خواندن Maxine Kumin در قرنطینه تنهایی من پیدا کردم چیزی آشنا در راه است که جزئیات کمی زنده زمانی که بزرگتر flashier چیز باید به دور افتاده است. Kumin شناخته شده است برای آرام مشاهده اشعار و “داستان زمستان” منتشر شده در اقیانوس اطلس در سال 2009 است که آرام هر دو در سبک و موضوع. “حتی از مطالعه من در خانه من می شنوید یک پرتقال رها کردن طبقه بالا” می نویسد. حافظه خود را کاشت که درخت پرتقال چندین سال پیش زمانی که جوانه “ضربه مستقیم مانند قطب لوبیا” و باران ساخته شده “pockmarks مانند تشک دکمه” در برف, است که به عنوان روشن به عنوان اگر آن را دیروز اتفاق افتاده است.

“زندگی تلخ و شیرین” در آن روز Kumin به یاد می آورد و شعر او خود تعادل بر روی یک لبه چاقو را از شادی و غم و اندوه. وجود غم و اندوه زمانی که او می گوید: “من اجازه نمی دهد خودم فکر می کنم به کسانی که در زمستان است.” اما او فکر می کنم به آنها و مراقبت از او طول می کشد در توجه به جزئیات آن خواننده می گوید که چیزی در این حافظه است گرامی. Kumin شناخته شده بود به می گویند که هر شعر یک مرثیه—یک ضجه و زاری چیزی را از دست داده چیزی که زیبا بود. در زمان از دست دادن زمانی که جهان ما شناخته شده ناپدید شده است, او به ما یادآوری می کند که عمل recollecting می تواند یک منبع از زیبایی را در خود دارد.

— ایمان هیل


tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی