دلایل من گفت: ببخشید امروز

مختل گربه من خواب با تلاش برای خاموش کردن زنگ.

ضربه به دیوار در راه من به حمام.

باز من پرده حمام بیش از حد با شور و نشاط.

نمی خوراک گربه من حق دور.

آغاز شده و به من سفارش قهوه در حالی که barista دنبال شد به طور مستقیم به من بود اما نه گوش دادن است.

نمی باید دقیق تغییر دهید.

کسی به من رسید با چتر خود را.

کسی نشسته در من در قطار.

وارد حمام به عنوان کسی که ترک شد.

ساخته شده از تماس با چشم با بازتاب.

چپ حمام به عنوان کسی شد ورود.

فراموش کردن کلمه “سلام.”

زمان بیست دقیقه برای پاسخ دادن به یک ایمیل.

عطسه.

پر بطری آب در اتاق کار, آشپزخانه, در حالی که شخص دیگری چای ساخته شده در یک منطقه جداگانه.

چای ساز ریخته چای در کفش من.

زمان بیست ثانیه برای پاسخ به یک متن است.

به یاد من رئیس است که ما تا به حال یک جلسه.

رو قطع در این نشست است.

نمی توانستم پاسخ به یک e-mail از حق دور چون من در این نشست است.

کسی که زدم گوشی را از دست من در آسانسور.

نمی دانم که در آن یک خیابان بود که یک پیرمرد برای جهت خواسته.

مرور یک راهرو در یک فروشگاه در حالی که با پوشیدن یک کوله پشتی.

زود بود برای من تاریخ.

نبود میزبان هنگامی که یک خانواده چهار بود که به دنبال یک میز برای صرف شام.

نمی تواند تقسیم adriano چون من عدم تحمل لاکتوز و سپس به پایان رسید تا تقسیم adriano به هر حال.

نشنیده بودم که پادکست و یا خواندن کتاب و یا دیده می شود هر یک از این توییت یا آن فیلم.

نمی دانم که که بازیگر شد. یا آن یکی.

هرگز آموخته آلمانی.

نمی توانستم بفهمم که در آن حمام بود.

نمی خواهم یک نوشیدنی دیگر.

فراموش کردن کلمه “خداحافظ.”

تا به حال از خواب بیدار گربه من برای رسیدن به تخت.

این را نوشتم.

tinyurlbitlyis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>