چه خواهد J. M. Coetzee را عیسی انجام دهید ؟

An illustrated portrait of J. M. Coetzee with collage of horses and small boy in the background.
تصویر توسط آنتوان Maillard

چرا عیسی مسیح ؟ این غیر قابل اجتناب است سوال ارائه شده توسط J. M. Coetzee را “عیسی سه گانه” آغاز شد که در سال 2013 با “دوران کودکی عیسی” ادامه داد: در سال 2016 با “مدرسه عیسی” و اکنون با “مرگ عیسی” می رسد آن نتیجه اجتناب ناپذیر.

خوب رمان, البته, نوشته شده در مورد عیسی مسیح خواه مستقیم و یا allegorically—یونانی رمان نویس Nikos Kazantzakis موفق هر دو با “آخرین وسوسه مسیح” و “مسیح Recrucified،” اما آن را هرگز واقعا روشن در چه حس Coetzee کتاب ها “در مورد” عیسی در همه. Coetzee نیست مثلا احساس ملزم به رعایت این بیت از داستان های انجیل در هر راه روشن اما تقریبا همه در این کتاب به خصوص برای اولین بار است که لود شده با یک نام قابل توجهی. هنگامی که در پایان “دوران کودکی عیسی مسیح” یک ماشین حاوی یک مرد به نام سیمن (فراخوانی مردی که به رسمیت می شناسد فرزند عیسی در انجیل لوقا) و یک پسر به نام Davíd (خانه ای که از آن عیسی مسیح است که گفته تبار) و یک زن به نام اینس (“باکره”) فرار یک شهر و جستجو برای یک محل برای اقامت در یک اتاق در مسافرخانه آن را به عنوان شد و بسیاری از آن است.

از سوی دیگر: چرا عیسی ؟ در “رسوایی” شاید Coetzee برجسته ترین کتاب های پروفسور دیوید لوری نظرسنجی کلاس درس خود را و فکر می کند که او “به مدت طولانی متوقف می شود شگفت زده در طیف وسیعی از جهل و از دانش آموزان خود را. پست-مسیحی posthistorical, postliterate آنها به عنوان ممکن است از تخم از تخم مرغ و دیروز است.” لوری نه در هر حس یک شخصیت گرفته شود به عنوان یک منادی با این وجود گاهی تنش در Coetzee رابطه مسیحیت در خاص است. به عنوان او می گوید دختر خود را اجرا می شود که یک پناهگاه برای سگ و کمی بعد در کتاب “به من حیوانات-رفاه مردم یک بیت مانند مسیحیان از یک نوع خاص. هر کس بسیار شاد و خوش نیت که پس از یک در حالی که شما خارش به رفتن و انجام برخی از تجاوز و غارتگری.”

او پس از آن هر دو مورد تجاوز و غارت و آتش بنابراین احتمالا او بخواهد او تا به حال دقت این فکر کمی متفاوت است. هنوز دانش آموزان خود را’ بی سوادی برای Lurie, به نظر می رسد مربوط به خود را پس از مسیحیت; این درست است که اگر آنها مذهبی دانش آموزان او را در پیدا کردن آنها خسته کننده در راه خود را. بسیار شبیه به “رسوایی” عیسی کتاب های مقابله با, اجتماعی, ابتذال, افراطی, خشونت های جنسی و آنچه در آن به معنی عدم سابقه اگر چنین چیزی است و حتی ممکن است. اگر آنها خسته کننده کتاب—و هستند—آن است که قطعا در بخشی به دلیل آنها نوشته شده بود در یک روح نا امیدی و جور ضربه سوالات مشابه بارها و بارها مثل یک زنبور گیر در یک پنجره.

هر کس در عیسی سه گانه است پناهنده به ظاهر از تاریخ خود را. در این کتاب برای اولین بار مسافران در حال انجام توسط کشتی به یک اردوگاه در خارج از شهر Novilla که در آن آنها اختصاص نام و سنین و می توانید به یاد داشته باشید کمی اگر هر چیزی در مورد زندگی خود را از قبل. در اینجا ما با سیمن که گرفته شده بیش از مراقبت از پنج سال Davíd و وعده داده شده برای کمک به او پیدا کردن مادر خود را. در نهایت دو برخورد اینس یک زن تنها زندگی می کند که با برادران خود در رفت و آمد مکرر لوکس. Davíd تا حدودی خودسرانه شناسایی اینس به عنوان مادر خود و اینس پس از برخی از بی میلی می پذیرد نقش. سه فرم از یک خانواده اگر ناراحت کننده یک.

Davíd یک کودک هوشمند شورشیان در برابر تحصیلات رسمی از Novilla. او کنجکاو است و قادر به — او می آموزد تا خود را به عنوان خوانده شده از طریق یک کتک کپی از کودکان “دون کیشوت”—اما وانمود نمی شود. این شهر در پاسخ با ارسال او را به یک نوع از بازداشتگاه برای کودکان دشوار و در نهایت سیمن, اینس و Davíd همه فرار برای نزدیکی Estrella, جایی که آنها بیش از شروع. Davíd ثبت نام در آکادمی رقص که در آن او می شود دوستان با مسن تا حدودی ناپایدار مردی به نام دیمیتری اما دیمیتری تجاوز و قتل این خانم مدیر مدرسه آکادمی است و پس از آن محکوم به مراقبت های روانی. آکادمی تعطیل مجدد تنها در یک تا حد زیادی کاهش فرم. این جایی است که “مرگ عیسی” آغاز می شود.

همانطور که در قبل دو کتاب Davíd است یک بار دیگر حذف شده از پدر و مادر خوانده ” مراقبت از طریق نهادهای; اولین یتیم که نتیجه میگیرد که Davíd واقعا یک یتیم; و هنگامی که پسر می شود به طرز مرموزی بیمار بیمارستان محلی. در اینجا Davíd را سلامت و در نهایت—و نه هر چیزی را به دور می میرند. سیمن به پایان می رسد و در کتاب خود “دون کیشوت” در دست است. او هرچه از تنهایی خود به یک پرستار تنها برای او برای تبدیل شدن به ناراحت و ترک. هنگامی که ما در گذشته به دیدن او بسیار مشابه به عنوان او بود که ما برای اولین بار او را ملاقات نمود و با از دست دادن یک پسر در اطراف که حافظه یک فرقه است که به طور پیوسته شروع به فرم.

تجربیات خود از این کتاب را تا حد زیادی لولا خود را تحمل Davíd که آن را رک و پوست کنده یک قرص هر چند شاید بیشتر از واقعی زودرس کودکان است. (در حالی که من در مطلب “مدرسه عیسی” از خودم پرسیدم اگر هر کودک تا به حال تا کنون صدا بود و سپس وارد شده به توییتر که در آن یک پدر و مادر تا به حال نوشته شده از یک ارز با پسرش که ممکن است به عنوان به خوبی آمده اند مستقیما از این کتاب است.) Davíd فرار است و جزمی و کاملا تمایلی به جای بزرگسالان است. بسیار زیاد از خود گذشتگی او جذب از تقریبا هر کس در اطراف او است که شاید این سه گانه بیشتر گیج کننده از ویژگی های. حتی Coetzee, اسباب بازی با Davíd را اعلامیه از خود نبوغ اجازه می دهد او را کوچک و غیر قابل توضیح معجزات—او باعث می شود یک سگ وحشی به خواب مسالمت آمیز در کنار یک بره—فقط به بلافاصله کاهش آنها. (سگ می خورد بره به عنوان به زودی به عنوان پسر به خواب میرود.)

Davíd است بیشتر شده است و نه توسط هر قدرت های ویژه ای اما با عدم توانایی خود را برای تعمیم است. در “دوران کودکی عیسی” سیمن می آید به تحقق است که اتهام خود را متوجه نیست شمارش, اما او را درک تعداد:

قرار دادن یک سیب قبل از او و چه او را ببینید ؟ اپل: نه یک اپل فقط یک سیب است. قرار دادن دو سیب قبل از او. چه او را ببینید ؟ یک سیب و یک سیب: دو سیب همان سیب دو بار فقط یک سیب و یک سیب است. . . . دروغ گفتن در تخت خواب در نیمه شب, من می توانم گاهی قسم می خورم که من بیش از حد بود در حال سقوط—سقوط تحت همان طلسم که مدتها پسر. اگر گرفتن از یک به دو خیلی سخت است کهمن خواسته خودم چگونه باید من همیشه از صفر به یک ؟ از هیچ جا به جایی: به نظر می رسید به تقاضای معجزه در هر زمان.

این معضل چگونه برای رفتن از یک به دو, یک باستان; به این سوال که آیا زبان در taxonomizing و مرتب سازی مسطح اشیاء خود را به انواع و در نتیجه ایجاد دروغ. بسیاری از عیسی سه گانه شامل بلند, تخت, دیالوگ بین دیوید و بزرگسالان اطراف او که در این پرسش و دیگران—”آنچه که شمارش؟,” “چه چیزی است که یک فرد؟,” و بیشتر از همه “چرا؟”—به نظر می رسد با یک دایره شدت فریم متن اما هرگز کاملا آنلاک آن است.

این دیالوگ تقلید افلاطون فلسفی دیالوگ به خصوص در خود همزمان با اشتغال ذهنی با اشیاء دنیوی و انتزاع. (“ما شریک ایده آل, اما ما همچنین پو” سیمن می گوید Davíd.) اما صفات شده اند درهم. Davíd به عنوان سوال مکرر-asker از بعضی جهات مانند Coetzee را سقراط. اما مقاومت خود را به کل ایده “دسته بندی” نیز چاله ها او را در برابر برخی از سقراط پیشنهادات در مورد چگونه ما ممکن است شناخت جهان اطراف ما به عنوان یک جهان است.

این گفت و گو که اکثر پژواک Coetzee را سه گانه, شاید, است “Parmenides” که در آن ما در دیدار با سقراط قبل از او سقراط به عنوان ما او را می دانم و هنوز هم مانند Davíd یک مرد جوان. هیجان زده سعی کنید عقل خود را در برابر Parmenides سقراط می چرخد یک نظریه است که ایده های انتزاعی را “اشکال” جمله شباهت و Unlikeness. Parmenides, خوشحال, از او می پرسد “در مورد آن چیزهایی است که به نظر می رسد خنده دار مانند مو و گل و لای و خاک یا هر چیز متفاوت است که بسیار بی ارزش و پست است?” سقراط می گوید: “نه” اما اذعان می کند که او نمی داند که چرا:

برای این چیزها هستند که ما آنها را در اینجا و این امر می تواند به شدت خارج از محل به فکر می کنم که وجود دارد این است که برخی از فرم آنها. تا مطمئن شوید که این مشکل من است که همان مورد همه صدق نمی کند اما هر زمان که من می آیند به این اجرا از ترس سقوط و هلاک در برخی از ورطه حماقت.

Parmenides نه unkindly درآمد حاصل را به اجرا سقراط حق را به این ورطه و حتی کمیته انضباطی به تذکر او را برای امتناع از “بررسی سرگشتگی میان قابل رویت چیز است.” سقراط در مواجهه با خود فکری نامردی به نظر می رسد chastened; او به عنوان عمه او سوئیچ از اعلام به سوال. فلسفه است و دیگر یک ماده از نظریه اما تحقیقات بین دوستان خود به اشتراک گذاشته و گیج کننده وضعیت بهبود هنگامی که چیزی نفهمیدم اما فراموش شده است.

اگر Davíd با خود تا حدودی سقراطی دلمشغولیهای است کسی با پتانسیل برای توسعه در این جهت بخشی از مشکل این است که او نمی برخورد بزرگسالان مانند Parmenides. بزرگسالان نیست از او سوال. بلکه او می رود از بالغ به بالغ, همه آنها تئوری های خود را از آموزش و پرورش است که آنها در تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن او. او همچنین سقراط بدون افلاطون نه تنها به این دلیل که او هرگز توسعه اما از آنجا که او در پشت برگ هیچ کس که می تواند نوشتن داستان خود را. در زمان ما به “مرگ عیسی” Davíd دیگر می پرسد بسیاری از پرسش ها یا به خاطر او متوقف می شود علاقه مند در آنها و یا به خاطر او از دست داده است ایمان پیدا کردن کسی که می تواند کمک به او را از آنها بخواهید.

و در عین حال خود را جستجو همچنان ادامه دارد. در “Meno” سقراط معتقد است که “روح جاودانه متولد شده اغلب دیده است و همه چیز در اینجا و در عالم اموات . . . پس از آن به هیچ وجه تعجب آور است که آن را می تواند در بحر تفکر غوطهور شدن همه چیز آن را می دانستند.” به خاطر سپردن آنچه فراموش شده است Davíd بزرگ تلاش. او می داند که نام خود را به نام او سن و سال او است نه سن و سال او که سیمن است نه پدر او و اینس است و که از این محل است ، صرفا چسبیده به این دانش خواهد بود به اندازه کافی برای زندگی را دشوار برای او را. اما آنچه او را از دست داده است نه تنها غیر قابل جبران او ارتباط برقرار نمی حداقل در کلمات وزن از عدم وجود آن است. حتی خود عقب نشینی به غیرکلامی راه درک—رقص به عنوان مثال—برش کوتاه توسط خود بیماری است.

در بستر مرگ, Davíd صنایع جدید داستان دون کیشوت برای گفتن به او enraptured همسالان عقب نشینی از دروغ از زبان روزمره به حقیقت از افسانه. در یکی از این داستان های شوالیه در یک ارابه کشیده شده توسط یک اسب سفید و یک اسب سیاه—یکی دیگر افلاطونی تصویر, این یکی از “Phaedrus” که در آن اسب سفید است که دلیل و سیاه یکی است و شور هر دو متعادل توسط charioteer. Don Quixote, اما اجازه می دهد تا اسب سفید به, سفر با تنها dark horse به هدایت او. تا چه حد می تواند کسی را به, چه مدت می تواند آنها را اگر آنها حاضر به قبول هر چیزی در مورد جهان است که داده شده است به آنها ؟ آن به پایان رسید ضعیف برای دون کیشوت و سقراط. اما همه داستان به پایان می رسد همان راه: آنها می میرند. به جز بسته خود را خاص مذهبی تعهدات شاید برای عیسی مسیح.

خواندن عیسی سه گانه, من پیدا کردم خودم فکر Coetzee را همکار برنده جایزه نوبل Kazuo Ishiguro که رمان باید همواره متمرکز بر حافظه تاریخی و گناه سرکوب و انتقام از چه نمی توان سرکوب و کسی که مانند Coetzee, می نویسد در روشن تقریبا ارام نثر سبک است که belies اغلب عجیب و غریب طبیعت از او روایت. در هر دو Ishiguro را “Unconsoled” از سال 1995 و “به خاک سپرده شد پیکر” از 2015 از دست دادن حافظه است که کاملا تحت اللفظی. در سابق یک مرد می رسد در یک شهر تنها به کشف کنند که او را متعهد به یک کنسرت پیانو جزئیات که هر کس دیگری به نظر می رسد می دانم اما که او نمی تواند به یاد داشته باشید; او برخورد حتی همسر خود را (شاید) برای آنچه احساس می کند به او مانند اولین بار. در “به خاک سپرده شد غول” جمعی از دست دادن حافظه است که یک تلاش عمدی برای از بین بردن عواقب ناشی از نسل کشی است.

برای Coetzee حافظه نیز نشان دهنده اخلاقی و سیاسی مشکل اما در رویکرد خود را به آن او اغلب می آید در سراسر به عنوان هر دو بیشتر جزمی و بیشتر استعفا از Ishiguro. در “داستان خوب” یک 2015 مجموعه ای از مبادلات بین Coetzee و روان Arabella کرتز Coetzee فریم های مورد علاقه خود را در حافظه و در تلاش برای شناسایی “حقیقت” در صراحت سیاسی و همچنین فلسفی و شرایط. “مهاجر جوامع امروز است,” او می نویسد: “باید پر از شک اما نه”; آنها نه مبارزه برای آشتی pasts خود را حاضر كنيد. کمی بعد او ادامه می دهد:

من نوشتن در یک سرد, علمی, روح اما تحت نوسان از احساس. به طور خاص من نوشتن در پی یک تصمیم توسط مجلس استرالیا به تجدید نظر در قانون خود را بر روی پناهجویان. قانون جدید تهدید شدیدی مجازات نامعلوم بازداشت در برخی از hellhole از یک جزیره برای افرادی که موفق به دنبال تجویز شده و روش برای درخواست پناهندگی—یعنی پر کردن یک فرم در یک مرکز پناهندگان در جایی در خارج از کشور و در نظر گرفتن محل خود را در یک صف طولانی—و به جای آن انتخاب کنید به پرداخت یک سایه قاچاقچی هزینه های سنگین برای حمل و نقل آنها را به عنوان نزدیک به عنوان او می تواند به استرالیا سرزمین اصلی.

Coetzee اشاره در اینجا من فرض به تغییرات در سیاست های استرالیا که تصویب شد بیش از 2012 و 2013—همزمان به عبارت دیگر با انتشار (اگر نه نوشتن) از “دوران کودکی عیسی” هر چند استرالیا استفاده از سازه های دریایی بازداشت-و-پردازش مراکز predates این تغییرات است. در عیسی مسیح و کتاب و این نوع از سیستم تکثیر از طریق Novilla خود مهاجرت-مراکز پردازش. پس Novilla عمل در همان حافظه-رایگان زمینه به عنوان هر چیز دیگری در این کتاب یکی از طرح این کنجکاوی است که این مراکز با این وجود تولید سیستم های نابرابری حتی در حالی که همه به ظاهر می آید با هیچ چیز حتی یک نام.

در واقع Novilla را مطلوب رفاه—مواد غذایی خسته کننده است این کار بی معنی است و بسیار به سیمن را از بین ببرد هیچ کس به نظر می رسد علاقه مند به جنس—روشن می سازد که این ایده از جایی فراتر از تاثیر تاریخچه یک سراب, حتی اگر آن را انجام بدون حافظه است. Novilla است که تقریبا به معنای واقعی کلمه یک شهرستان که در آن زندگی انسان فقط بسته به نان و مهم نیست خیلی. عدم وجود خود را از اروس باعث می شود آن را در برخی از حس بیشتر اخلاقیاگر duller; سیمن نمی توانید پیدا کنید هر زنان وجود دارد که از نظر جنس به عنوان چیزی که آنها ندارند و یا حتی میل. این شهرستان است که همه ایده آل بدون پو—است که آن را به عنوان معلوم نیست که آن را خورده بود.

در Estrella, این شهر که سیمن و Davíd فرار در “مدرسه عیسی” همه چیز کمی متفاوت است. مردم وجود دارد, هم, وارد, بدون, گذشته, اما برخی از آنها زندگی می کردند وجود دارد به اندازه کافی بلند به شکل یک جدید. عشق پرشور و ظرفیت برای قتل وجود داشته باشد به عنوان دیمیتری یکی از Davíd اختصاص داده شده شاگردان نشان می دهد که او خود را می کشد ، حسادت و رقابت به نظر می رسد به عنوان به خوبی. پس از Davíd مرگ دیمیتری مایل به کنترل پسر میراث حاضر به اذعان کرد که او مرده و تلاش می کند برای متقاعد کردن سیمن به سرقت خود باقی مانده است. زمانی که سیمن حاضر دیمیتری او را متهم پس از تبدیل شدن به “فراتر از عشق و شور و فراتر از درد و رنج” مانند “پیراهن کهنه ای است که کشیده طریق اقیانوس در بسیاری از مواقع که همه رنگ و همه مواد شسته شده از آن است.”

دیمیتری همچنین نشان می دهد که Davíd ابراز تنفر و سوزاندم سیمن و صرف بیشتر وقت خود را در, پس از ورود او در Estrella, تلاش برای فرار از او. این است که یک فرد به نوبه خود پس از Novilla که در آن سیمن بود یک متهم دیگر فاقد شور و شوق. اما اگر Davíd سوار اسب است که نمی خواهد ترک یک نگهبان بسیار چاره ای جز زین یکی سفید. سیمن را سرپرستی Davíd خود را تلاش برای هدایت اسب سیاه امتداد به سمت بلوغ و فرض این است که یک دنیا ارزش بلوغ در. است که یک باور مشترک توسط Davíd که کاهش همزمان با تصمیم خود را به خوردن موجودات زنده که توسط او به معنی گوشت. اینس به او می گوید که “اگر شما حاضر به خوردن چیز زندگی شما تلف خواهد شد و دور و می میرند.” اما Davíd است نه انتخاب به مرگ او انتخاب خود را در عقب نشینی از گوشت و از زبان از پدر و مادر خود و از بدن خود را به متوقف شود و بخشی از این جهان است. آن است که به سادگی که تنها راه برای انجام این کار در حال مرگ است.

بزرگترین شگفتی در “مرگ عیسی” است که چقدر از این کتاب باقی مانده است پس از Davíd می میرد. وجود ضعف انتظار است که چیزی باور نکردنی اتفاق می افتد چیزی است که نمی توانست پیش بینی شده و نه قیامت, البته, اما چیزی مانند یک انسان پاسخ. اما به جای این کتاب به نظر می رسد برای ادامه تنها به طوری که شما می توانید مطمئن شوید که هیچ چیز اتفاق می افتد هیچ اتفاقی نخواهد افتاد و هیچ چیز واقعا می تواند. سیمن به نام مهم است و در دو حواس. وجود دارد که به رسمیت می شناسد مسیح ذکر شده قبل از. نیز وجود دارد که بیشتر بدیهی است که شمعون پطرس شاگرد مسیح تغییر نام و سپس تأسیس کلیسای خود را در. اما ما سیمن باقی می ماند سیمن به پایان است. بر او هیچ چیز می تواند تاسیس.

برای Coetzee پست-مذهبی وضعیت این بیماری در کل مشکل انسان مدرن. یک زمان وجود دارد که انسان می تواند موجه جای خدا اما آن زمان گذشته است; ادبیات و هنر احتمالا نمی تواند ادعا می کنند برای ارائه یک پنجره برای ابدیت. این است که چرا Coetzee را ناجی در “مرگ عیسی” می کند قادر به ترک یک متن مقدس و یا حتی یک رسول است. همه به او پشت برگ است “دون کیشوت” یک کتاب است که برای سیمن “یک یادگاری از برخی از نوع.” دو فرزند نه از آنها Davíd اند, نوشته شده در پاسخ های خود را به موقع “آنچه که پیام این کتاب است؟” اول می گوید: “ما باید گوش به سانچو چون او نه یکی دیوانه”; دوم “دون کیشوت درگذشت بنابراین او نمی تواند ازدواج Dulcania.” هر دو از این پیام ها مربوط به Davíd خود را شکست و به عنوان یک مسیح: در فهم در طول عمر. عیسی در اینجا نه تنها خداوندی هیچ کلیسای اما در پشت برگ هیچ انجیل و جدوگاه و می میرد قبل از رسیدن به بزرگسالی است.

که ما به ارمغان می آورد بازگشت به: چرا عیسی ؟ در “داستان خوب” Coetzee عود به وضعیت پست-مسیحیت غالبا و در یک نقطه او شگفتی که آیا چیزی شبیه به درمان صرفا “سرخورده” جایگزین برای کاتولیک سوگندی از آشتی. او آنچه را که اقرار باید مانند و سپس می افزاید: “البته این خنده دار است که یک پنج دقیقه اقرار می تواند یک عمر بار از شانه های ما—خنده دار مگر اعتقاد به اثر بخشی آن به اشتراک گذاشته شده توسط دو, شرکت کنندگان در یک شدت ما می تواند احتمالا دیگر تصور کنید.” در Coetzee گفتن مسیحیت مانند شمارش و یا زبان ارائه معنی و معنای ابلاغ به دنبال از طریق افسانه و وعده. اگر ما می تواند این ایمان معتبر پس از آن زندگی دیگر نمی خواهد یک بار به ما. ما هیچ راهی برای دانستن این که این ایمان بود و نه “واقعیت”, حتی اگر آن را نمی خواهد. مشکلات تاریخچه هزینه ای که ما در زندگی به سادگی محو دور.

در عین حال این دلتنگ اشتیاق برای باور دینی خرس کمی در رابطه با مسیحیت به عنوان در واقع تمرین. پس از همه, کسی, جایی, رفتن به اعتراف هر روز فقط به خاطر Coetzee دیگر نمی تواند تصور کنید که اعتقاد به امر مقدس به این معنا نیست که وجود دارد این است که یک تعمیم “ما” برای آنها این است که درست است. و این مردم را با مجموعه ای از نگرش ها که ممکن است طیف وسیعی از “شدت” به شک و تردید به ناامیدی. به عنوان جان صلیب مشاهده خرد شدن توسط احساس خدا عدم است و لازم است تجربه معنوی; خود را در “شب تاریک” او خود را میبیند “فقیر رها شده و پشتیبانی توسط این دغدغه از [خود] روح است.” می گویند که ایمان مذهبی در واقع عملکرد راه های مختلف از دیدن خود زندگی است که می گویند که چنین زندگی است که دیگر غم انگیز اما به جای آن که بار ها تفسیر متفاوت—عمودی آن را به عنوان شد.

معنی ساخته نمی شود; آن وجود دارد یا نه. وجود دارد بدون داربست که کار خواهد کرد برای حمایت از یک ساختمان است که وجود ندارد. من تصور که من اینجا هستم گفتن Coetzee چیزی که او نمی داند; آن است که کل مشکل بعد از همه. اما نه می تواند به این معنی باشد طلاق از زندگی به خصوص زندگی اتفاق می افتند را از طریق زمان و زندگی داشتن یک رابطه به زمان یکی از چیزهایی که غرور از عیسی کتاب به عمد حذف شده است. برای Coetzee, عیسی مسیح می تواند موجه وجود داشته باشد تنها به عنوان یک کودک دشوار. یکی از شگفتی چگونه داستان را تا به حال به تغییر اگر او اجازه داده شده بود برای رسیدن به مسیح واقعی را دشوار بزرگسالی است. یک مرد در سی سالگی خود را که یک انسان در ظرفیت کامل. اگر او کردم که به مراتب در حالی که هنوز امتناع از همینطور نوه ها از زبان و ریاضی, گوشت, و, خانواده, مبارزه هنوز هم به یاد داشته باشید آنچه که او فراموش کرده است آن خواهد بود جالب است بدانید که اگر آن را می تواند شناخته شده است آنچه در آن بود که او تا به حال به می گویند.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی

ایندکسر