تا به چیزی برای انجام با او احساس او unfitness برای زندگی روزمره است. او یک رقصنده توسط پیشه وری و در اینجا در خانه او پریشان ، شوهرش آیا پخت و پز و شانه از بار بودن “صد در صد همه در اینجا.” او پنهان در تلاش برای “کردهاید خودم جدا از چیزهای دیگر” ریز slivering او هویت خود به دور از کسانی که دیگران—شوهر کودکان و نوجوانان—که تهدید به فرو کردن او را. “من سعی کنید به آنها را از من!” او می گوید.

خدا کمک می کند تا در این تلاش به نوعی. “او پس سکوت و سکوت خود را مانند یک چیز دوست داشتنی است,” او می گوید. بعد او نماز می خواند با صدای بلند “مرا به یاد داشته باشید که ممکن است قرار دادن خودم برای همیشه در داخل سکوت خود را و هنوز هم می شود.” در این متناقض ایده—که خدا نهایی showstopper بر, باعث می شود اتاق برای زن به جای بیشتر محدود خود—چیزی است که وجود دارد یادآور توماس آکویناس اصرار که خدا نیست یک چیز بزرگ در میان چیزهای دیگر در رقابت با ما موجودات برای شکوه و فضایی برای نفس کشیدن اما نه بر زمین که بر اساس آن ما ایستاده—یک نوع از مرحله. “گلوریا Dei vivens xxx همجنسگرا,” کلیسای اولیه پدر Irenaeus گفت: “جلال خدا است و انسان زنده است.”

اما زن و ایمان و مانند آن نیست ارتدوکس یا به شدت مسیحی است. در مقابل او نا امید شده است با تثبیت در سنت از جوانان خود را. او riffles از طریق استعارههای—”قدیمی ناهموار عبور از چشمه پر از خون”—و snorts با تمسخر در تسلط بر آنها را در این ایده که “شما می توانید باز کردن مسیحی زبان و پیدا کردن خدا.” خود را جایگزین زبان طلاکاری و بی حرمتی. “من می خواهم به ادرار روی فرش اتاق,” او می گوید: “فلس دار به عنوان آن را با جعلی شرقی طلا رنگ است که نمی توان تشخیص از من جعلی شرقی طلا ادرار است.” این یک داستان ترسناک داخلی عادی به عنوان نامرئی نیروی شیطانی و وحشی ناشناختنی الوهیت به عنوان یک مومیایی.

“یاد” است که اختصاص داده شده به Seret اسکات و آن را سخت به فکر می کنم از شخصیت خود را به عنوان یک مخالف از “از دست دادن زمین” ‘s سارا راجرز: به جای تلاش برای تجزیه و تحلیل نشئه این زن غواصی به آن سر ، یکی دیگر از بازی “خواندن” احساس می کند مانند برخاستن در روانی صحنه در “از دست دادن زمین.” دو—یکی سفید یکی سیاه—نشستن در یک روانی اتاق انتظار. سیاه و سفید زن, مارگریت, یک طراح مد و سفید زن, هلن, یک رمان نویس است. وجود دارد یک شمع که رفتن نگه می دارد: آن روشن باقی می ماند تنها اگر یکی از زنان نشسته قبل از آن در یک لوتوس مطرح خیره در آن “belligerently” یا مدیتیشن.

این تمرکز بر نور تیز به عنوان بازی بادها در اشاره در ویژوال تسهیلات است که باعث می شود “از دست دادن زمین” چنین نفسانی جشن برای چشم. اما در جای فیلم توانایی ایجاد والا ناگفته (در یک قاب زیبا از “از دست دادن زمین” یک زن در لباس یک پیراهن قرمز و مواج زرد دامن می ایستد در مقابل یک آرامش آبی دریاچه یک تصویر است که روحانی و توجه کافی به مناسبت یک کتابخانه از متون عرفانی) در “خواندن” کالینز هدایت وجود دارد و توسط راه طاقت فرسا برخورد بین نژادها.

هلن می خواهد به خالی کردن حقایق زندگی او در مارگریت که در همه علاقه مند است. روانی—که هرگز باعث می شود آن را روی صحنه—سیاه و سفید است و آن را می شود روشن است که این حساب برای بسیاری از هلن جاذبه به این عمل خاص. هلن به نقل از زن در طول اضافه کردن یک “سیاه و سفید” لهجه برای اثر. زنان عدم تطابق attitudinally و همچنین: مارگریت impeccably کنار هم قرار داده در حالی که هلن ساخته شده است که او کسی را در لباس یک جنبه از شخصیت او. در تیز مقابلهای دوبیتی است که نشان می دهد کالینز نابغه برای icily هوشمند گفت و گو به عنوان سرد و روشن به عنوان آرون کوپلند را “چهار پیانو بلوز” زنان مخالف در مورد هلن sartorial رنج. هلن خواستار آن را “من casualness در مورد لباس.” برای مارگریت آن را “عدم تمایل خود را به لباس.” هنوز هم متقابلا این رنجش زنان نمی تواند خلاص: زنانگی خود و همراه اتمی در جهان نگه داشتن آنها را yoked با هم آمیخته در بحث.

عجیب ترین, شاید, انتزاعی بازی به نام “شفا.” یک بیمار زن سیاه, الن آمده است برای دیدن جو سفید شفا دهنده است که می نشیند و دست خود را در اطراف بدن او استفاده از “انرژی” به بیماری او. گاهی اوقات او دارای پاهای خود را به نگه داشتن آنها را “مبتنی است.” الن التماس او را به: حرکت به یاد او بیش از حد از مسیح شستن پای شاگردان خود را. مانند کاری از “یاد” نمی خواهید به سقوط قربانی به پیکرنگاری. او دعوا تمایل خود را به آواز خواندن همراه با جو به خودداری از روحانی: “کسی گریه Lord / بیا اینجا.” جو نگه می دارد اعمال فشار به مناطق مختلف بدن—مانند بسیاری از ما شاهد اتفاقات عجیب و غریب اما unequipped به تفسیر آنها—او احساس می کند امواج تسکین و تسلی شکاک هر چند او است. حتی به عنوان یک هیجان اجرا می شود از طریق او گریه می کند “من حتی نمی بر این باورند.” ♦

tinyurlbitlyis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>