عزیز درمانگر: پدر من فوت کرد وجود یک بیماری همه گیر و من با غلبه بر غم و اندوه

بیانکا Bagnarelli

یادداشت سردبیر: هر دوشنبه لری Gottlieb پاسخ پرسش های خوانندگان در مورد مشکلات خود را بزرگ و کوچک است. یک سوال ؟ ایمیل خود را در [email protected]

عزیز درمانگر

من می دانم که همه در حال رفتن را از طریق از دست دادن در طول بیماری همه گیر کوروناویروس اما در میان این همه محبوب من درگذشت پدر دو هفته پیش و من در وضعیتی وخیم.

او در سال 85 و در درد از عوارض ناشی از نارسایی احتقانی قلب. پس از سال ها از روش های تهاجمی و مکرر بستری شدن در بیمارستان او تصمیم گرفت برای رفتن به آسایشگاه به خانه برای زندگی کردن بقیه عمر خود را احاطه شده توسط خانواده است. ما نمی دانیم که آیا این امر می تواند هفته ها یا ماه ها اما ما در انتظار مرگ او و آماده کرده بود و برای آن زمان منجر به آن. ما تا به حال به مکالمات ما خواستیم و بعد او درگذشت من وجود دارد به بوسه از گونه ها و پیشانی خود را به نگه داشتن دست خود را و خداحافظی. من در بالین او هنگامی که او در زمان خود آخرین نفس.

و در عین حال هیچ چیز آماده من برای این از دست دادن. شما می توانید به من کمک کند درک غم و اندوه من?

لری
لس آنجلس, کالیفرنیا.


خوانندگان عزیز

این هفته من تصمیم به ارسال خود من “عزیز درمانگر” نامه پس من پدر مرگ. به عنوان یک درمانگر من هیچ غریبه ای به غم و اندوه و من نوشته ام در مورد آن متنوع تظاهرات در این ستون چند بار.

حتی من می خواستم برای نوشتن در مورد غم و اندوه من در حال حاضر تجربه شخصا آنجا که من می دانم این چیزی است که همه را تحت تاثیر قرار. شما می توانید از طریق زندگی بدون تجربه از دست دادن. سوال این است که چگونه زندگی می کنیم با از دست دادن ؟

در ماه های قبل از پدرم فوت کرد من او را در یک نسخه از این سوال: چگونه می توانم زندگی بدون شما ؟ اگر این برای تلفن های موبایل عجیب و غریب—درخواست یک فرد شما را دوست دارم به شما راهنمایی در مورد چگونه به سرند مرگ—اجازه بدهید به ارائه برخی از زمینه.

پدرم فوق العاده, پدر, پدر شوهر و وفادار به بسیاری از. او تا به حال یک خشک حس شوخ طبعی دلچسب خنده بی حد و حصر محبت توانایی غیر طبیعی به تعمیر هر چیزی در اطراف خانه یک دانش عمیق از جهان (او من قبل از سیری وجود دارد Siri). عمدتا هر چند او برای او شناخته شده بود احساسی سخاوت. او مراقبت عمیقا در مورد دیگران; هنگام بازگشت به خانه مادرم بعد از دفن کردیم و با استقبال عظیم جعبه دستمال کاغذی در آستان او به سفارش پدر من روز قبل از درگذشت او به طوری که او نمی خواهد که به نگرانی در مورد بیرون رفتن در طول بیماری همه گیر.

بزرگترین عمل عاطفی سخاوت هر چند صحبت شد من از طریق غم و اندوه من. او گفت: بسیاری از چیز آرامش, در ماه های اخیر—چگونه من او را حمل درون من چه خاطرات من از او برای همیشه زنده خواهد چگونه او معتقد است که در انعطاف پذیری است. چند سال قبل از او تا به حال گرفته من گذشته پس از یکی از پسر من را بازی بسکتبال و گفت که او می خواهم فقط برای یک دوست, مراسم تشییع جنازه, گفت, دوست, بالغ, دختر, چگونه افتخار پدر او شده بود از او دل وقتی که او گفت: پدر هرگز گفت که به او.

“پس” پدر من گفت: در خارج از ورزشگاه “من می خواهم به مطمئن شوید که من به شما گفتم که چگونه به شما افتخار من است. من می خواهم به مطمئن شوید که شما می دانید.” این اولین بار ما می خواهم در حال گفتگو است و این معنای تلویحی روشن بود: من قصد دارم به مرگ هر چه زودتر به جای بعد. ما آنجا ایستاده بود دو نفر از ما بغل کردن و گریه به عنوان افرادی که در حال عبور از تلاش نمی کشد چرا که ما هر دو می دانستند که این آغاز از پدرم خداحافظی کردم.

اما از همه راه پدر من سعی کردم به آماده شدن من برای از دست دادن او چه کرده است با من می ماند بیشتر بود و زمانی که او صحبت کردن در مورد آنچه او آموخته هایی از خود را در مرگ پدر و مادر: که غم و اندوه غیر قابل اجتناب بود و من غمگین از دست دادن این برای همیشه لطفا برای.

“من نمی توانم این را کمتر دردناک برای شما,” او گفت: یک شب وقتی که من شروع به گریه بیش از این ایده هنوز هم تا نظری به من—از مرگ او. “اما زمانی که شما احساس درد به یاد داشته باشید که آن را از یک محل از دوست داشتن و عاشق عمیق.” پس از آن تقریبا به عنوان یک چاره اندیشی موقت او افزود: “فراتر از آن—شما درمانگر. فکر می کنم در مورد چگونه به شما کمک کرده دیگر مردم با غم و اندوه خود را.”

بنابراین من است. پنج روز قبل از درگذشت او, من یک سرفه که من از خواب بیدار از خواب. من دیگر علائم COVID-19—تب و خستگی—اما هنوز هم من فکر کردم: من می خواهم بهتر نیست به نزدیک پدر. من با صحبت او هر روز به جز شنبه هنگامی که زمان رو از من دور. من به نام روز بعد—روز هنگامی که به طور ناگهانی او به سختی می تواند صحبت و همه ما می گویند که “من شما را دوست دارم” به هر یک از دیگر قبل از او از دست داده آگاهی. او گفت: هرگز یک کلمه دیگر; خانواده ما نشسته شب زنده داری تا زمانی که او درگذشت بعد از ظهر.

بعد از آن من بود و موجب ویرانی با گناه. در حالی که من می خواهم به خودم گفتم که من تا به حال دیده می شود او را در روز گذشته به دلیل سرفه و که من تا به حال به نام روز شنبه به دلیل تحولات گرفتن منابع برای مستند شاید من نبود و نیست تماس بگیرید چون من در انکار—من نمی توانستم تحمل ایده او در حال مرگ بود, بنابراین من در بر داشت یک راه برای اجتناب از مقابله با آن است.

به زودی این شد تمام من در مورد چگونه من آرزو من می خواهم بیش از رفته با سرفه و ماسک; چگونه من آرزو من می خواهم به نام روز شنبه زمانی که او هنوز هم قانع کننده—تا زمانی که من به یاد چیزی است که من نوشت: در این ستون به یک زن که احساس گناه در مورد راه او تا به حال تحت درمان با مرگ شوهر خود را در هفته گذشته است. “یکی از راه های مقابله با غم و اندوه شدید است که به تمرکز درد در جای دیگر” نوشته بودم ، “ممکن است آن را آسان تر برای منحرف کردن اذهان خود را از درد از دست رفته خود را با تبدیل درد به سمت داخل و ضرب و شتم خود را بیش از آنچه شما انجام و یا انجام نمی, برای او.”

مانند پدر من بود و رنج می برد برای یک مدت زمان طولانی و مانند او من احساس من تا به حال شکست خورده او را در روز نهایی خود را.

من به او نوشت:

غم و اندوه آغاز می کند که در روز یک فرد می میرد. ما تجربه از دست دادن در حالی که فرد زنده است و از آنجا که ما انرژی متمرکز شده است انتصاب دکتر و آزمایش و درمان—و چون فرد هنوز در اینجا—ما نه ممکن است آگاه باشید که ما در حال حاضر شروع عزادار از دست دادن کسی که دوست داریم … پس چه اتفاقی می افتد به آنها احساس درماندگی و غم و اندوه و ترس و یا خشم? این غیر معمول است برای افراد مبتلا به یک بیماری علاج شریک به فشار شریک زندگی خود را به دور به منظور محافظت از خود را از درد از دست دادن آنها در حال حاضر تجربه و بزرگتر یکی از آنها در مورد برای تحمل و قدرت. آنها ممکن است انتخاب دعوا با شریک زندگی خود را. آنها ممکن است جلوگیری از شریک زندگی خود را و شلوغ خود را با منافع دیگر یا مردم. آنها ممکن است به عنوان مفید به عنوان آنها تا به حال تصور آنها خواهد بود نه تنها به خاطر خستگی که در مجموعه در این شرایط اما همچنین به دلیل خشم: چگونه جرات به شما من خیلی دوست دارم حتی در درد و رنج خود را و سپس مرا.

یکی دیگر از “عزیز درمانگر” نامه ای به ذهنم رسید این هفته, این یکی از یک مرد عزادار از دست دادن همسر خود را از سال 47. او می خواست به دانستن چه مدت این خواهد رفت. من پاسخ داد:

بسیاری از مردم نمی دانند که الیزابت Kübler-راس شناخته شده مراحل عزادار انکار و خشم و چانه زنی افسردگی و پذیرش شدند تصور در زمینه علاج بیماران آمدن به شرایط با خود مرگ و میر. این یک چیز را به “پذیرش” پایان زندگی خود را. اما برای کسانی که در حفظ زندگی ایده که آنها باید به “پذیرش” ممکن است آنها را بدتر می کند (“من باید گذشته از این در حال حاضر”; “من نمی دانم که چرا من هنوز گریه در زمان های تصادفی در تمام این سال بعد”). غم روانشناس ویلیام Worden به نظر می رسد در هایی در این جایگزینی “مراحل” با “وظایف” عزاداری. در چهارم از وظایف هدف این است که برای ادغام از دست دادن به زندگی ما و ایجاد یک اتصال مداوم با کسی که فوت کرد—در حالی که همچنین پیدا کردن یک راه برای ادامه زندگی.

درست مثل پدر من پیشنهاد این ستون ها کمک کرده است. و به طوری که خود من درمانگر شخص من به نام وندل در اخیر کتاب, شاید شما باید به کسی صحبت کنید. او با من نشسته (از coronavirus امن فاصله البته) به عنوان من سعی کردم برای به حداقل رساندن غم و اندوه من—نگاهی به تمام این افراد نسبتا جوان در حال مرگ از coronavirus هنگامی که پدر من رو به زندگی می کنند به 85; نگاهی به تمام افرادی که نیست به اندازه کافی خوش شانس به یک پدر مثل من—و او به من یادآوری است که من همیشه به دیگران بگویید که هیچ سلسله مراتب از درد درد درد است و نه یک مسابقه.

و بنابراین من متوقف عذرخواهی برای من درد و مشترک آن با Wendell. من به او گفتم چگونه بعد از پدرم فوت کرد و ما در انتظار بودند برای بدن خود را به بود گرفته شده به سردخانه من را بوسید پدرم گونه که دانستن آن خواهد بود آخرین باری که من هرگز او را ببوسد و من متوجه چگونه نرم و گرم خود را گونه ها هنوز هم بود و من سعی کردم به یاد داشته باشید آنچه که او احساس می کردم زیرا من می دانستم که من هرگز احساس پدر من پوست دوباره. به من گفت: Wendell چگونه من خیره در چهره پدر و سعی در حفظ هر جزئیات دانستن آن خواهد بود آخرین باری که من همیشه می خواهم دیدن چهره من نگاه می خواهم در تمام زندگی من. من به او گفتم چگونه سوخته من با این بدنی که نشانگر jolted من از انکار و این خداحافظی تا به طرز وحشیانه ای واقعی—دیدن پدر من مرده بودن بدن پیچیده شده در یک جدول و قرار داده شده در یک ون (که در آن شما گرفتن من پدر ؟ من در سکوت فریاد زد) حمل تابوت به نعش کش, پارو خاک به سر قبر او به تماشای شیوا شمع ذوب به مدت هفت روز تا شعله بود jarringly رفته است. بیشتر من گریه کردم و گلویی راه من بیماران انجام زمانی که آنها در تلاطم غم و اندوه.

پس از ترک Wendell دفتر من گریه کرد و هم خندید. من احساس درد و شادی; من احساس بی حس و زنده است. من دارم میرم از دست آهنگ های روز و با هدف کمک به مردم از طریق ما جهانی همه گیر. من را در آغوش کشید و من نیز وضعیتی وخیم از دست دادن پدر بزرگ خود را تنگ تر از حد معمول و به او اجازه دهید به اشتراک گذاشتن درد خود را با من. من صرف چند روز FaceTiming با دوستان و خانواده و روز دیگر انتخاب نمی کنند.

اما چیزی که به من کمک کرده ترین چیزی است که پدر من برای من و همچنین آنچه Wendell را برای من انجام داد. آنها نمی تواند به دور از درد اما آنها با من نشسته در از دست دادن من در راه است که گفت: من شما را من می شنوم شما هستم با شما. این همان چیزی است که ما باید در غم و آنچه ما می توانیم برای یک دیگر—در حال حاضر بیشتر از همیشه.


عزیز درمانگر است که فقط برای مقاصد اطلاعاتی تلقی نمی شود توصیه های پزشکی, است و نه یک جایگزین برای مشاوره پزشکی حرفه ای و تشخیص و یا درمان. همیشه به دنبال مشاوره از پزشک خود روان-بهداشت حرفه ای و یا دیگر واجد شرایط بهداشتی و با هر گونه سوال شما ممکن است در مورد یک وضعیت پزشکی است. با ارسال یک نامه شما موافقت خود اجازه دهید به اقیانوس اطلس استفاده از آن—در بخشی از یا به طور کامل—و ما ممکن است آن را ویرایش کنید برای ظهر و/یا وضوح.

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به [email protected]

tinyurlis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>