یک شب طولانی با زندان-حمایت از خدمه خارج یک پلیس پلازا پس از تظاهرات در نیویورک

After protests in New York City in response to the killing of George Floyd dozens of people were detained for hours in...
پس از تظاهرات در شهر نیویورک در واکنش به کشته شدن جورج فلوید ده ها تن از مردم بازداشت شدند ساعت ها در شرایط که نقض عمومی-دستورالعمل های بهداشتی.عکس استفانی کیت / گتی

یک محاصره کردن بخشی از پیاده رو در شهر نیویورک مقر پلیس در یک پلیس پلازا بوی جوراب ساق بلند, پیش, کالج پارتی: دود سیگار و ارزان ادکلن. بعد از مدتی متوجه شدم که دومین بوی بد شد ضد عفونی کننده دست. وجود دارد چند بطری از آن را همراه با تنقلات و نوشیدنی و بسته سیگار گذاشته در یک شمع در وسط پیاده رو برای افرادی که بودند از زندان آزاد شده و برای کسانی که منتظر بودند آنها: زندان پشتیبانی می کند. در سه صبح زمانی که من وجود دارد وجود دارد در مورد سی و حامیان بسیاری از آنها در اواخر نوجوانی یا اوایل بیست سالگی. نیمه پوشیده بودند, در دهه نود به سبک بالا افزایش شلوار جین و نیم شد swaddled در بی انتها, بی شکل سیاه و سفید. این می توانست سی سال پیش—در واقع سی سال پیش من صرف چند ساعت در یک سلول در داخل. در حال حاضر من هجده ساله دختر Yolka و بیش از پنجاه جوان دیگر افرادی که دستگیر شده بودند در تظاهرات روز پنج شنبه در داخل بودند.

اعتراض به سرعت coördinated در یک آنارشیست موضوع در پیام رسانی امن برنامه سیگنال در پاسخ به قتل جورج فلوید و تظاهرات در مینیاپولیس. مردم جمع شده در میدان اتحاد و راهپیمایی را به فولی مربع یکی از فعالان السا الی Waithe به من گفت. آنها فکر عبور از پل بروکلین اما مسدود شده بود توسط پلیس بنابراین اعتراض پرداخت و بسیاری از مردم به اینجا آمدند به یک پلیس پلازا.

دستگیری آغاز شده حق دور Waithe به من گفت. “آنها در حال انتظار برای هر چیزی,” او گفت: “با مراجعه به پلیس. “آنها تهاجمی از همان ابتدا.” Waithe شده است معترض در نیویورک پس از حرکت در اینجا از ویرجینیا, هشت سال پیش, او گفت:. او دستگیر شد و در سال 2014 در یک اقدام در اعتراض به قتل مایکل براون و اریک گارنر در سال 2016 برای اعتراض به قتل Philando کاستیا و دوباره روز پس از دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن رئیس جمهور انتخاب شد و دو سال طول راهپیمایی در برابر افزایش حضور پلیس در مترو برای مبارزه با کرایه-ضرب و شتم. در تمام این دستگیری او گفت: او تا به حال نه دیده می شود پلیس عمل می کنند به شدت به عنوان آنها در پنج شنبه شب.

به عنوان شب عینک, جمعیت نگه رسمی و غیر رسمی شمارش از صدمات: یک نوجوان-ager که clubbed در یک دست بود که در حال حاضر لنگی و متورم (من ندیدم این فرد اما او توضیح داده شد به من توسط چند نفر به طور جداگانه); چند نفر جوان با پارگی بر روی سر خود را; یک مرد جوان که به تازگی با پوشیدن یک مخزن بالا و شلوارک با کبودی و خونریزی در سراسر بدن خود را; افرادی که لباس پاره پاره در طول بازداشت. آن زمان مردم از یک پلیس پلازا اگر یک یا دو در یک زمان حمل پاکت مانیل با احضاریه—بسیاری از آنها برای رفتار آشوبگرانه—برروی آن بکشید در laceless صحبت بالا-تاپ و تلاش برای قرار دادن بر روی یک کمربند به عنوان آنها راه می رفت, آنها صحبت بیشتر در مورد شرایط شلوغ در داخل و مشقت بار کندی روند از مورد راه آنها را زمانی که آنها دستگیر شدند.

چند دقیقه پس از سه صبح پرندگان شروع به آواز خواندن. “این witching hour,” کسی گفت. هفت wispy افراد جوان با مو فرفری در فام های مختلف نشسته در یک دایره در پیاده رو یک بازی نفیس جسد. هنوز هم وجود دارد حداقل دو نفر ده نفر داخل. دستگیری آغاز شده بود حدود ساعت پنج بعد از ظهر به پایان رسید و قبل از هشت.

در چهار Waithe فریاد زد در حالی که به دنبال در تلفن خود را و پاکتر از او به عنوان تلاش برای به دست آوردن این کلمات ، یکی از افراد دیگر در نهایت به عنوان خوانده شده توییت توسط دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن که گفت: “هنگامی که غارت شروع به تیراندازی شروع می شود.”

“او به تازگی اعلام جنگ” Waithe گفت.

در ساعت چهار و نیم یک مرد جوان از رنگ رانده شد از این حوزه در یک وسیله نقلیه پلیس احتمالا برای تفهیم اتهام. این دومین بار است که شب. “نام خود را می گویند!” زندان-حمایت جمعیت فریاد زد. مرد جوان سعی کردم به جیغ از ماشین اما آن را غیر ممکن بود به نام او.

در چهار-چهل و پنج یک زن با پوشیدن لباس سیاه مالش بیرون آمد. چند تن از افرادی که آزاد شدند قبلا ذکر شده بود که یکی از بازداشت زنان یک پرستار بود و است که او در بازجویی های پلیس در مورد شکست خود اجتماعی را حفظ فاصله و یا پوشیدن ماسک. زن Tennille Newbold شد در واقع یک دستیار پرستاری تحصیل به یک پرستار است. او به من گفت که در حالی که زنان مستقر شدند دو به یک سلول تمام مردانی که بازداشت شدند در اعتراض—بین سی و چهل نفر بودند برگزار شد و در یکی از اتاق های بزرگ که شلوغ شد. “هر بار که شما چیزی گفت به پلیس در مورد پوشیدن ماسک آنها خندید,” او گفت:. “افسر انجام انگشت نگاری نمی شد با پوشیدن دستکش و من تا به حال به درخواست ضد عفونی کننده دست برای خودم. افسر اهمیتی نمی دهند.” او خودش را معاف: او تا به حال به کار در دو ساعت.

از من خواسته Waithe چگونه معترضان به کار گرفته اجتماعی فاصله. “ما نمی,” او گفت:. “من آن را در سر من که این خطر شما را. ما قطعا معتقدیم در علم است. هر کس در اینجا یک ماسک بر روی آنها و یا در این نزدیکی هست.” این بود که دقیق توضیحات: هر کس در زندان-حمایت از جمعیت بود و با پوشیدن ماسک, اما بسیاری از این ماسک را کاهش داده شد—برای نوشیدن صحبت کردن و راحتی. “اما این کارها نیاز به نزدیک بودن,” Waithe گفت: از ماه مارس است. “و ما متوجه وجود دارد که در خطر است.” Waithe که سی و دو, با این نسخهها کار به عنوان یک امینی کمدین و یک مربی از همه چیز از شطرنج و برنامه نویسی برای کودکان و نوجوانان به کمدی برای نوجوانان است. او از دست همه کنسرتهایی که همه گیر ضربه و در حال حاضر با این نسخهها کار ارائه وعده غذایی جعبه برای افراد مسن است. “من ممکن است احساس متفاوت اگر من در خانه من کل این زمان,” او گفت:. هنوز هم انتخاب او و برخی از دیگر معترضان ساخته شده بود که در نزدیکی به دیگران در حالی که با پوشیدن ماسک خارج نمی شود در شلوغ فضای سرپوشیده با ده ها تن از افسران پلیس بودند که از موازین اجتماعی شهر-فاصله گرفتن سفارشات و خنده در مورد آن.

در هنگام مترو باز Waithe چپ. بیشتر از دیگران به دنبال. آن نور بود. هنوز هم وجود دارد حداقل ده نفر در داخل.

چند دقیقه قبل از شش یک زن جوان پدید آمده wheeling, آبی دوچرخه. “شما بچه ها زندان حمایت ؟” او فریاد زد: او به عنوان نزدیک آنچه باقی مانده از این گروه است. “این اولین بار بود که من دستگیر شدند. آن را مکیده توپ. آن را مکیده عمده توپ.”

من نگران است. برای آخرین ساعت یا هر کاری که به تازگی از این ساختمان گفت که تنها یک زن و شوهر از مردم باقی مانده در سمت زن. Yolka هنوز نداده بیرون می آیند. هنوز من نبودم که نگران به من شده بود و پیش از آن در شب در طول پنج ساعت بین زمان آخرین خواندن یک پیام متنی از من و این بار او به نام به من بگویید که در آن او بود. در اطراف یکی در صبح داشتم به نام 311 و اپراتور به من گفت که او نه در سیستم به عنوان داشتن دستگیر شده است. او به من گفت که سعی کنید تماس دو حوزه در نزدیکی اتحادیه مربع است. من نمی توانستم از طریق دریافت کنید. در نهایت یک فعال سیاسی از دوستان به من گفت که بازداشت شدگان بودند احتمالا در یکی پلیس پلازا—و سپس دختر من به نام.

Yolka در نهایت پدید آمده در شش چهارده آخرین فرد منتشر خواهد شد. ما راه می رفت تا به شرق ایجاد کرد که در آن او قفل شده بود دوچرخه خود را. برروی آن بکشید در laceless صحبت—او فراموش کرده بود به ادعای او laces زمانی که او از زندان آزاد شد—او به من گفت در مورد چگونه او دستگیر شده بود با بهترین دوست او و بر خلاف دیگران پلیس تا به حال نشده است بیش از حد خشن, شاید “از آنجا که آنها را دیدم که چگونه کوچک ما هستند.” چگونگی دستگیری افسر ناپدید شد و چگونه به آنها گفته شد به نگرانی آنها می شود به زودی منتشر و در پاسخ به هر سوال به جز همین دلیل آنها با پوشیدن ماسک که افسران در پاسخ با خنده. چگونه دوست خود را که سیاه و سفید است, بارها و بارها گفت: در این دوره از پنج ساعت “من نیاز به یک تماس تلفنی من جزئی” و نادیده گرفته می شود. چگونه Yolka که سفید است در نهایت فریاد زد در افسران که او و دوستان او بودند دو نوجوان سن دختران که پدر و مادر تا به حال هیچ ایده که در آن آنها بود و چه کسی می تواند در معرض خطر پیاده روی در خارج اگر آنها در واقع “منتشر شد به زودی” و چگونه این در نهایت آنها را به تماس های تلفنی خود را. چگونه پس از تماس تلفنی ماموران در نهایت متوجه شدم که Yolka دوست جزئی بود و پس از آن دستگیری افسر گرفت و به دیگر حوزه (که در آن او منتشر شد به پدر و مادرش بازداشت) در حالی که Yolka باقی مانده در سلول خود به تنهایی و کشف کرد که او می تواند به خواب رفتن نشستن. چگونه او انجماد سرد در یک تی شرت و شلوارک و درخواست برای ژاکت خود را از کوله پشتی خود و نادیده گرفته شد. چگونه یک افسر نگه داشته و امیدوار کننده به دست دستمال مرطوب و هرگز. چگونه آن را در زمان حدود پنج ساعت به دریافت مواد غذایی یک ساندویچ از نان بیات و پنیر آمریکایی. چگونه آن را به نظر می رسید به او که هر کس در سلول بود حدودا از طریق سرگیجه و ناامیدی و هرگز می دانستم که آنچه در آن زمان بود.

Yolka دارای یک تاریخ دادگاه در ماه سپتامبر به اتهام خرابکاری ظاهرا برای نوشتن “black lives matter” در گچ روی پله های تالار شهر. من هجده سال کودک قدیمی که دارای آسم برگزار شد نزدیک به یازده ساعت در شرایط که نقض عمومی-بهداشت دستورالعمل به اتهام استفاده از گچ به عنوان ابزاری برای اعتراض. او می داند و من می دانم که این شوک من فقط به این دلیل ما در اینجا است.

چند دقیقه قبل از Yolka راه می رفت یکی از افراد هنوز هم حلق آویز کردن با زندان حمایت خود را خال خال دستگیری افسر پیاده روی در خارج از ساختمان.

“شما در یک زن و شوهر از ساعت بابی!” او فریاد زد ،

“دور دو در آن است ؟” افسر فریاد زد و برگشت.

“و سه و چهار و پانزده” بچه فریاد زد. “تا زمانی که میشم توقف کشتار مردم است.”

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>