Camilo هوینکا

یادداشت سردبیر: در پنج سال آینده بیشتر از امریکا با تجربه ترین معلمان بازنشسته خواهد شد. جمعیتی در حال پشت سر گذاشتن یک ملت بیشتر تازه کار مربیان است. در سال 1988 یک معلم شایع ترین تا به حال 15 سال تجربه است. کمتر از سه دهه بعد که شماره افتاده بود به سه سال پیشرو یک کلاس درس. اقیانوس اطلس’s “در آموزش” پروژه متقاطع کشور به بحث کهنه کار مربیان است. این داستان 18 در مجموعه ما.


در پاییز سال 2001 مسلح با مقطع کارشناسی رشته علوم و عجله آموزش مدارک تحصیلی من ایستاده بود در مقابل یک دریای سیاه و قهوه ای و دانش آموزان در برانکس و اعلام کرد که من معلم خود را. در اولین روز مدرسه من به آنها گفت, “این است که من در کلاس. من می خواهم به شما آموزش علوم و ریاضی. شما گوش شما سخت کار می کنند و به شما احترام می باشد.” من تا به حال تمرین این خطوط در آینه برای هفته ها. شانه های من بودند من دست در جیب من و معلم من اخم به حال کامل شده است. همه چیز من شده بود گفت: در مورد نحوه تدریس—که موفقیت تنها به دست آمده در آرام شامل کلاس درس و شما تا به حال به سختی برای حفظ آن موجود بود در این چند خط.

چند هفته بعد من راه رفتن در راهرو و کلاس درس در حالی که دانش آموزان مشغول به کار بودند بی سر و صدا در مسائل ریاضی هنگامی که با صدای بلند آژیر شروع به نفوذ به دیوار. فکر آن را فقط به یکی دیگر از ماشین پلیس یا آمبولانس فریاد من در دانش آموزان به تمرکز. در لحظه ای که اطمینان حاصل کرد که آنها به بازده حواس او را پرت شد بزرگترین نگرانی من. اما صدای پافشاری بیش از حد معمول است. دانش آموزان به من نگاه کرد و با نگرانی; من ابرو محکم در اخم کردن که مجبور چشمان خود را به نوت بوک خود را. من می دانستم که هیچ ریاضی بود اتفاق می افتد اما زمانی که بدون هیچ چشم برداشته شد, از صفحه من احساس موفق است. سپس تلفن زنگ زد.

صدای در انتهای دیگر به من اطلاع داد که دو هواپیما سقوط کرده بود به مرکز تجارت جهانی. پدر و مادر شدند, طوفان ساختمان مدرسه و می خواست تا فرزندان خود را به خانه. به من گفته شد برای نگه داشتن دانش آموزان متمرکز و به آنها بگویید که هر چیزی که اتفاق می افتد. یک دانش آموز در کلاس من می ترسم با صدای و سردرگمی پرسید: اگر او می تواند او تماس بگیرید ، من گفتم نه.

در این هفته که به دنبال کلماتی مانند تروریست و بمب افکن شد و زبان مشترک است. در بیش از یک مناسبت من شنیده ام این واژه ها پرتاب در سه مسلمان دانش آموزان در کلاس های درس من اما من فقط گفت: دانش آموزانی که در حال اختیار داشت آنها را به تماشای زبان خود را نگه داشته و در آموزش.

من تدریس از طریق خشونت علیه دانش آموزان مسلمان و با استفاده از اجازه من تلویحا دریافت شده از مدرسه برای من توجیه انفعال. من نادیده گرفته و هرج و مرج جهان فراتر از کلاس درس چون من معتقد بودم که این کار من فقط به نگه داشتن در آموزش. به دنبال بازگشت در حال حاضر, من می دانم من در واقع آموزش در همه.

تقریبا 20 سال پس از 11 سپتامبر 2001 coronavirus همه گیر پدید آمده است به عنوان یکی دیگر از آژیر پاره شدن از طریق جمعی ما حس طبیعی است. ما در پاسخ به این ویروس و تنظیم ما روش برای آموزش از راه دور. اما نژادپرستی نهادی است همچنین مرگبار و آن را حتی گسترده تر. درک چوین این افسر پلیس که به قتل جورج فلوید بود یک علامت مورد نژاد پرستی ویروس. اما معلمان محل استعاری زانو بر گردن افراد جوان در کلاس های درس در همه زمان ها و علائم خود همیشه نه به عنوان آشکار است. من می دانم که این به این دلیل من تا به حال این ویروس بیش از حد.

بهترین معلمان آیا فقط آموزش حفظ. در عوض آنها با استفاده از آموزش خود را به عنوان اعتراض: آنها مختل آموزش هنجارهای است که آسیب پذیر دانش آموزان است. در سال های من در کلاس درس از سال 2001 من یاد گرفته ام چیزی در مورد چگونه به انجام این کار. من این واقعیت تعلیم و تربیتبه دلیل آن را در مورد رسیدن به دانش آموزان که آنها واقعا هستند مطمئن شوید که زندگی خود را و پس زمینه ها منعکس شده در برنامه درسی و در کلاس درس مکالمات.

واقعیت تعلیم و تربیت وقفه این تصور که آموزش در مورد مدیریت دانش و رفتار خود را. من آموخته ام برای دیدن آنها را به عنوان شرکت معلمان و من ایجاد فضایی برای گفت و گو—در گروه های کوچک در خارج از کلاس در مورد چگونه آنها تجربه کلاس درس و جهان فراتر از آن است. این فضا برای ارتباط بلکه برای هر گونه انتقادات آنها از آموزش. این مکالمات مولد برای همه درگیر. معلمان نیاز به بازخورد از دانش آموزان خود را که می توانید ببینید, آنچه معلمان آموزش دیده اند به چشم پوشی در کور خود را پیگیری آرام آرام درس. و دانش آموزان نیاز به یک حس آژانس که آنها اغلب را تکذیب کرد.

Co-آموزش مستلزم آن است که معلمان فروتن به اندازه کافی برای تبدیل شدن به دانش آموزان از دانش آموزان خود را—به خصوص دانش آموزان که بیشترین آسیب و بیشترین سود را از یک معلم گوش دادن به تجارب خود را. در اولین سال از من خواسته هرگز به گوش من دانشجويان افکار مورد نیاز به نشستن و یادگیری در حالی که جهان در اطراف آنها بود. من نمی ایجاد فضا برای دانش آموزان مسلمان به درمان از هدف قرار دادند. اما اگر من تا به حال آغاز شده است که در گفت و گو من آموخته اند که بسیاری از آنها در مورد چگونه من می توانستم بهتر شده ،

هنگامی که دانش آموزان باید این نوع از آژانس یک کلاس درس می توانید شروع به تابع مانند یک خانواده و یا حتی یک جامعه است. من به همه دانش آموزان یک کلاس درس مسئولیت می شمارد که نسبت به نمرات خود را و شامل مراقبت فیزیکی کلاس درس و هر یک از دیگر. و من موسسه دموکراتیک تصمیم گیری برای تمام اقدامات صورت گرفته در کلاس درس: دانش آموزان برای کمک به تصمیم می گیرید چه تکالیف ما در چگونه ما صرف فعالیت و چه به بحث در مورد. این درس می تواند به عنوان یک مثال از آنچه که جهان باید مانند نگاه—همه دانش آموزان با قدرت برابر صرف نظر از فرهنگ آنها و یا پس زمینه—به جای تکرار آنچه در آن است.

واقعیت تعلیم و تربیت شامل اتصال دانشگاهی محتوا به حوادث اتفاق می افتد در جهان است که دانش آموزان تاثیر می گذارد. برنامه درسی می تواند بافت در منابع خاص به این محله که در آن افراد جوان هستند از بی عدالتی که آنها و خانواده های آنها صدمه دیده و اعتراضات در جامعه است. اما این بدان معنا نیست که این درس را همیشه جدی است. دانش آموزان می توانند در رقابت برای نشان دادن دانش خود را از طریق هنر و موسیقی است. من ایجاد پروژه های مانند علم نابغه رقابت که در آن افراد جوان نوشتن raps در مورد علم محتوا و حوادث اتفاق می افتد در زندگی خود را و رقابت به بهترین دانشمند رپ و قصه گو. کلاس درس—به خصوص برای جوانان باید احساس مانند یک محل که در آن آنها ای اداره و یا سکوت. سیاه, شادی می تواند بخشی از یادگیری روزانه.

همه معلمان را گاهی اوقات شکست. اما این که چرا ما باید به دقت خودمان را در کلاس درس. من پیشنهاد می کنم که معلمان نوار ویدئویی آموزش خود را برای مطالعه, به طوری که آنها می توانید خود را برای تشخیص این ویروس نژادپرستی آنها ممکن است از رنج می برند و ناخواسته.

در سال 2001 من فکر کردم که خوب آموزش به معنای ارائه مطالب به دانش آموزان بودند که رفتار “مناسب است.” در سال 2020, من می دانم که به اندازه کافی نیست. من آموخته ام به دیدن من کلاس درس به عنوان یک پلت فرم برای توانمند سازی دانش آموزان و تبدیل جامعه به استفاده از آموزش به عنوان یک شکل از اعتراض در برابر هنجارهای که سکوت دانش آموزان است. دور از فدا کردن محتوای دانش مشغول دانشجویان که صدای شنیده می شود بهتر است قادر به آن را یاد بگیریم.

آموزش اعتراض امتیازات گفت و گو با دانش آموزان حتی زمانی که برنامه مدرسه می گوید: هیچ وقت برای آن است. آن را ایجاد فضا برای جوانان به آموزش در مورد زندگی خود را حتی زمانی که برنامه درسی می گوید هیچ فضایی برای آن است. آن را با تمرکز بر ساخت جامعه و خانواده و حتی زمانی که مدیریت مدرسه می گوید معلمان به بیان احساسات با دانش آموزان است. اگر معلمان می خواهید برای پاسخ به نژادپرستی به عنوان آنها در پاسخ به کروناویروس همه گیر آنها می توانید از اینجا شروع کنید—خود را در کلاس های درس.


این مقاله بخشی از پروژه های ما “در آموزش” است که پشتیبانی شده توسط کمک های مالی از ویلیام و فلورا هیولت بنیاد اسپنسر بنیاد بیل و ملیندا گیتس و Shawn رئا پایه و اساس است.

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به letters@theatlantic.com.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی