آگهی سنگ فقط می خواهد به دوستان

Illustrated portrait of AdRock
تصویر توسط مایک ردی

آدم Horovitz متولد منهتن در سال 1966 مطرح شده و در آنجا توسط مادرش, هنرمند دوریس Keefe. پدرش نمایشنامه نویس Israel Horovitz سمت چپ خانواده در سال 1969. نیویورک در دهه هفتاد وحشی و بی قانون که مناسب یک فرد جوان در جستجوی یک قبیله. به عنوان یک نوجوان ، ager, Horovitz در نیویورک گروه پانک به نام جوان و بی فایده است. هیچ قابل تصور آینده در موسیقی برای او. این فقط یک راه برای عبور زمان بهانه ای برای آویزان کردن و ملاقات با مردم بودند که به همان چیزهایی که او بود. جوان و بی فایده خواهد اغلب بازی را نشان می دهد با دیگر گروه پانک به نام Beastie Boys که شامل در زمان Horovitz دوستان آدم Yauch مایکل الماس جان بری و کیت Schellenbach. در سال 1982 به عنوان Beastie Boys در حال حرکت بودند از پانک به هیپ-هاپ بری سمت چپ باند و Horovitz بود که شانزده جایگزین او. چند سال بعد آنها خواسته Schellenbach به ترک به عنوان آنها به دنبال در Horovitz کلمات جدید “رابطه جنسی خشن-رپ-مرد هویت.”

شاید آنها تکیه کمی بیش از حد به شدت به این هویت است. زمانی که Beastie Boys در حال حاضر مدیریت توسط پیشگام هیپ هاپ گرفتن svengali راسل سیمونز خود را منتشر début آلبوم “مجاز به بیمار” در سال 1986 آنها طراحی شده بودند به یک ضربه شگفتی. در آن زمان غیر قابل تصور بود که رپرهای ممکن است چیزی بیش از گذراندن مد زودگذر. و MCA (Yauch), Mike D (الماس) و Ad-سنگ (Horovitz) به عنوان آنها شناخته شده در سراسر مانند یک ابر هورمون های مردانه است که تا به حال فنر بازوها و پاها. آنها با تور بیست-پا بلند بادی آلت تناسلی مرد و به طور مداوم فرو برد و یکی دیگر در آبجو. آنها ای در مورد مهمانی و تعقیب دختران بیش از خود تولید ریک روبین هد زدن, سنگین, فلزی می تپد. شهرت خود را آنقدر داد و بیداد کن و شوم است که پارلمان بریتانیا در واقع بحث که آیا یا نه به آنها اجازه می دهد به کشور است.

در همان زمان آنها را از خود راضی به نظر می رسید و کمی طعنه آمیز ديپلمات خود را عمل می کنند. الماس Horovitz و Yauch را صرف بقیه از حرفه خود بدانند که آنها در واقع شدند. در سال 1989 منتشر شد “پل بوتیک” یک شاهکار سورئال نمونه-عصر هیپ هاپ. سه سال بعد آنها ساخته شده “بررسی سر خود” به همان اندازه فریبنده آلبوم است که در آن سابق پانک راک در اصل تدریس خود را به بازی موسیقی جاز. توسط اواسط دهه نود این گروه بود که پس از معروف آهنگ های مانند “دختران” و “مبارزه برای حق خود را به حزب” — و که به دقت اجتناب عنوان گذاری خود را début “نمی تواند یک بچه”—بود صحبت کردن در برابر تبعیض و سوء استفاده است. در سال 1996 آنها را سازماندهی افتتاحیه تبت آزادی کنسرت. آنها تاسف “بی احترامی به زنان” بود که شایع در خود آهنگ. به عنوان Horovitz بعد توضیح داد: “من می خواهم به جای یک منافق به شما از یک انسان زنده برای همیشه.”

چه جلب مردم به Beastie Boys شد این احساس این است که این تبدیل شد به یک بخش طبیعی از رشد. این گروه که تا به حال یک بار تجسم بی پروا از جوانان در حال حاضر تبدیل شدن به یک مدل برای پیری عمدا و متفکرانه. موسیقی خود را همیشه مالامال از آخرین اکتشافات, که آیا آن را فانک, دوبله, جاز الکترو یا گذاشته پشت پرنیان از L. A. در آتواتر ایجاد کرد. آنها جمع آوری شده جالب توجه مردم را به خود مدار و خود را به آنها خود سیستم عامل: گروه خواهد شروع یک برچسب رکورد, یک, مجله, یک برچسب لباس و تولید فیلم. عاشقانه از پسران بیستی نیست که فقط شما می تواند زندگی را با حلق آویز کردن با دوستان خود. این بود که شما می توانید اقامت با دوستان کسانی که برای مسافت های طولانی و رشد با هم.

در سال 2012 Yauch اغلب دیده می شود به عنوان گروه وجدان مرده پس از سه سال نبرد با سرطان است. او چهل و هفت. دو بازمانده عضو توافق کردند که به هرگز دوباره موسیقی را به عنوان پسران بیستی. در 2018, Horovitz و الماس منتشر شده “Beastie Boys کتاب” وسیع خاطرات با جوک چپ تبدیل و برش و چسباندن انرژی از بهترین آهنگ های خود را. سال بعد آنها انجام یک سری از دو مرد تئاتر را نشان می دهد اساسا آوردن کتاب به زندگی است. Spike Jonze که برای اولین بار ملاقات گروه در سال 1991 به کارگردانی آن را نشان می دهد و همچنین به عنوان “Beastie Boys داستان” که débuted در ماه آوریل در تلویزیون اپل+.

مستند تساوی در Horovitz و الماس را نشان می دهد در بروکلین Kings تئاتر; یکی از آن ترین حرکت لحظات می آید زمانی که Horovitz به یاد می آورد چه معلوم شود خود را در عملکرد نهایی با یکدیگر به عنوان یک گروه در سال 2009 درست قبل از Yauch را تشخیص. این یک لحظه نادر از انتظاری از کسی که نگهداری نسبتا پایین مشخصات خود را ارسال-Beastie Boys زندگی است. Horovitz و همسرش, هنرمند و نوازنده کاتلین هانا در حال حاضر تقسیم وقت خود را بین نیویورک و کالیفرنیا. به تازگی من به Horovitz بیش از زوم به عنوان او دودی سیگار در حیاط پشت در پاسادنا. با وجود اینکه هرگز ملاقات من او را سرگرم کننده از کوتاه کردن مو من تا به حال سعی کردم به خودم. مکالمه ما ویرایش شده و تغلیظ شده.

من اعتقاد دارم که من قرارداد موظف به بپرسید که چگونه خود را قرنطینه شده است.

شما می دانید ناجور. من و ام مسطح منحنی کمی از عجایب-اما آن را هنوز هم وجود دارد.

تو در جنوب کالیفرنیا در حال حاضر. اما شما اول نقل مکان کرد وجود دارد فقط پس از “مجاز به بیمار” در اواخر دهه هشتاد. پس از در حال رشد در منهتن وجود دارد یک حس شوک فرهنگی هنگامی که شما را لمس ،

L. A. هنگامی که ما در اینجا به نظر می رسید بسیار L. A. آن به نظر می رسید بسیار “کریستال” شما می دانید منظورم چیست ؟ فوق العاده هالیوود چیز. و این که خنده دار بود. که گه خنده دار بود چون این چیزی است که زندگی ما بود. برادر من هنوز هم از من میپرسد: زمانی که من به او صحبت, “شما می دانید بنابراین آنچه که در خود را با کریستال? آیا شما خود را شروع کمبوچا مزرعه یا هر چیزی است؟” گفتم: “شخص آن را دوست ندارم.” اگر چه من فقط می گویند “شخص.”

وجود دارد هر بخشی از شما است که مشخص بودن کالیفرنیا دیگر از رانندگی یک ماشین ؟

هنگامی که ما در نوشتن “Beastie Boys کتاب” و فکر کردن در مورد L. A. و مسائل من به این نتیجه رسیدم که من مثل رودا مورگنسترن. رودا بود این شخصیت در “Mary Tyler Moore Show”—او نیویورکر بود که یک ماهی از آب زندگی در مینیاپولیس. زمانی که من در اینجا حلق آویز کردن, هنگامی که ما جوان بودند من همیشه احساس می کردم ، مثل من نیویورکر. در واقع, من حدس می زنم من بود نوع ، زمان های مورد علاقه من در نیویورک است که فصل تابستان ‘علت آن را داغ آن را مهم و ناخالص و همه فقط به نظر می رسد خیلی افتضاح است. من آن را دوست دارم.

بنابراین من واقعا احساس در صلح و یا در خانه در اینجا. اما این لعنتی خوب است. من نمی دانم چه چیز دیگری می گویند. من می توانم یک نبرد با خودم. سپس آن را مانند شما می دانید آن را به هشتاد و چهار درجه امروز.

آیا شما برداشت تا هر قرنطینه گردد ؛

ما دستور لازانیا از این واقعا خوب ایتالیایی گیرد. من متوجه شدم من وحشتناک طبخ. واقعا بد است.

چیزی که “Beastie Boys داستان” قطاری است که این میل زمانی که شما جوان هستید به سرد است. برای بسیاری از طرفداران این گروه آمد به تجسم آنچه در آن به معنای سرد—چه به گوش دادن به آنچه به پوشیدن چگونه عمل می کنند. آنچه در آن به نمایندگی از که ؟ چه چیزی شما را جذب به سمت برخی از افراد و نه دیگران ؟

هنگامی که شما در حال شانزده شما فکر می کنم شما جالبترین فرد در جهان و در همان زمان شما در حال فکر کردن هستید squarest فرد در جهان است. شما فقط می خواهید به سرد ، هنگامی که شما فکر می کنید در زمانی که شما یک نوجوان-ager وجود این همه گریزان چیزهای که شما می خواهم. من به یاد داشته باشید وجود دارد یک مرد استفاده می شود که به اجاره یک اتاق از من و مادر من و او بود و در دهه بیست سالگی خود را و او خیلی سرد. او در انگلیسی. او در یک باشگاه. او را مست. او دودی سیگار. او به موسیقی است. بنابراین او جالبترین. من نمی دانم. ما واقعا خوش شانس به اطراف فوق العاده سرد مردم در نیویورک در اوایل دهه هشتاد.

شما متوجه باشید در آن زمان چگونه منحصر به فرد آن—خود را تربیت چه چیزی شما قرار گرفتند ؟

هنگامی که شما یک نوجوان-ager هر آنچه که اتفاق می افتد در زندگی خود و یا هر آنچه که خوب یا بد که طبیعی است. من تا به حال یک بار از دوران کودکی و عادی بود. شما نمی فکر می کنم در مورد بزرگتر-تصویر چیزهای زمانی که شما یک بچه.

چگونه در مورد زمانی که شما رفت و در اولین تور بزرگ و دیدم چه زندگی بود و در جای دیگر?

آن را به نظر می رسید مانند شما می دانید امریکا. مثل ما به سمت چپ نیویورک—که قابل توجه است. که ما تا به حال ترک شهرستان. ما می خواهم شما می دانید بدون جرم به هر کجا که اما ما در دالاس و ما مثل ایست این است که نه شهر نیویورک است. هر چیز دیگری به نظر می رسید عجیب و کوچک-شهر شما می دانید ؟

در امتداد آن خطوط. زمانی که شما جوان هستید و ایجاد اغلب شما لازم نیست که زمان و یا تمایل به فکر کردن در مورد گذشته و یا آینده است. شما فقط در حال حاضر. من خوانده ام که چیزهایی مانند بیتلز و یا “Seinfeld” که شما فقط کشف بعد مدت ها پس از این واقعیت است.

شما معنی چیزهایی است که من اجازه داده بود که من در حال حاضر بود ؟ چون نکته این است که گروه ما و آدم و مایک و ما گروهی از دوستان ما اجازه نداشتند به مانند هیپی موسیقی. ما اجازه نداشتند به مانند موسیقی راک است. ما پانک و آن شد. ریک روبین بازی ما خاص و موسیقی بود “اما این است که چرا من آن را دوست دارم.” که جالب بود. من نمی دانم. من نمی خواهم زیاد (می خندد). اگر شما در حال تلاش برای دریافت فقط من می گویند چیزی در مورد لیکرز, i’m not gonna.

شما می توانید به من بگویید آنچه در آن بود به دیدار ریک روبین بازگشت پس از آن ؟ هر زمان که من شنیدن داستان من نمی توانم بگویم اگر او جالبترین فرد همیشه یا فقط این واقعا جذب نپرداخته است.

برای یک, او کمی بزرگتر که شد نیمه سرد است. او فقط یکی از این افرادی که به شما اجازه می دانم که بود, اوه من واقعا خنک و واقعا هوشمند و به نظر من واقعی است درست به نظر. و هنگامی که شما یک بچه هستید, مانند, آه, O. K.. اما با نگاهی به گذشته او فقط . . . او جالب است. شما می خواهید به این باور چیزهایی که زمانی که شما یک بچه می دانید ؟ شما می خواهید به این باور همه چیز است.

حتی اگر “Licensed to Ill” بود که نقطه عطف بزرگی در نظر مردم اولین جلسه گروه اغلب آن را برای تلفن های موبایل مانند Def Jam سال شد و کمی پس از سانحه.

تجربه یادگیری است که برای مطمئن.

چه آموختید ؟

نکته اصلی این بود که من آدم و مایک بودند دوستان که گروه ما آغاز شده به عنوان دوستان بود و مهم تر از کسب و کار ، اگر ما قرار بود به شکستن ما بودند رفتن به شکستن و هنوز هم دوستان است. منظورم این است که درس مهم است.

پس از Def Jam, شما شروع به کار با جان سیلوا که هنوز شما امروز. یکی از چیزهایی است که تساوی مردم به Beastie Boys این معنا است که شما مثل این صمیمی باند—باند اما پس از آن نیز مردم در اطراف شما. شما می توانید بحث در مورد آنچه در آن به معنی به عنوان یک هنرمند به یک مدیر خوب?

جالب است چرا که در هر زمان شما می بینید کسانی که جایزه نشان می دهد و مسائل و مردم مانند “من برای تشکر از مدیر, تیم من,” blah, blah, blah—من همیشه فکر می کردم که که گه شاخی بود. درست است ؟ اما این مرد است که دوست من و ما نیست دوستان برای یک مدت طولانی. او مدیرشما می دانید منظورم چیست ؟ سال پیش ما رفت و در تعطیلات به هاوایی و من دیدم سیلوا در یک پارکینگ. و من گرفتار چشم او و او به سرعت برش در سمت چپ و فقط سعی در فرار از من. من گفتم: “آن را اداره می کنند ، . . اما من یه جورایی دوست دارم که. این واقعا خوب است. او در تعطیلات است. او نمی نیاز به مقابله با من.”

ما او را شناخته و با او کار می کرد برای سی سال در حال حاضر. آنها با انجام کار واقعی. Yauch می خواستم برای انجام این رایگان تبت کنسرت. او نمی داند که چگونه به در واقع قرار دادن در یک کنسرت. آیا شما می دانید منظورم چیست ؟ [سیلوا] به ما کمک کرد نه شاخی بود.

مثل شما گفت, در هسته Beastie Boys این مدل دوستی—شما آدم و مایک مردم در اطراف شما. آن را زیبا به گوش شما بحث در مورد چگونه دوستی چیزی است که جان سالم به در برد Def Jam. من کنجکاو در مورد چگونه شما بچه ها به کار گرفته می اختلافات.

خوب مایک و من در مورد آن صحبت کردیم یک دسته زیرا ما هر دو جوانترین از سه خواهر و برادر. Yauch تنها فرزند بود, بنابراین من و مایک همیشه فقط مانند “O. K.” خوشبختانه Yauch بود لعنتی ایده های فوق العاده و او نود و هشت درصد حق همیشه. و پدر و مادر مناسب است ؟ Yauch پدر و مادر که پدر و مادر آنها واقعا حمایت و به آنها کمک کرد تا او را به انجام همه نوع از چیزهایی که به عنوان یک بچه. بنابراین او تا به حال یک حس این چیزی است که ما انجام می دهیم اما نه در هر منفی خوشگل خودخواه و یا تحت عنوان راه است. و مایک و من هنگامی که شما مسن خواهر و برادر شما مثل “نه من نمی خواهم به . . . O. K. O. K.” شما هرگز نمی توانید خوب صندلی در ماشین. شما را مجبور به نشستن در پشت در گاییدن تنه و یا هر آنچه در آن است و شما مانند O. K.

من آدم و مایک با هم تمام وقت. ما ثبت شده و هر روز. بابت هر روز. که ما نبودند هم که وجود دارد می شکند پس از تور و مسائل ما هنوز هم از دیدن هر یک از دیگر. ما را از بحث ما خواهد نوسان توسط آدم ، که . . . که به من صحبت می کند. آیا شما می دانید منظورم چیست ؟ این است که چیزی را نگه دارید. من آنها را دوست دارم و آنها دوستان من و آن را معنی دار به مانند حلق آویز کردن با همکاران خود را هنگامی که شما لازم نیست که.

شما همیشه به نظر می رسید واقعا در سهولت با خودتان و با رشد ، شما می توانید با دقت زمانی که شما شروع به احساس این راه احساس راحتی در خارج از حلقه ؟

زمانی که ما به اینجا آمدیم [به لس آنجلس در اواخر دهه هشتاد] ما تا به حال پول است. آیا شما می دانید منظورم چیست ؟ ما نمی آیند در اینجا تلاش برای پیدا کردن کنسرتهایی. من واقعا خوش شانس بودم. من می تواند زندگی می کنند در یک هتل. آن را فقط متفاوت است. شرایط خود را مانند راه شما ببینید همه چیز آن متفاوت است. وقتی که من بچه آرمان من بود که تنقلات—قادر به هر تنقلات من می خواستم. این چیزی است که من در خانه بود. دوست من نیل و من صحبت در مورد موفقیت مانند آنچه موفقیت واقعا است. و من گفتم: “اگر شما یک واشر/خشک کن در آپارتمان خود شما لعنتی هم بزرگ است.” و چون ما هر دو واقعا دوست بسکتبال گفت: “من احساس می کنم زمانی که من یک مربی شخصی به فقط کشش من هر جا که من هستم که زمانی که من آن را ساخته ام.”

اما در حال حاضر آن را خیلی دیر شده برای هر چیز دیگری. شما دارید مردم به شما گفتن شما سرد تمام وقت. چه هستم من قرار است انجام دهید ؟ آن را مانند پیتر Schjeldahl گفت: شما می دانید, شما می توانید, توجه, برای, چیزی, بنابراین شما فقط نگه داشتن انجام است ، مگر اینکه مردم در حال تماس با شما یک لعنتی scumbag و پس از آن من نمی دانم شما هم در آغوش که یا شما از شکل چه باید بکنید در مورد آن. چه چیز دیگری من خواهد بود ؟ من خوب هستم. من آرزو می کنم من تا به حال بهتر است ، من آرزو می کنم من کمی بلندتر است. من هرگز فکر نمی کردم من می خواهم یک ماشین. من یک ماشین.

تماشای این مستند را به من یادآوری شد که چگونه شما بچه ها همیشه جالب ، من فکر می کنم وجود دارد که هفت یا هشت باور نکردنی پیراهن در “عبور از میکروفن” تصویری به تنهایی. مراحل همیشه احساس آلی است. آیا شما هنوز هم باید تمام لباس پوشا حرفه ای شما ؟

من فکر می کنم هر کس که در آن شما را به یک عکس قدیمی و شما مانند “اوه, چه کنم با که تی شرت ؟ من خیلی خوشحالم که با پیراهن!” من در واقع یک مقدار زیادی از لباس هایی که پوشیده بودم و پس از آن — اگر آن را راحت و متناسب با آن و آن را پر از سوراخ مشکل چیه ؟ مردم به نظر می رسد به من برخی از غم و اندوه در مورد آن. بهترین دوست من نادیا با من تماس یک پیاده روی توده ای از لباس های شسته شده کثیف.

هنگامی که شما مشغول به کار بودند در “Beasties پسران کتاب” من به عنوان خوانده شده که شما واقعا لذت می برد که در نوع خود حفاری نوشتن در مورد خودتان.

ظاهرا چیزی که در مورد سنگسار زیادی آن باعث می شود شما بحث زیادی است. گاهی اوقات من به همان داستان دوباره و دوباره. پس از آن آمد طبیعی فقط به آنها را بنویسید. آن را سرگرم کننده بود برای من. من هرگز واقعا آن را انجام داده و در واقع من آن را دوست داشت. من شبیه به نیمی از یک کتاب نوشتم در مورد یک بچه در مینیاپولیس. من نمی دانم چه چیزی برای انجام با آن. شاید من پایان آن یک روز است.

از خارج از چشم انداز به نظر می رسد به عنوان اگر شما تا به حال غیر منتظره ای شدید در چند سال گذشته بین Yauch عبور و همسر خود را که مبتلا به بیماری لایم. شما باید به تصویب هر یک از روش های جدید مقابله یا تفکر که خودم حس به یک جوان Ad-سنگ ؟

من فقط سعی می کنید به ماندن ،

بودن سنگسار آمده است چند بار. آیا شما به یاد داشته باشید اولین بار خود را?

من به یاد داشته باشید اولین بار من در مشکل برای آن است. این بود که در کلاس چهارم در شهر نیویورک و دوست من جاش مادر بوی ما گلدان سیگار کشیدن. او دچار مشکل شدم و او به نام من با مامان, blah, blah, blah. اما آن را به من به گلدان بنابراین من نمی کنید. او به من داد برخی از کلمات حکمت: اگر هر پدر و مادر یا مدرسه تماس های خود را, سپس آن را یک مشکل است. اگر من موفق به مدرسه یا والدین دیگر او را پس از آن همه چیز در حال O. K. من فکر می کنم که عاقلانه بود.

شما صرف مقدار زیادی از زمان در طول چند سال گذشته صحبت کردن در مورد Yauch. آیا شما تا به حال به خودتان پیدا کنید در صحبت کردن به او را ؟

او بیش از حد شلوغ است. چه هستم من میخوام گویند ؟ از آن من نیست چیزی. مانند من صحبت نمی به مادرم یا هر چیز دیگری. [Horovitz مادر گذشت زمانی که او در دوران نوجوانی او.]

شما اشاره کردید که چگونه زمانی که شما جوان هستید شما واقعا منعکس کننده آنچه شما فقط زندگی آن است. در حال حاضر که شما در خانه انجام دهید شما باید یک رابطه متفاوت به ایده دوستی ؟

شما می دانید, من هنوز هم بحث به مایک هر روز دیگر بر روی گوشی. بهترین دوست من است من همان بهترین دوست از دبیرستان. من صحبت کردن با برادر من در همه زمان ها. طولانی مدت دوستی مهم هستند. اما من نمی دانم در مورد کل مفهوم وفاداری. آن را عجیب و غریب. شما می توانید از یک دوست و سپس می توان آنها را یک احمق و شما مانند شما لازم نیست که به دوستان.

همانطور که شما مسن, امیدوارم شما پرداخت توجه به جزئیات. همه ما نقاط عطف در زندگی ما که در آن شما باید دوستان خود را انتخاب خانواده ، و شما متوجه این فرد است که وجود دارد بدون توجه به آنچه. و سپس این فرد آنها را نشان نمی دهد تا برای آن یا مانند آن را عجیب و غریب آنها نیست با من تماس بگیرید. شما می دانید منظورم چیست ؟ همانطور که شما مسن, شما می توانید تمرکز بر روی آنچه شما در مورد مراقبت از آنچه برای شما مهم است و چه چیزی مهم را به دوستان خود و چگونگی رفتار آنها با شما و اگر آنها وجود دارد برای شما. گه خیلی گیج کننده فقط به طور کلی آن را بسیار آسان به می گویند نگه داشتن دوستان واقعی خود را. اما من حدس می زنم هر فرد نیاز به تصمیم می گیرید چه چیزی یک دوست واقعی است. وقتی که بد گه اتفاق می افتد که نشان می دهد ، شما باید در ذهن نگه دارید که. شما لازم نیست به. من می خواهم به.

شما و مایک را ساخته اند روشن است که وجود خواهد داشت هیچ جدید Beastie Boys موسیقی بدون Yauch. شما اشاره در unreleased مسائل در vaults اما به نظر می رسد مانند آن. بین کتاب و فیلم مستند, آیا شما احساس می کنید مانند شما بدست قطعی داستان از گروه خود خارج وجود دارد ؟

من حدس می زنم. جالب است به خاطر نوشتن این کتاب من نمی خواهم به دریافت بیش از حد شخصی, ‘علت آن را در مورد گروه ما آن را در مورد من نیست. هنگامی که ما انجام این فیلم Spike Jonze نگه داشته بودن مانند “آیا شما احساس می کنید در مورد آن؟” او سعی میکرد به ما فشار به صحبت در مورد احساسات ما است. من که. اما, مثل, من نمی دانم. کتاب و فیلم نیست مثل این کل داستان است. شاید من ادامه نوشتن و صحبت کردن در مورد همه احمق گه که من انجام داده ام. تمام چیزی که خیلی عجیب و غریب. که من پنجاه و سه است گاییدن, عجیب و غریب است. من پول می تواند خرید هر آنچه که من می خواهم در سوپر مارکت. من بسیار خوش شانس است.

راست. که حس می کند با توجه به این که شما یک بار فکر کردم که ساخت آن را به معنی شما می توانید بسیاری از تنقلات.

مانند شین دوست من در دبیرستان. او لعنتی کوه Dews. او تا به حال بسیاری از تنقلات.

من که. من استفاده می شود به فکر می کنم که به عنوان یک فرد بالغ به این معنی است که من می توانم درایو به تاکو بل هر زمان که من می خواستم.

من میخوام به یک فریاد به تاکو Lita که من نقطه در حال حاضر. جالب است زمانی که من در خانه هستم در نیویورک, من همه چیز را می دانم. من هنوز هم در محله زندگی می کنند من در. به طوری که در پاسادنا من کشف گه که من واقعا دوست دارم. من یک دوست قدیمی راب از اینجا. من صحبت کردن به او در مورد “اوه خدای من من فقط به این محل رفت و فیلیپ را, شما می دانید, خانه, فرانسوی, شیب. این محل خیلی خوب است.” و او مانند “اوه آره من استفاده می شود برای رفتن وجود دارد به عنوان یک بچه.” من گفتم: “چرا شما لعنتی من را در اینجا که من زندگی در اینجا؟” او مانند “من واقعا فکر می کنم شما می خواهم که نوع از چیزی.” به من می دانم شما می دانید منظورم چیست ؟ Tacos. آنها نمی باید کسانی که در نیویورک زمانی که من در حال رشد بود.

tinyurlbitlyis.gdu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>