طلاق tagged posts

هنوز از مجتبی جدا نشده بودم که با سینا به خانه اش رفتم!

Facebook logo

[ad_1]

به گزارش رکنا، زن 29 ساله در حالی که مرجوعه قضایی شکایت از برادر و پدرش را در دست داشت، در شرح داستان زندگی اش به کارشناس اجتماعی کلانتری شفای مشهد گفت: 29سال قبل در شهر مشهد متولد شدم. پدرم کارمند یکی از ادارات دولتی و مادرم خانه دار بود و دو خواهر بزرگ تر و یک برادر کوچک تر از خودم داشتم.

بعد از گرفتن مدرک دیپلم در یکی از شهرهای شمالی کشور در دانشگاه پذیرفته شدم. از این که وارد دنیای جدیدی شده بودم در پوست خودم نمی گنجیدم. روزی که کوله بارم را بستم و سوار بر اتوبوس راهی دانشگاه شدم، هرگز تصور نمی کردم که سرنوشت وآینده من در این سفر گره خواهد خورد...

Read More

سرنوشت نکبت بار سحر/ زنم پنهانی به خانه فساد می رود

Facebook logo

[ad_1]

به گزارش رکنا، من از روز اول به این زن گفتم که در رفت و آمد با دوستان مجردی و همچنین همسایه هایی که آن ها را به خوبی نمی شناسی بیشتر دقت کن و مراقب خودت باش. اما او که هیچ تعهدی نسبت به زندگی مان نداشت و اصلا احساس مسئولیت نمی کرد دنبال مسخره بازی های خودش رفت و خواسته هایم را لگدمال کرد.

مرد جوان در دایره اجتماعی کلانتری گفت: من که نگرانی شدید در مورد آینده داشتم موضوع را به مادر سحر اطلاع دادم و او پیشنهاد داد هر چه زودتر بچه دار شویم تا طوق مسئولیت به گردن همسرم بیفتد و سرش به سنگ زمانه بخورد...

Read More