لذت و غم و اندوه از Tomie دیپائولا

Tomie dePaola
Tomie دیپائولا بسیار هماهنگ به تردید و به شخصیت های که تجربه کوچک شراره از لذت و دیگر امتداد ناامیدی.عکس های جیم کول / AP

کتاب وجود دارد که شما را به خواندن و عشق به عنوان یک کودک است که هنگامی که شما آنها را انتخاب کنید تا سال بعد به نظر می رسد به طور ناگهانی مانند نزدیک به غریبه ها. به دلیل سن و یا طعم و مزه آنچه پس از ستایش دیگر طنین انداز است. پس از آن وجود دارد Tomie دیپائولا کتاب. دیپائولا های پرکار, جشن, نویسنده و تصویرگر—که درگذشت دوشنبه گذشته در سن هشتاد و پنج به دلیل عوارض ناشی از عمل جراحی و پس از آسیب ناشی از سقوط—ایجاد بیش از دو صد و هفتاد و با این نسخهها کار برای کودکان است. کتاب های غیر معمول عاطفی و هنری که من بلافاصله احساس کرد که من به عنوان خوانده شده آنها را به عنوان یک دختر. حتی در بهترین شرایط به مرور یک راه را از طریق دوران کودکی می تواند وحشیانه مانند پاکسازی یک مسیر در جنگل بیشه. هر چند من مطمئنا نمی شده اند قادر به بیان این در این زمان, برای, برخورد, به عنوان یک کودک دیپائولا بصری و writerly صدای—clear-eyed دلسوز به آرامی حیله گر—احساس آمدن در سراسر یک متحد با آنها به شجاع که جنگل.

جهان از دیپائولا کتاب های اخلاقی است و نه اخلاقی. وجود بی نظمی در آن مردم ناقص است و می توانید از اشتباهات وجود دارد, خوبی بیش از حد, و بزرگتر معنا که پس از یک راوی دانای کل است که اغلب قادر به چوپان کتاب’ قهرمانان به ایمنی همان ممکن است شاید اثبات واقعی, با فرمت, برای زندگی این کتاب’ خوانندگان. به عنوان سال رفت و در من کشف کرد که این امید نگه داشته متحرک سازی من خواندن دیپائولا. بزرگسالی است یک جنگل ، من می توانم بگویم که من کشف این کتاب ها که من تا به حال خود من و شروع به خواندن آنها را به چند سال پیش اما نمی توان دقیقا درست است. هر چند وجود دارد لذت مجزا در معرفی فرزند من به خود من خاص مورد علاقه من در واقع واقعا هرگز متوقف خواندن دیپائولا کار می کند. زمانی که من نقل مکان به ایالات متحده در اوایل دهه بیست سالگی از من بومی اسرائیل نزدیک به دو دهه پیش چند well-loved dePaolas این سفر با من مثل کثافت.

دیپائولا متولد شد و در سال 1934 در مریدن, کانکتیکات, به یک آرایشگر پدر و یک مادر خانه دار. خانواده اش صمیمی و پدربزرگ و مادربزرگ پدری مورد ستایش قرار داد از این منطقه از ایتالیا جایی که او مجموعه خود را بهترین و شناخته شده ترین سری از عکس کتاب. “در یک شهر در Calabria مدت ها پیش زندگی می کردند وجود دارد بانوی پیر همه به نام Strega Nona که به معنای ‘مادر جادوگر’ “—بنابراین شروع می شود برای اولین بار از ده یا کتاب در Strega Nona سری است که تمام ویژگی های یک مهربانی و دانستن زن صادقانه در خدمت او مردم شهر به عنوان نیمی پزشکی زن نصف عفریته. اگر کتاب هوا را از قصه های عامیانه است که در نامشخص مبهم رنسانس-ish دوره تاریخی که در آن مردم رقص tarantella در میدان شهر, شیر, خود بز و پوشیدن britches و تونیک خانواده سلطنتی تودور کلاه و جبه احساسی چشم انداز است که دیپائولا به تصویر کشیده شده است با این وجود کاملا قابل شناسایی معاصر خوانندگان. در شروع از اولین و معروف ترین کتاب منتشر شده در سال 1975 Strega Nona که مهارت شامل درمان زگیل concocting موثر معجون عشق و درمان سردرد “را با آب و روغن و یک پیچ تند,” در می یابد که از او مسن تر او نیاز به کسی که “برای کمک به نگه داشتن او در خانه کوچک و باغ است.” او پست های نشانه ای در میدان شهر و طرح را تسریع شکل وارد تصویر: “و آنتونی که با توجه نیست رفت و به او مراجعه کنید.”

چه یدکی اما کامل شرح داده شده است که در ظاهر بدون مقدمه بند! آنتونی نیست اما ذهن خود را سرگردان. او حیله گر است اما از آنجا که او دارای یک ناتوانی به همه چیز فکر می کنم از طریق خود مکاری نتواند به آمار علامت آن است. Strega Nona یک سحر و جادو دیگ ماکارونی و آنتونی موقعی طلسم او شعارهای به آن مجموعه aburble با رشته فرنگی. متاسفانه او نتواند سه بوسه او ضربات به گلدان برای توقف ماکارونی تولید. زمانی که Strega Nona می رود به دیدار او دوست Strega آملیا بیش از کوه آنتونی می بیند شانس خود را برای اثبات گلدان قدرت به jeering مردم شهر که مدت ها شک آنچه که آنها را دیدم او را به عنوان داستان های بلند. این تلاش البته به ناچار منجر به فاجعه به عنوان ماکارونی مملو پر Strega Nona خانه به آن تیر و عجله پایین خیابان های این شهر و به مربع آن در شکوه بهمن. (” ‘ما در حال از دست داد گفت: مردم. و کشیش و خواهران صومعه شروع به دعا.”)

این را برای یک استرس زا بخوانید اگر نیست آن را برای دیپائولا ملایم طنز و او زرق و برق دار آبرنگ تصاویر که خاموش رنگ و pleasingly شسته و رفته به تشریح به نظر می رسد منعکس همدردی خود را نسبت به شخصیت های کتاب. آنتونی استخوانی و موهای وحشی و بی دست و پا بیش از حد-زیادی کفش و یک کدو تنبل-رنگی نیام ممکن است هیچ بازی برای ماکارونی را شیری قریب به اتفاق undulations. (زمانی که من یک کودک بود, کتاب همیشه من تحریک گرسنگی به عنوان من می خواهم به رقابت با بهترین کتاب انجام دهید.) این thickset باهوش Strega Nona اما پس از رسیدن به خانه از او اقامت فقط در زمان نه تنها متوقف می شود, این رشته از بین بردن شهر بلکه به آنتونی مجازات او سزاوار. “‘من می خواهم به خواب در رختخواب امشب” او می گوید: توزیع او یک چنگال و فرمانده او را به “شروع به غذا خوردن!” (“و او فقیر بزرگ آنتونی.”)

فقیر بزرگ آنتونی, در واقع! او ممکن است یک احمق اما دیپائولا ساخته شده و شما احساس می کنید برای او. در آنچه که شاید مورد علاقه من Strega Nona کتاب بزرگ “آنتونی و حلقه سحر و جادو” از سال 1979 دوست داشتنی احمق یک بار دیگر تلاش به ربودن برخی از کارفرمای خود را از قدرت های جادویی خود را برای لغزش در یک حلقه طلایی که او را تبدیل به یک ضخامت maned شکاف-chinned hunk که همه زنان در این روستا رقص می خواهید برای زن و شوهر ، زمانی که این خانم ها را تهدید به پایمال کردن او (” ‘کمک! صرفه جویی در من! کمک به او گریه”), Anthony متوجه آن است که شاید بهتر باقی می ماند و فروتن و به دنبال untrammelled. اما در آن است ؟ نهایی صفحه از کتاب را نشان می دهد او در حال دنبال Bambolona این بیکر دوستانه اما ساده رو که دست او tatty دسته گل. برای بهتر یا بدتر رویا است بیش از, اما بعد از همه زندگی است.

این Strega Nona سری ویژگی های یک مهربانی و دانستن زن صادقانه در خدمت او مردم شهر به عنوان نیمی پزشکی زن نصف عفریته.عکس های جیم کول / AP

دیپائولا بسیار هماهنگ به چنین تردید و به شخصیت های که تجربه روزمره وجود به عنوان یک چیز ساخته شده از شراره از لذت و دیگر امتداد ناامیدی و غم و اندوه است. هر چند او به طور خلاصه به یک زن در نوزده-شصت دیپائولا همجنسگرا بود و حساسیت ویژه ای به وضع اسفناک اجتماعی به حاشیه رانده شده مبنای کار خود را. در شرح حال “الیور دکمه یک دخترانه” نیز از سال 1979 او می گوید داستان از یک پسر که “نمی خواهم به انجام کارهایی که پسران در حال قرار است انجام دهد” و به جای “دوست داشتم به عنوان خوانده شده کتاب ها و تصاویر قرعه کشی” و “آواز خواندن و رقص و باور او یک ستاره سینما.” (با تاریک کرک و مو لبخند شیرین الیور مستقل در برای جوانان دیپائولا و دو دیگر آواتار نویسنده در کتاب هایی مانند “هنر درس” یا “26 Fairmount خیابان” فصل-سری کتاب.) پدر و مادر خود را موافق به او ارسال به ضربه بزنید-کلاس رقص (” ‘به خصوص برای ورزش,’ پاپا گفت”). هر چند برخی از دختران محافظت از او پسر دیگر او کسی را دست انداختن و کسی graffitis کلمات “الیور دکمه یک دخترانه” در معلمان دانش آموزان دیوار. مجاور تصویر می کشد که الیور ایستاده mutely با دست خود پوشش و ارائه شده است مانند بقیه کتاب در زیبایی افسرده پالت, نور, آبی, قهوه ای و سفید واقعی است heartbreaker.

اما الیور نمی دهد و آماده یک روال برای استعداد نشان می دهد که او به پایان می رسد تا از دست دادن. (” ‘ذهن’ گفت: پاپا ” ما در حال بدست گرفتن ما رقاص بزرگ برای یک پیتزا بزرگ. من خیلی افتخار می کنم.’ “) در صبح روز دوشنبه او trudges listlessly به مدرسه که در آن او شوکه شده است برای دیدن است که کلمه “دخترانه” بود و عبور و کلمه “ستاره” نوشته شده را در خود جای داده است. این یک ناب دیپائولا پایان دادن به. خوب آمده است نه به طور کامل جایگزین بد—کلمه “دخترانه” است که هنوز هم قابل مشاهده است—اما آن را به اقامت در کنار آن. گرما از خانواده و دوستان و یا حتی افراد غریبه و لذت بخش کردند که هنر را فراهم می کند که گاهی اوقات به اندازه کافی به ما را از طریق.

tinyurlbitlyis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.detny.im

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>