صوتی: یک نسخه به عنوان خوانده شده توسط نویسنده.

من هنوز هم عینک cut-offs من می خواهم با عجله به اتاق او
پوشیدن که صبح و ما به عنوان inched
به سمت خارج از سطح شیب دار در دره
پس از رفتن به سردخانه و گورستان
به ترتیبات برای توده های موسیقی
و این کاهش چیزی shimmered,

ماند در این راه تمام روز راه
یک ماه پیش وقتی که من راه می رفت به اتاق او
و بیدار او به من گفت
دخترش مرده بود
و من گفتم: من هنوز هم اینجا. اما او اصرار داشت
به خاطر آن بود که او را طولانی تر و طولانی تر
دوباره از جایی که او تا به حال شروع به ساکن
دقیقه بعد پرسیدن که
آنها در آینده برای بدن ؟ بدن من
هر چند او به نظر نمی رسد می دانم که من بود
تا در نهایت به طور کامل بیدار او mused در, من فکر می کنم
من با کسی که قرار است به مرگ. اما

من فکر می کنم او راست
بخشی از من بود مرگ با او. او در زمان داستان
او هنوز هم به من گفت آنچه که او می خواهم خودش گفت
تمام زندگی خود را برای به دست آوردن. او تمام
که آنها را در اینجا. سطح آنها را در حال حاضر
شکستن بالدار بیت از نور
مانند اجسام شناور در چشم من یک شب
هنگامی که هر بار من سعی کردم به تمرکز آنها سرعت دور.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

نرم افزار گرامرلی