Marilynne رابینسون در حال گسترش جهان “جلعاد”

عکس توسط Basso Cannarsa / خبرگزاری Opale / Alamy

داستان خود را در شماره این هفته “جک و دلا” است که اقتباس از آینده شما رمان “جک” چهارمین کتاب خود را در جلعاد سری. شما برنامه ریزی از ابتدا به این چهار قسمت?

من هرگز در واقع برنامه ریزی برای نوشتن یک دوم جلعاد رمان یا یک, یکی, که برای ماده. منشاء هر یک از کتاب همان است: من احساس متمایز صدا در ذهن من است که من می دانم پشتیبانی خواهد کرد, یک رمان در طول داستان است. که این صداها همه متعلق به Gileadites است که احتمالا با توجه به این واقعیت است که همه آنها را بیشتر از زندگی خود را برای اولین بار ظاهر—یک داستان در شخص دیگری را صدا می تواند جای. من همیشه فکر می کنم من گام گذاشتن در رمان پیدا کنید و سپس آن را به پایان رسیده است و در حدود سیصد صفحه است. در نهایت به نظر می رسد من نوشته یک رمان است.

عنوانی جک پسر رابرت بوقتن شد و در یک معنا گوسفند سیاه و سفید از خانواده اش و شکست پدرش قلب با ترک خانه پس از اشباع یک دختر جوان است. در “جلعاد” او می آید و به ببینید که آیا او می تواند خود را مشترک, همسر, دلا, که سیاه و سفید است, و فرزند خود را به زندگی می کنند وجود دارد. آنچه شما می خواهید به اختصاص یک کل رمان به این شخصیت ؟

صدای او بود در سر من.

آیا شما فکر می کنم که جک آخرین صدا از “جلعاد” که به زندگی شما و یا ممکن است وجود داشته باشد دیگران آمده است ؟

بر اساس تجربه قبلی من واقعا نمی توانم بگویم.

در “جک و دلا” شما reimagine جک اولین برخورد با دلا که توضیح داده شد در حال عبور در “جلعاد.” هنگامی که شما نوشتن “جلعاد” آیا شما باید درک روشنی از دلا و یا شخصیت او اساسا به این کتاب ؟

بله او کاملا واقعی به من.

زمانی که داستان آغاز می شود, جک است که به تازگی از زندان آزاد شد. او با پوشیدن یک کت و شلوار تیره او را خریداری می پوشند به مادرش مراسم تشییع جنازه هر چند او ساخته شده هیچ برنامه ای برای رفتن به این سرویس است. او در خصوص مستعد ابتلا دولت ؟

جک نیست در عادت تحت درمان با محبت و حسن نیت ارائه میدهد. او احساس نمی کند و در همه مستحق آنها است زیرا او در آن زمان صدمه زدن به پدر خود و خانواده خود را دوباره. و او می تواند صحبت با دلا. آنها باید منافع و زمینه مشترک است. بنابراین در این جلسه احساسی متهم برای او.

جک شده است مشکل از بچگی ثابت دلشکستگی خود را برای نداشتن فرزند. وقتی دلا به او می گوید در مورد یک کتاب او, او امیدوار است او نمی خواهد آن را در کنار او چرا که او نمیخواهد به وسوسه آن را سرقت. هستند خود را “نقص شخصیت” در واقع شخصیت او به عنوان مظنون او? می تواند او را تغییر دهید ؟

آیا مردم را تغییر داد ؟ و یا انجام آنها را پیدا کنید و قبول این فرصت را به فاش کردن طرف دیگر از شخصیت خود را? و یا انجام آنها را قبول فیض پذیرفته گسل ها و تمام ؟ به نظر من این یک سوال باز است.

دلا به وضوح می بیند که جک او را گمراه کرده است که او یک drifter با یک سوال گذشته است. و او سفید است. چرا او به دنبال تماس با او دانستن چگونه خطرناک آن است که در نوزده-پنجاه ایالت میسوری که در آن miscegenation غیر قانونی است?

دلا علاقه مند است در جک و جذب او به عنوان مردم به یکدیگر است. و نمی خواهید به رعایت محدودیت های جامعه بزرگتر و یا محدودیت از پدرش مقاومت به هنجارهای جامعه بزرگتر. او می خواهد به عمل بر اساس او احساسات خود را.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

ایندکسر

hacklink al hd film izle php shell indir siber güvenlik türkçe anime izle Fethiye Escort Fethiye Escort Marmaris Escort fud crypter hovarda