دو طرف باوری

The band The Talking Heads
سر صحبت’ درامر کریس Frantz, به یاد محله که در آن گروه رو شروع آن: “این غیر معمول نیست به گام بیش از و یا در اطراف یک بدن مرده.”عکس توسط بیل چوب / شاتر

به عنوان یک بچه من دوست داشتم به تماشای “باوری پسران” فیلم در تلویزیون. سری ویژه یک باند دیوانه, نوجوانان متخلفان در موقعیت های خنده دار از وارد شدن به تمام انواع از مشکلات است. قبل از اینکه من به نیویورک نقل مکان کرد این بود که چگونه تصویر باوری به عنوان یک اهل تفریح و بازی hangout برای ne’er-do-چاه و مستان.

من برای اولین بار دیدم باوری با چشم خود در ماه سپتامبر از سال 1974. در گوشه ای از باوری و هوستون, شما به احتمال زیاد برای دیدن یک دسته از بچه ها نوشیدن شراب ارزان مانند تاندربرد و یا قطار شب و حلق آویز برای زندگی عزیز به زنجیره ای پیوند حصار احاطه شده است که بسیاری وجود دارد. یک یا دو خواهد بود استفراغ و یکی دیگر می خواهم که شلوار خود را پایین در اطراف مچ پا خود را به عنوان او خود را رها و سپس پاک خود را با دست برهنه خود را در روز روشن در حالی که ترافیک whizzed توسط. برخی از crazier این بچه ها سرمایه گذاری خواهد به تقاطع به مستقیم ترافیک. دیگران را بخواهید برای یک جزوه از مردم در اتومبیل های متوقف در نور در حالی که “تمیز کردن” خود شیشه جلو با یک چرب دستمال یا یک تکه از روزنامه. در آن روزها این فقیر drunks شناخته شده بودند به عنوان دانشگاه علوم پزشکی مشهد.

وجود دارد بسیاری از وحشتناک flophouses در باوری که در آن شما هرگز می خواهید برای پایان دادن به. آمریکا, آهنگساز, Stephen Foster نوشت که “اوه سوزانا” و “Camptown مسابقه” گذشته صرف مشروبات الکلی سال از عمر خود را در باوری در هجده شصت آن شد که در یکی از آن flophouses که آهنگسازی خود شریک جورج کوپر در بر داشت او فرو ریخت و خونریزی و او را به بیمارستان بلوو که در آن پرورش درگذشت و چند روز بعد در سن سی و هشت با سی و هشت سنت در کیف پول خود را.

آن را غیر معمول نیست به گام بیش از و یا در اطراف یک بدن مرده به عنوان شما در خیابان راه می رفت. بسیاری از این اجساد مرد بودند که نوشیدن خود را به مرگ و یا سرنگون کردن یک flophouse پنجره. سابقه طولانی در باوری است که یکی از جرم و جنایت, حادثه ناگوار فسق و نومیدی و مرگ است. Pickpockets و دزد آویزان در هر بار. مردم دارو سرقت و ربوده شده است. Muggers کمین در سایه. من مدام به خودم گفتم که من هرگز تا پایان یک ادم بیکار و تنبل و اگر همه چیز بد خانواده من قطعا بعد از من.

جیمی دالگلیش یک دوست خوب از مدرسه طراحی رود آیلند (RISD) و یک نقاش بزرگ بود یک انبار در 52 باند خیابان با همسر او سوزان. David Byrne شده بود کمپینگ در جای خود خوابیده روی نیمکت و کمک به آنها در رفع چیز; David بود در حال حاضر در رابطه با آندریا Kovacs از یکی دیگر از دوستانم از RISD. جیمی و سوزان گرم و سخاوتمندانه مردم است. جیمی می دانستند که من برنامه ریزی برای شروع یک گروه در نیویورک و او به من گفت که چیزی وجود دارد رفتن در سراسر باوری در مکانی به نام CBGB که ایستاده بود برای کشور بلوگراس, بلوز—سبک موسیقی مورد نظر توسط صاحب آن و پر از تپه Kristal. من رفتم برای دیدن آنچه که اتفاق می افتد که بسیار شب.

من تا به حال رویای یک محل که در آن من به عنوان هنوز تشکیل نشده گروه می تواند بازی کند. من تصور وجود دارد که می تواند در جایی به عنوان مهم به گروه ما به عنوان غار باشگاه و ستاره باشگاه شده بود به بیتلز در اوایل روز و یک محل برای استقبال مردم است که گاهی جالب جدید موسیقی. آن شب وقتی که من راه می رفت به CBGB به نظر می رسید تنها و غمگین واقعی باوری شیرجه رفتن. هیچ کس وجود دارد. نه موسیقی و نه حتی در jukebox. محل بوی آبجو گه سگ و روچ اسپری. من از متصدی بار برای یک بطری نورد سنگ. سپس من شنیده ام صدای یک استخر بازی در این باشگاه است. من به دنبال صدا قطع بیش طبقه ناهموار. وجود دارد چهار بچه استخر عکسبرداری. یکی از آنها در لباس نقره ای و رنگین کمانی sharkskin کت و شلوار سیاه و پیراهن و کراوات بنفش با نقره الویس پریسلی سایه. موهای خود را حدود یک هشتم اینچ طولانی بیش از همه. آن را در یک نگاه. من به تماشای بازی آنها را برای چند دقیقه و پس از آن من از آنها پرسیدم که آیا برای رفتن به هر موسیقی که به شب. مرد در sharkskin کت و گفت: در چه صدا برای من مثل یک سنگین لهجه مکزیکی “نه مرد. امشب نه اما دوباره در روز جمعه و Ramones در اینجا خواهد بود.” من فکر مکزیکی موسیقی ؟ به او گفتم: “O. K., من خواهید بود.”

من پشت مترو به شهرستان لانگ آیلند جایی که من دختر تینا ویموته و من با بهره گیری از مهمان نوازی برادر Yann و دوست دخترش جولیا مک فارلین. یان بود و بیش از شش فوت قد و فوق العاده روشن و مناسب و خوش تیپ. او به تازگی طلاق گرفته از Lally دختر واشنگتن پست ناشر کاترین گراهام. او به تینا و من بدون پایان تشویق. من پیوست تینا یان و برای یک لیوان شراب و گفت: آنها در مورد CBGB. به من گفت که در صبح من می توانید Village Voice و شروع به دنبال یک انبار. یان بود که زیر شیروانی قرار دادن زندگی پیشگام به من گفت را فراموش Village Voice: “نگاه در نیویورک تایمز‘ صنعتی املاک و مستغلات بخش است. به دنبال یک فضای خام.” این که چگونه او خود را در بر داشت زیر شیروانی قرار دادن. او تمام طراحی و کار ساخت و ساز خود را—او شده بود I. M. Pei طراح ارشد برای شرق بال گالری ملی خواهد بود و دوباره برای بزرگ لوور در پاریس, اما در حال حاضر او انشعاب در خود دارد.

یان و مهربان بودند اما ما نمی خواهم به تحمیل بر آنها را برای بیش از حد طولانی است. من تا به حال تقلا برای اولین بار از بی خوابی در زندگی من است که در شب. من احساس اضطراب در مورد پیدا کردن یک محل به, زنده شدن یک بعد کار شروع یک گروه و موفقیت به عنوان یک هنرمند. در ساعات روز من تا به حال اعتماد به نفس زیادی و هرگز به خودم شک اما در شب وقتی که من غیر روحانی کردن به خواب چرخ را متوقف نمی چرخد و من تصور بدترین. من تا به حال انتخاب زندگی یک هنرمند به معنای واقعی بود که شروع به فرو رفتن در. وجود دارد هیچ تضمینی از هر چیزی. تینا و من در خود ما است و ما تا به حال شجاع بود.

صبح روز بعد من شروع به جستجو برای یک انبار. من نیاز به یک محل که در آن یک گروه می تواند تمرین و تینا می تواند رنگ پس از او تا به حال هنوز رتبهدهی نشده است توافق برای پیوستن به گروه. البته ما نیز نیاز به زندگی می کنند وجود دارد. بسیاری از مکان های من پیدا شد یا زندان و یا اجرا کردن کارخانه. یکی از محل ما رفت و به در الفبای شهر در آتش بود; دود شد و مواج در ویندوز و در عین حال هیچ کس آمد به خاموش کردن آتش. من بر این باور نکردنی بود اما واقعیت از پایین سمت شرق در سال 1974.

The Ramones نمی شد یک مکزیکی, باند, بعد از همه. آنها چهار بچه در مورد سن و سال من. گیتاریست و نوازنده باس به حال شیک shag موهایشان مانند خلیج شهرستان غلطک. درامر بود و تا به حال مینیمالیستی سبک بازی. خواننده شد, قد بلند, تکان دهنده, لاغرها, و سنگ با faux لهجه انگلیسی. خود آهنگ ها را با صدای بلند و بسیار سریع است. “Blitzkrieg Bop” به عنوان مثال, یک صد و هفتاد و شش ضربه در دقیقه و تنها در حدود دو دقیقه. گاهی اوقات آنها را به توقف در وسط یک آهنگ و فریاد زدن در یکی دیگر در مورد اشتباهات آنها ساخته شده و یا فقط به اعلام کند که آنها احساس نمی مانند در حال پخش است که آهنگ امشب. من تا به حال هرگز دیده می شود هر چیزی مانند آن. با آهنگ عناوین مانند “I don’t Care” “ضرب و شتم بر روی بچه بداخلاق و لوس” و “من نمی می خواهم به راه رفتن در اطراف با شما” the Ramones به نظر می رسید مانند یک مفهومی-هنر قطعه. حتی اگر آنها تا به حال بسیاری از پرداخت تا به انجام آنها کاملا اصلی و من آنها را دوست داشت. به من چپ CBGB که آخر هفته خیلی دختر در درب من گفت که هفته آینده خنک باند به نام تلویزیون بود. من به او گفتم که من می خواهم وجود دارد.

پس از چند هفته از انبار-شکار رفتم به دیدن یک مکان در 195 dan the good man, خیابان, بین استانتون و Rivington—سه بلوک از CBGB. این شد هزار و دویست متر مربع در طبقه نهم با یک آسانسور حمل و نقل و روشن نمایی از بالای شهر و ساختمان امپایر استیت است. یک زن و شوهر از غرق شد و تنها وسایل آن بود; توالت بودند در سالن. آن را قطعا خام است. اجاره دو صد و هشتاد و نه دلار در هر ماه. هیچ کلید پول از آنجا که هیچ کس تا به حال زندگی می کردند وجود دارد قبل از. تا آنجا که من می توانم بگویم که هیچ کس دیگری بود زندگی در این ساختمان وجود دارد بنابراین نمی توان شکایت در مورد تمرینات باند. به من گفته است که من آن را. زمانی که من امضا اجاره نامه که بعد از ظهر مالک ساختمان به من نگاه کرد و با شک و تردید آشکار. او از من پرسید من که قرار بود به انجام این کار وجود دارد و من به او گفتم که این امر می تواند نقاشی من استودیو. او فقط لبخند زد سرش را تکان داد و قبول من برای چک کردن و پانصد و هفتاد و هشت دلار: اجاره ماه اول و یک ماه دیگر برای سپرده.

من به دیوید بود که من شروع یک گروه و من امید او را به من بپیوندید. دیوید به حال یک حضور قوی و فردیت خود را از نقطه نظر های مختلف از اکثر مردم است و ما مشترک هنر سنگ. من در قلب من است که آن را هنری صدا ایده شانس همکاری با او را. تینا و من ممکن است تنها از مردم در جهان پس از آن که اعتقاد دیوید به عنوان یک موسیقیدان و bandmate. دیوید به حال مشکل به دنبال من در چشم وقتی از او پرسیدم در مورد تشکیل یک گروه با هم اما من شنیده ام او را می گویند “من حدس می زنم.” آن را دقیقا واکنش من امیدوار بودم اما این یک شروع بود.

تینا و دیوید توافق به هم اتاقی من و تقسیم اجاره. حدود یک صد دلار در ماه برای هر نفر به علاوه برق و شدنی به نظر می رسید. من رفتم برای خرید رنگ برای خنک کردن محل سفید برای دیوارها و گریس برای کف بتنی که در آن ما ایجاد شطرنجی اثر است. تینا سوار من در Plymouth Valiant. این اولین بار من تا به حال شده است در dan the good man خیابان پس از تاریک. خیابان صف با کارگران جنسی زن از همه اشکال و اندازه. وقتی تینا رفتم و آنها گفتند: هیچ چیز—آنها احترام او. اما زمانی که من در خود من از آنها می خواهم بپرسید: “می خواهم به بیرون بروید ؟” و یا “شما نیاز به یک تاریخ؟” آنها سرویس کردن وظیفه cabdrivers و دیگر بچه ها که جلو در اتومبیل. خود را دلال محبت بود به شدت خوش تیپ, مو کوتاه, لاتین شخص که گفت: هرگز یک کلمه به ما. او در همان بد بو زانو طول آستین کت خز قهوه ای هر روز با یک چوب بیس بال پنهان در زیر. من تو را دیدم هرگز او را با استفاده از خفاش اما من بدون شک او را اگر او می خواهم تا به حال احساس نیاز.

تینا دیوید و من تا به حال به جراحی خودمان برای زندگی در این کابوس یک محله. سه نفر از ما تا به حال رشد در حومه; پدر و مادر ما بوده و حمایت در هر راه و به ما داده هر استفاده. اما ما مصمم به زندگی می کنند یک زندگی هنری و برای ما که به معنای زندگی در شهر نیویورک مرکز فرهنگی جهان است. اگر پدر و مادر ما تا به حال هر گونه شک و تردید در مورد ما در حال حرکت به سمت شرق پایین آنها هرگز گفت: اگر چه این اولین بار پدر من بازدید ما در dan the good man خیابان, او گفت:, “شما می دانید من می توانم هرگز مادر خود را در اینجا. او هرگز متوقف کردن نگرانی در مورد شما.” تینا پدر و مادر بودند و بیشتر فلسفی در مورد آن. من فکر می کنم که آنها معتقد بودند تینا برادر Yann خواهد نگاه کردن برای ما و او تا آنجا که او می تواند. دیوید پدر و مادر آمد به بازدید از یک زمان و در عمل مانند این hellhole به طور کامل طبیعی است. آنها اسکاتلندی و مادرش plopped را در یک صندلی و گفت: “آه, قرار دادن کتری!”

وجود دارد و طرف دیگر به باوری. من می توانم راه رفتن در خیابان و دست انداز به دبی هری در یکی از kooky صرفه جویی-فروشگاه لباس. دبی و تینا بودند مانند گل رز در یک لانه مار زنگی. یکی دیگر از دوستان از RISDطراح استفان Sprouse زندگی فقط یک بلوک دور در همان ساختمان به عنوان دبی و دوست پسر, کریس استین. من می توانم عبور از مسیرهای با جانی رعد و برق و دختر خود را از لحظه ای تعجب که چرا او همیشه شبیه یک ظرف غذا و در عین حال دختر خود را نگاه بسیار خوب است. رابرت روشنبرگ زندگی می کردند و یک بلوک بیش از, در خیابان لافایت در یک یتیم خانه است که او تا به حال خریداری و بازسازی شده است. نوازنده ساکسیفون Ornette Coleman تا به حال انبار و فضای تمرین در این نزدیکی هست. زرق و برق دار فاصله دندانه دار مدل Lauren Hutton تا به حال یک محل در نزدیکی گوشه ای از باوری و اوراق قرضه. ویلم دافو زندگی در این محله بیش از حد بود Robert Mapplethorpe مفهومی هنرمند ویتو Acconci هنرمند و نوازنده شارلمانی فلسطین و نویسنده فمینیست Kate Millett. شاعر جان Giorno که من ملاقات در RISDزمانی که او یک خواندن از کتاب خود از اشعار “سرطان در سمت چپ توپ” تا به حال زندگی می کردند در باوری برای سال. در سال 1966, William S. Burroughs نقل مکان کرد و به Giorno ساختمان و Mark Rothko نقاشی خود را در “Seagram نقاشی های دیواری” وجود دارد. وجود دارد یک هنری جامعه نیست که آن را تا کنون قابل مشاهده از خارج است.

در خیابان شما می اقصر طرق به محل شما داره. وجود دارد هیچ promenading. شما نگاه مستقیم به جلو و اجتناب از تماس با چشم با هر کسی که شما نمی دانید—و حتی برخی از شما بود. وجود دارد چند مکان به اویختن و یک نوشیدنی. وجود دارد Phebe است که در آن یک پاتوق برای خاموش کردن برادوی جمعیت از نزدیکی La Mama تئاتر. برخی از شب, شما می توانید پیدا کردن drag queen الهی برگزاری دادگاه در نوار و او بود که همیشه یک بوق زدن. دورتر پایین خیابان بود قلع کاخ یک کلوپ جاز است که خدمت مناسب و معقول شراب و مواد غذایی; جدید تنور ساکس ستاره دیوید موری حتی جوان تر از ما بود و اغلب برجسته هنرمند وجود دارد. گاهی اوقات او را به گپ زدن با تینا و من قبل از مجموعه خود را. او کنجکاو در مورد آنچه اتفاق می افتد در مرکز شهر هنر و موسیقی صحنه فراتر از دنیای موسیقی جاز. یک زمان من راه می رفت به قلع کاخ برای یک نوشیدنی و دیدم Mick Jagger به تنهایی نشسته در نوار پوشیدن بزرگ دوخته دلال محبت-سبک پسر روزنامه فروش کلاه. او به عنوان یک بادبادک بالا. این jukebox بازی Roberta Flack را “Killing Me Softly with His Song” و میک آواز همراه در حجم کامل اما تغییر در شعر به “باد me softly با لب های او. باد مرا آرام . . . با لب های او.” من تحسین سنگ اما تصمیم گرفتم که من منتظر زمان دیگری برای معرفی خودم.

به عنوان ما نقاشی لافت در dan the good man خیابان و سعی کردم آن را خوب من تا به حال هیچ شکی نیست که یک روز ما را در یک زندگی مطلوب تر منطقه است, اما در حال حاضر ما نیاز به تمرکز بر روی نوشتن موسیقی و کار سخت در آن است. ما احساس ما تا به حال چیزی برای ارائه به جهان و ما در مورد انجام درست آن.

این گزیده ای کشیده شده است از “باقی می ماند در عشق: Talking Heads, تام, تام, باشگاه, تینا” توسط کریس Frantz را در این ماه از ایران ،

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

ایندکسر