Fran Lebowitz هرگز ترک نیویورک

An illustrated portrait of Fran Leibowitz
تصویر سازی چوپان Cushman

Fran Lebowitz قدیس حامی ماندن در خانه و انجام هیچ چیز نیست. او معروف مخالف به کار و معروف مقاوم به تکنولوژی; او بدون تلفن همراه و یا کامپیوتر. او به نیویورک نقل مکان از موریستاون نیوجرسی در اطراف 1970 لحظه او از نظر قانونی قادر به انجام این کار شد و یکی از نیویورک متمایز ترین شخصیت با او مبارز grouchiness او ارادت به سیگار او علامت تجاری گروه چکمه های کابوی و سفارشی ساخته شده و Anderson & Sheppard کت و شلوار کت و مروارید خاکستری 1979 جستجوگر خودرو. به زودی پس از ورود او صحبت راه خود را به یک کار نوشتن برای اندی وارهول را مصاحبهو نافذ تفسیر در شهرستان زندگی می کنند جمع آوری شده در دو جلد “شهر زندگی” (1978) و “مطالعات اجتماعی” (1981). او شده است یک مدل از بهره وری است. اما او را بدنام بلوک نویسنده—و یا به عنوان او آن را “نویسنده محاصره”—متوقف نشده او از تفسیر. او یک نظر در مورد همه چیز و سر در گم اگر او قصد ندارم به شما بگویم آنچه در آن است.

با تشکر از COVID-19, بسیاری از ما در حال حاضر به دام افتاده در خانه اگر نه تقریبا به زیبایی. پس چه بینش می کند Lebowitz را در هنر از عدم فعالیت? و چه او پیش بینی برای شهرستان است که در حال حاضر یک کانون بیماری همه گیر شهر است که او همه اما زنجیر خود را به پنج دهه? من رسیده Lebowitz توسط تلفن—او در یک خط زمین به طور طبیعی در آپارتمان او که در آن او شده است با خیال راحت منزوی جز گاه به گاه راه رفتن. “برای حداقل بیست سال خواب بوده از زمان وجود نداشت گردشگران در میدان تایمز,” او گفت: glumly. “در حال حاضر وجود دارد هیچ گردشگران در میدان تایمز, اما, البته, وجود دارد هیچ کس در میدان تایمز.” او صحبت می کرد از اتاق نشیمن خود را که شامل بسیاری از او مجموعه ای از یازده هزار جلد کتاب و همچنین به عنوان یک گوستاو Stickley میز قهوه (“خریداری شده در طول یک دوره فراوانی مانند چهل سال پیش”) نقاشی پدرش ساخته شده و یک استرلینگ-نقره ای سیگار جعبه به او داده شده توسط جان اوهارا دختر. مکالمه ما ویرایش شده و تغلیظ شده.

چگونه آیا شما شده است به صرف وقت خود را در انزوا?

آن بستگی دارد چقدر شما شمارش زمان شما صرف sulking. اجازه بدهید من آن را این راه: هنگامی که آنها به کامپایل یک لیست از قهرمانان این دوران من نمی خواهد بر روی آن. بیشتر من شده است خواندن. همچنین در نظر گرفتن تماس های تلفنی از افرادی که برای ده سال گذشته به من گفت که آنها نفرت به صحبت کردن در تلفن. و من زمان زیادی را صرف فکر کردن در مورد چگونه به فکر می کنم این به دلیل آن است که بسیار شگفت انگیز چیزی که به سن و سال من—من شصت و نه—و به چیزی اتفاق می افتد که نمی یاد شما را از هر چیز دیگری است.

آن شما را مجبور به فکر کردن در مورد در حال رشد بودن در بالاتر از خطر ،

من دود بنابراین اساسا هر کس من شناخته شده برای چهل سال گذشته فکر می کند من در یک دسته پر خطر. نگاه مسن تر از شما هستند و کمتر سالم شما هستند. اگر شما درخواست من اگر آن ساخته شده است من افسرده تر از آن نیست. من نمی دانم که آیا آن را بد یا خوب چیزی است.

یک چیزی که من کاملا متوجه شدم در مورد خودم و که باید درست همانطور که شما مسن: این که شما می خواهید برای مردن اما شما کمتر به زندگی متصل. شما کمتر دست پاچه. من خیلی دست پاچه این و من دوستان چه کسانی هستند. آنها در یک حالت ترس و وحشت است. اما من امیدوارم که من اصلا این را دریافت کنید. من امیدوارم که من هیچ چیز نیست. من یک افسرده زمانی که جوان بودم و آن را یکی از بزرگترین ضایعات از زمان به خیالی که تو بیست و پنج. این فقط احمقانه است.

قبل از این که چگونه شما در مورد میکروب? شما یک دست واشر ؟

به خوبی به عنوان یک دوست از من گفت قبل از او فرار به مونتانا “که شستن دست او را نود و پنج بار در روز به جز Fran?” من همیشه شسته دست من می گویند حداقل صد بار در روز. من نمی خواهد به اشتراک گذاری مواد غذایی است. اگر شما به یک رستوران بروید با یک دسته از افراد در دهه بیست سالگی خود را, آنها فقط سفارش یک دسته از مواد غذایی است. من نمی خواهد انجام این کار است. من همیشه اعلام می کند “من نمی به اشتراک گذاری مواد غذایی است.” هر کس فکر می کند این است که باور نکردنی خروج از مرکز اما واقعیت این است که اگر شما قرار خود را chopsticks در بشقاب بشقاب شما است.

من خیلی ترس از میکروب ها است که احتمالا به همین دلیل من بیمار نیست. گاهی اوقات بودن بیمار نیست فقط شانس است.

شما چه بوده است خواندن است ؟

در چند روز گذشته من به عنوان خوانده شده تام استوپارد جدید بازی. بسیار توصیه می شود. آن را به نام “Leopoldstadt.” من مطمئن هستم که من mispronounced آن آلمانی است که فقط یکی از میلیون ها نفر از زبان من صحبت نمی کنم. من خواندن بن Katchor کتاب “لبنی رستوران.” واقعا خوب است. اگر من شروع به خواندن یک کتاب و من آن را دوست ندارم من نمی آن را به پایان برساند بنابراین من در نظر نمی آن “خوانده شده است.” من در حال حاضر خواندن حروف کول پورتر.

شما کشیده شده است بیشتر به کتاب هایی که به شما, فرار, مقابل, می گویند یک کتاب در مورد 1918 پاندمی آنفلوانزا?

من همیشه به عنوان خوانده شده برای فرار. من قصد ندارم به جزئیات هر کتاب در این مورد. در واقع تا زمانی که جورج دبلیو بوش رئیس جمهور شد من همیشه به سختی خواندن یک کتاب غیرداستانی اما که من در عادت آن است. من به برخی از کتاب ها به انتظارنشسته بودند تا به عنوان خوانده شده و یکی از آنها به نام “Overground آهن است.” آن را در مورد آنفولانزا, اما آن را غیرداستانی. آن را توسط Candacy A. Taylor و آن را در مورد کتاب سبز. و من Cathleen Schine جدید کتاب “شما نبود” که من واقعا به دنبال به جلو به. این کتاب هستند من انتظار را به پایان برساند چرا که من انتظار می رود به مانند آنها.

شما با افتخار مخالف به تکنولوژی اما بسیاری از افرادی که در داخل گیر تبدیل شده اند بیشتر وابسته به آن است. این شکسته هر یک از خود مقاومت ؟

هیچ. در واقع پدر یکی از دوستانم به نام من صبح و گفت: “من می تواند به آی فون. من می توانم به شما توضیح می دهد که چگونه به استفاده از آن.” و من گفتم: “نه داشتن این همه چیز است نه یک حادثه.” من می دانم که آنها وجود داشته باشد. آن را مانند داشتن فرزندان: آن هیچ حادثه بود.

تنها چیزی که باعث می شود این قابل تحمل برای من رک و پوست کنده است که حداقل من به تنهایی. یک زن و شوهر از مردم از من دعوت کرد به خانه های خود در این کشور ها بیشتر از حد اسراف از معدن. برخی از آنها چیزی که من خیلی دوست دارم که یک آشپز پس من نمی دانم که چگونه به طبخ. و من فکر می کنم شما می دانید, Fran شما می تواند از بین برود و شما می تواند در یک مکان بسیار زیبا با یک کوک, اما پس از آن شما می خواهم به یک مهمان خوب. من بسیار به جای ماندن در اینجا و بد مهمان. و باور کن من به بد بودن مهمان.

شده اند وجود دارد بسیاری از گزارش های ثروتمند نیویورکی در حال فرار خود را به خانه دوم و یا اجاره مکان در Hamptons. آیا شما تا به حال فرار از شهر نیویورک?

هرگز. آن را حتی به من رخ می دهد. صبح روز 11 سپتامبر کسی به نام من و گفت: “ما در حال رفتن به کانکتیکات است. ما می تواند به شما انتخاب کنید تا. آیا شما می خواهید بروید؟” من فقط شوکه شده بود که هر کسی که می خواهید به ترک. من نمی روم. در واقع من احساس می کنم که من مانند تعیین شده نیویورکر. هر کس دیگری می توانید ترک. این است که فراتر از انده برای من برای دیدن این شهر در این راه.

از همه مردم خود منزوی در خانه های خود را, شما ممکن است یک استعداد ویژه ای برای آن را به عنوان کسی که معروف تنبل. چه چیزی تغییر کرده است برای شما ؟

نیاز به مواد غذایی در خانه. این چیزی است که من فقط نمی تواند ایستاده. من نفرت را به طبخ. من آن را فوق العاده خسته کننده است. تاریخ و زمان آخرین شب من پوست کندن یک خیار و من خشم. چرا من پوست کندن این خیار? چرا من در یک رستوران که در آن آنها می دانند که چگونه به پوست خیار و که در آن من آن را انجام? بنابراین غذا خوردن در خانه من پیدا کردن وحشتناک. من بسیاری از دوستان که عشق به طبخ و هر بار یکی از آنها با من تماس من می گویند “در حال تماس با شما برای دعوت از من برای صرف شام؟”

من به عنوان خوانده شده که شما لازم نیست یک مایکروویو تا زمانی که شما نقل مکان به آپارتمان جدید خود را. آیا شما از آن استفاده نشده است ؟

من تا به حال آن را قطع و یا هر چیز دیگری. همین دلیل است که شده است وجود دارد هیچ غذای داغ در اینجا. من اهمیتی نمی دهند در مورد این چیزها. من در مورد مراقبت از غذا خوردن. یکی از نقاط از زندگی در نیویورک است که در آن است—آن بود—پر از رستوران ها. و من مطمئن هستم که بسیاری از این رستوران ها هرگز بازگشایی شده است. وجود دارد برخی از علاقه من هستم و این چیزی است که من هستم نگران است. من آرزو می کنم که زمانی که آنها در حال ساخت در این لیست از خدمات ضروری آنها به من اجازه دهید آنها را.

چه آیا شما در لیست هستید ؟

کتابفروشی ها. من فکر می کنم آنها ضروری است. آن را به عنوان هر چند متاسفانه کتابفروشی ها شد mobbed با مردم است. آنها می تواند آنها را به باز کردن و اجازه دهید فقط دو نفر در یک زمان. از سوی دیگر من لمس هر کتاب در یک کتابفروشی به طوری که ممکن است بهترین چیز است.

چه شهری زندگی معنی و بدون توانایی ما برای رفتن به فضاهای عمومی? می کند و حتی آن را احساس می کنم مثل یک شهر دیگر به شما ؟

هیچ. پس از 11 سپتامبر من در خیابان بیست و چهار ساعت یک روز و من پرچ شده بود با چیزهایی که من دیدم. من صحبت کردن در مورد پایین بودن توسط مرکز تجارت جهانی; در سراسر شهر وجود دارد مسائل شما هرگز تصور دیدن. اما در حال حاضر آن را فقط غمگین. از یک طرف شما مبارک شما لازم نیست که یک میلیون نفر کوبیدن به شما در حالی که آنها به دنبال در تلفن های خود را. از سوی دیگر, آن را مانند یک چمن زار بدون خوب ویژگی های یک علفزار. مراتع—نه چیز های مورد علاقه من. وجود دارد هیچ رستوران در یک علفزار. اما گل وجود دارد, وجود دارد درختان. این مثل این است که یک چمن زار با درختان.

یک چیز است که رفتن در اطراف این ایده که شکسپیر نوشت: “شاه لیر” در حالی که او تحت قرنطینه برای طاعون به عنوان یک راه الهام بخش مردم را به استفاده از زمان خود مولد. به شما احساس هر که فشار ؟

دیگر مردم را به تلاش قرار داده است که فشار بر من. برای مثال من در حال حاضر خوانده و شنیده ام این چیزی که در مورد شکسپیر پنجاه بار. من شنیده ام آن را از نویسندگان و من تا به حال به اشاره به آنها گفت شما نمی شکسپیر.” من بسیار تنبل و شما ممکن است فکر می کنم آن است که بسیار خوب برای افراد تنبل. اما آن را اجرا و اگر یک چیز وجود دارد من همیشه متنفر بودم از آن گفت چه باید بکنید.

حتی چیزهایی که من می خواستم هرگز به انجام زمانی که آنها بسته Metropolitan Opera, که من هرگز به رفتن فکر کردم چه ؟ چه می شود اگر من می خواستم برای رفتن به اپرا? من در واقع نمی کنند این است که به طور جدی تا زمانی که بسته کارنگی هال. من شوکه شده بود چون سالن کارنگی بوده است, باز, برای, بود, بیش از یک صد سال است. این یک چیز است که اگر آنها چیزی شد که شش ماه پیش.

چگونه می توانم به شما دیدن شهر نیویورک تبدیل شده در طرف دیگر از این ؟ شما ذکر رستوران, اما, نیز وجود دارد هنر: گالری تئاتر شرکت.

این بستگی دارد که منظور شما چیست. این بزرگ نیویورک گالری های هنری آنها بسیار غنی است. من نگران هستم که آنها در حال رفتن به دید و اگر نه پس چه ؟ وجود خواهد داشت و گالری های هنری. وجود ندارد بسیاری از آنهایی که کوچک دیگر که باعث شد مسری نامحدود سرمایه داری و نه یک ویروس است.

شهر نیویورک است که تقریبا غیر قابل تشخیص از زمانی که جوان بودم. من انتظار نداریم که آن را به بیشتر غیر قابل تشخیص در پایان این. آن می تواند متفاوت باشد. این از نظر اخلاقی عجیب و غریب “محرک لایحه”—آنها آن را یک محرک بیل—آنها می تواند این پول به کسانی که در کسب و کارهای کوچک. اگر وجود دارد یک غول شرکت در حال انجام است که ضعیف چه کسی مراقبت کنید ؟ شما بیرون رفتن از کسب و کار. من بیشتر در رابطه با چگونه ما می دانیم این است که بیش از. من صحبت کردن درگیری—که من زندگی را—و همه آنها لغو شد. من فرض کنید مکان را بازگشایی اما هیچ کس نمی داند که. و این برای من بسیار سخت به تصور کنید که آنها در حال رفتن به قادر به نگه داشتن نیویورکی در داخل آپارتمان خود را برای یکی دیگر از سه ماه.

آن بوده است جالب برای دیدن سنبله در قدردانی برای افرادی که ضروری است برای نگه داشتن این شهرستان در حال اجرا مانند تحویل مردم و پرستاران است. من نمی دانم اگر شما تا به حال هفت ساعت و تشویق خارج از پنجره خود را هر روز است اما این تغییر دیدگاه خود را در این شغل است که بسیاری از ما را برای اعطا?

آپارتمان من چهره بنابراین من نمی چهره خیابان. اما من شنیده ام در این مورد. این پرستاران و پزشکان—من می دانستم که هرگز وجود این بسیاری از مقدس مردم, چرا که من آنها را نمی دانم. راه همان است که در یک نقطه خاص شما فکر می کنید واقعا وجود دارد بسیاری از این کودن ها? شوخی می کنی ؟ وجود این بسیاری از مردم که فکر می کنم که دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن در انجام یک کار خوب ؟

هر کس عمل مانند کار همان است. اجازه دهید من به شما اطمینان می دهم که برخی از انواع کار بسیار سخت و برخی از انواع کار بسیار سخت است. معمولا نه کار بسیار سخت ترین پاداشی. اما آن را همیشه بسیار سخت به یک پرستار است. آن را همیشه بسیار سخت به اورژانس-اتاق دکتر. شما ببینید این افراد در حال مصاحبه و آنها را به هجده ساعت در شیفت و سپس آنها را نمی توانید به خانه بروید چرا که آنها می ترسند به آن را به فرزندان خود و یا همسر خود را. آنها را ترک نمی کند.

وجود دارد و هر روز بخش هایی از زندگی شما فکر می کنم ممکن است تغییر کند ؟ مثل این بود که پایان دادن?

من نمی دانم. در اینجا چیزی است که من نمی دانم: هر چیزی که هر کسی فکر می کند خواهد شد اتفاق می افتد در زمانی که این است که بیش از همه خواهد بود اشتباه است. از جمله من که تا انتخابات دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن به حال یک باور استوار بود که من همیشه درست است. من یک سال تمام را صرف رفتن در سراسر کشور گفتن هزاران نفر از مردم “او صفر شانس برنده شدن است.” پس از آن من متوجه شدم نه تنها شما همیشه درست نیست—زمانی که شما در اشتباه هستند شما بدترین اشتباه شما احتمالا می تواند.

بنابراین من نمی دانم که آیا مردم خواهد لرزش دست یا نه لرزش دست. آن را بسیار جالب شما باید به ارمغان بیاورد که چون تا زمانی که این اتفاق افتاد من یکی از تعداد کمی از مردم هنوز هم در از دست دادن چرا که نفر بغل کردن. نمی آغوش من لطفا.

من نمی آن.

من خیلی شوکه هنگامی که در آغوش گرفتن آغاز شده است. من فکر کردم شما از ذهن خود را ؟ من قرار دادن دست من و مردم را در برای یک آغوش. این است که وقتی کسی را معرفی شما به کسی. من فکر می کنم این امر می تواند بزرگ اگر بغل کردن و یا متوقف شده است. بغل کردن ظاهرا کمتر ویروس تولید, از دست دادن, اما مسافرانی است که نوع خود را از سرایت.

شما صحبت های زیادی در مورد زندگی از طریق ایدز بیماری همه گیر در نیویورک در دهه هشتاد. آنها البته بسیار متفاوت بهداشت بحران اما شما ببینید که هیچ همپوشانی بین این و آن ؟

این است که هیچ چیز مانند ایدز ، اولین کسی که من می دانم که در اثر بیماری ایدز درگذشت در سال 1978. هنگامی که کسی به نام و به من گفت که او درگذشت من گفت: “منظورت چیست؟” من, مانند, بیست و هفت. در آن سن افرادی که من می دانستم که فوت شده مرگ از مواد مخدر. من می دانستم که شما می میرند و هروئین. اما ایدزدر آغاز آنها نمی دانند چه چیزی باعث آن بودند تا مردم را از آن آگاه وحشت زده بودند. آنها نمی دانند که چگونه مسری در آن بود. آن را نیز پس از یک دوره تاریخی قاعدگی در همه قسمت ها از جمله معدن. زمانی که آنها گفت: شما تا به حال به داشتن رابطه جنسی به این, خوب, شما می دانید که شما تا به حال با کسی.

اما شما نمی دانید که اگر کسی راه می رفت گذشته شما در خیابان دو ثانیه قبل و عطسه. این خیلی بی نظم.

نیز وجود دارد همه این واژگان جدید مانند “اجتماعی فاصله.” چه چیزی شما فکر می کنم که به عنوان یک عبارت ؟

این نه افسانه. به نظر من کلمه “اجتماعی” نباید در آن وجود دارد. فاصله گرفتن O. K. من بسیار بد در هر نوع از ریاضی تا اول من فکر کردم شش پا ؟ این است که چه ؟ O. K. که کسی که هشت اینچ بلندتر از شما.

شما فقط می توانید از فکر می کنم برای یک دوست.

مردم می ترسند از مردم است که برای اطمینان حاصل کنید. من رفت و به من لابی زیرا در حال حاضر شما باید برای رفتن به لابی برای دریافت روزنامه ها. و من راه می رفت در اطراف گوشه به پست الکترونیکی اتاق و یک پسر از یک آسانسور و او به دنبال در تلفن خود و تقریبا ضرب دیده به من. و من مثل شما فقط در آسانسور. می تواند به شما نگاه کردن است ؟ شما نه فاصله. Doormen وحشت زده از ما. آنها یک طناب در اطراف میز دربان. به نظر می رسد استودیو 54.

درست پس از شما انتظار می رود استیو Rubell به شما اجازه می در اگر شما پیراهن خود را خاموش ؟

“بیا من در لیست!” برخی از مردم می ترسند به دریافت ایمیل خود را. هر کس به من می گوید: “هنگامی که شما این بسته از آمازون, آیا شستن آن؟” نه من. من تو را دیدم یک پسر در اخبار شب دیگر توضیح میدهد که چگونه برای باز کردن یک بسته است. اول از همه او را ایستاده در حومه شهر, آشپزخانه, اندازه, Grand Central Station. “قرار دادن این مسائل بیش از وجود دارد.” اوه هیچ مشکل. “ترک آن را خارج از در حیاط خود را.” اوه O. K. من هم به شدت احساس میکنیم که این جمهوری خواهان هستند که هیجان زده است که این اتفاق می افتد به نیویورک است.

مغلوب ساختن پیشی جستن را تصویب امتیاز بود.

بله من دیدم که. به من که بی معنی است. من هم دیدم که روز گذشته او اعلام کرد که می خواهم شده است برخی از افزایش نظارت از قاچاقچیان مواد مخدر در مکزیک. من گفتم: “واقعا ؟ مکزیکی ها به ما مواد مخدر ؟ ما به آنها نیاز دارید! آیا آنها نیز باید ماسک و لباسهای? لطفا! و در راه خود را در انتخاب کنید تا یک زن و شوهر هواکش چرا که ما هیچ چیز در اینجا!”

این بحران نشان داده شده است به ما چیزی در مورد دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن است که ما نمی دانیم که قبل از ؟

هیچ. هر چیزی که می تواند به اشتباه با یک انسان اشتباه است با او. اما تنها خطرناک ترین چیزی که در مورد دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن است چگونه باور نکردنی احمق او است. آن را خطرناک ترین چیزی که در کسی است که مسئولیت اما در یک رئیس جمهور آن را خطرناک ترین چیز است.

اعتقاد مطلق خود را در خود آن چیزی است که رفتن به تغییر دهید. و از او مراقبت می کند. هنگامی که مردم می گویند او نشان داده نمی شود به اندازه کافی همدلی—او نمی داند آنچه در آن به معنی. هر زمان که او با استفاده از کلمه “عشق” که او گاهی اوقات من فکر می کنم از کلمه “جبر” از آنجا که من نمی دانم چه جبر است. من در زمان جبر 1 چهار بار به خاطر من شکست خورده آن را چهار بار و من هنوز هم نمی دانم چه جبر حتی معنی. من می دانم که این نمادها. و این چیزی است که عشق به معنی دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن.

نیویورک را به طور ناگهانی بسیج در سراسر فرماندار کومو و استفاده می شود شهردار de Blasio به عنوان یک کیسه مشت زدن. به عنوان کسی که بیشتر از یک فن از د Blasio از کومو چه چیزی شما فکر می کنم که ؟

خوب من نبوده و یک فن از د Blasio را در مدتی. من می توانید ببینید حق دور زمانی که د Blasio در حال اجرا بود که او آرام است. هر زمان که او در من همیشه رفتن “بیا! بیا!” به طوری که یک عیب است. شهردار نیویورک دوم-سخت ترین شغل در کشور بعد از رئیس جمهور و من هرگز فکر نمی کردم او به آن. اما قلب خود را در جای مناسب آن بوده است مدت زمان طولانی واقعا از شهردار در مورد مراقبت از مردم فقیر که وجود دارد zillions در نیویورک است. جهانی pre-K یک چیز عالی بود. گفتم به دوستان من “شما او را دوست ندارم چون او نمی تهیه کردن به شما. شما لازم نیست او را.”

اما او ثابت خود را به یک غفلت و احمقانه شهردار. در حال حاضر من در خشم او است که اجازه می دهد فرانکلین گراهام به مجموعه کسانی که چادر در پارک مرکزی. منظورم این ظالمانه است.

راست. آنها را داوطلبان موافق به چیزی که می گوید ازدواج بین یک مرد و زن ؟

من پیگیری برخی از مردم وحشتناک بنابراین فرانکلین گراهام من نگه داشته ام آهنگ از آنجایی که من او را دیدم ادای سوگند در جورج دبلیو بوش به ریاست جمهوری. من بزرگترین معتقد به جدایی کلیسا و دولت است. اگر کوه سینا گفت: ما نیاز به یک بیمارستان صحرایی و یا هر آنچه که آنها آن تماس بگیرید, سپس اجازه دهید کوه سینا برای آن پرداخت و آن را تا. اجازه دهید شهر نیویورک برای آن پرداخت. مالیات پرداخت می شود مهمان من. قرار دادن یک بیمارستان صحرایی. اما قرار نیست یک صلیب بر روی آن.

من می خواهم به بازگشت به کومو چون او چنین چاپلوسی برای نقش خود در این, و من کنجکاو هستم اگر شما فکر می کنم که آن را سزاوار.

او نسبت به مغلوب ساختن پیشی جستن و بنابراین به طور طبیعی او به نظر می رسد مانند آبراهام لینکلن. اول از همه تهمت بسیار تنبل است. من می توانم به شما بگویم همان راه بازیکنان بسکتبال می گویند “بازی به رسمیت می شناسد بازی” کاهلی به رسمیت می شناسد و کاهلی. این یک تنبل ، در واقع من این را می دانند. و اندرو کومو فوق العاده فرد ماهر و من فکر می کنم او در حال انجام یک کار خوب. او انجام یک کارکه مغلوب ساختن پیشی جستن است.

من به تماشای برخی از کومو را در کنفرانس های مطبوعاتی. برخی از آنها drive me crazy. زمانی که او می شود از حقایق و شروع به صحبت کردن در مورد مادر و برادرش که نوع folksiness—نیویورک نسخه folksiness—که من نمی ماند. که زمانی که من بسته تلویزیون خاموش. اما سوال اصلی این است: در جایی که او دریافت که کوتاه کردن مو ؟ من به تماشای او دیروز من به تماشای او امروز است. بین این دو بار او را قطع مو. وجود دارد برخی از راز haircutting محل که در آن شما مجاز به رفتن ؟ زیرا اگر چنین است من نیز نیاز به کوتاه کردن مو.

چه چیزی شما فکر می کنم جو بایدن باید انجام شود در حال حاضر ؟

من فکر می کنم او باید در خارج وجود دارد ، او ناپدید شد. همچنین بهره در انتخابات ناپدید شده است و این یک چیز خطرناک. نمی تواند مردم را بیش از یک چیز در یک زمان ؟

افکار خود را بر چه اصلی تبدیل شده است ؟

از همان ابتدا من بسیار افسرده بود. من کاملا یک حامی سرسخت الیزابت وارن. آن را بسیار غیر معمول به چنین نامزد خوب است. من متوجه شدم که او یک زن بود و این که برای رفتن به یک چیز بد برای او آن را به عنوان است برای همه ما. همچنین که او باهوش ترین و همواره چیزی است که آمریکایی ها نمی تواند ایستاده. بنابراین یک زن هوشمند با خودم فکر کردم واقعا خیلی شانس.

اما من کسی که بیزار برنی ساندرز. بله, من می خواهم به جای او بود که رئیس جمهور از مغلوب ساختن پیشی جستن. وجود دارد هیچ کس از من نمی خواهد به جای رئیس جمهور از دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن. اما برنی ساندرز خواهد بود نه خوب جمهور.

آیا شما فکر می کنم که همه گیر داده اعتبار بیشتر به استدلال خود برای مدیکر برای همه ؟

مدیکر برای همه—آن استفاده می شود به نام بیمه پزشکی—چیزی است که البته می تواند انجام شود. آنها باید آن را در سراسر اروپا است. می توان آن را به سرعت انجام می شود در این کشور ؟ هیچ. اما آن را پوچ ایده که بیمارستان ها باید کسب و کار. مردم می گویند: “اگر شما عشق خود را بیمه بهداشت و درمان”—چه کسانی است ؟ که دوست دارد خود را بیمه بهداشت و درمان? هیچ کس واقعا می خواهد بیمه بهداشت و درمان. مردم می خواهند سلامت مراقبت. آن را مانند هیچ کس می خواهد بیمه اتومبیل. آنها می خواهند یک ماشین.

من فکر می کنم محبوبیت برنی ساندرز فقط با خود فریاد می زدند که مردم به نظر می رسد به اشتباه برای برخی از مرتب کردن بر اساس فکری انرژی است. این درایو من دیوانه. و بسیاری از چیزهایی که او می گوید باید رایگان باشد من با او موافقم. بله! کالج عمومی باید رایگان باشد. آنها تا اواخر دهه هفتاد در نیویورک است. کسی به توضیح: دانشگاه آزاد بودند اما آنها برای پرداخت مالیات است. من مالیات و پرداخت به صورت رایگان و کالج ها. لطفا من را نمی مالیات و آن را به کارناوال کروز خط.

این برای تلفن های موبایل مانند برنی ساندرز پلت فرم ،

من با او موافقم. من موافقم با این ایده. اما اگر شما به درخواست من اگر او خوب خواهد بود و رئيس جمهور او را حتی خوب سناتور! او فقط yells. همچنین من همیشه فکر میکردم که چه نوع از شخص برگ نیویورک هنگامی که آنها هجده? مردم باید آمدن به نیویورک هنگامی که آنها هجده. و بسیاری از چیزهایی که در اشتباه هستند با نیویورک که در جلوگیری از بسیاری از مردم از آینده است که چگونه psychotically گران شده است—را باید تغییر داد. او هفتاد و هشت, درست است ؟ که در این سن شما باید به ورمونت. نیویورک را بسیار سخت جایی برای زندگی می کنند و من درک می کنم اگر در آن زمان مردم هفتاد و هشت آنها می تواند آن را ندارد. رفتن به ورمونت و هنگامی که شما وجود دارد را یک هجده ساله و قرار دادن آنها در یک اتوبوس و ارسال آنها را به نیویورک است.

آن را مانند برنی ساندرز برنامه تبادل.

راست. و اگر هجده ساله می گوید: “چه کسی می تواند استطاعت به زندگی در نیویورک؟” خوب شمااز آنجا که ما در حال رفتن به تغییر همه چیز را برای شما. من همیشه واقعا دوست نداشتند, جو بایدن, عمدتا به دلیل آنیتا هیل جلسات که من نمی باید یادآوری شود در طول Kavanaugh جلسات. من به یاد آن بسیار خوب است و من وحشت زده شد. و چون او دلاور به یک چاه مستراح از ربا. اما من خیلی خوشحال زمانی که او شروع به کسب درآمد. و این به نظر من غمگین بود. من فکر کردم این همان چیزی است که از آن می آیند. شما خوشحال هستید که جو بایدن برنده است.

به عنوان کسی که با یک سابقه طولانی از نفرت مایکل بلومبرگ ، چه چیزی شما را از انتخابات ریاست جمهوری در حال حاضر که آن را بیش از ؟

من هرگز فکر نمی کردم مایکل بلومبرگ به حال یک شانس گرفتن نامزدی. اول از همه Fran مانند برنی نمی کنم هر کسی باید پنجاه و هشت میلیارد دلار است. آن است که یک احمق مقدار پول برای یک فرد داشته باشد و باید آن را دور گرفته شده در مالیات است. هر زمان که آنها می گویند “او آن را به دست آورده”—هیچ کس را بدست آورده یک میلیارد دلار است. به شما در کسب پانزده دلار در ساعت است. “کسب” به معنای کار است. شما سرقت این نوع از پول است. این حیله. این مسخره است.

آیا شما را از لذت در دیدن است که تنها او موفق شد تونگا وجود دارد ؟

من. من نه به عنوان یک فرد به عنوان شما ممکن است تصور کنید. من او استدلال با دوستانم که گفت:, “آیا شما فکر می کنم او می تواند بهتر از دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن?” و من نگه داشت و گفت: “من فکر می کنم آن بهتر خواهد بود برای کشور به دونالد مغلوب ساختن پیشی جستن بود که دوباره رئیس جمهور و یا به کشور, سازمان دیده بان کسی خرید یک انتخابات ریاست جمهوری؟” من فکر می کنم که می تواند به همان اندازه مخرب برای کشور و من خوشحالم که او آن را دریافت.

صحبت از سابق نیویورک شهرداران آنچه اتفاق افتاده است به جولیانی? او همیشه این دیوانه?

من فکر نمی کنم او همیشه این بود, اما همیشه یک شم. این ایده که جولیانی شد برخی از مرتب کردن بر اساس از شهردار پوچ است. جولیانی اولین کسی بود که من به یاد داشته باشید که شروع این نوع سمی سیاست نوستالژی است که واقعا فقط نژادپرستی در هسته خود است. زمانی که جولیانی در حال اجرا بود برای شهردار برای اولین بار من نگه داشته و به مردم گفت: “آیا شما تماشای این تبلیغات از جولیانی که در واقع گفت: “رای من و آن خواهید بود 1950 دوباره’?” من از او متنفر بودم به عنوان یک شهردار. در تمام زمان من اینجا زندگی می کردند من فقط دوست داشتم دو شهرداران [جان] لیندسی و [دیوید] Dinkins.

اما در راه آنچه اتفاق می افتد به کومو است که تا حدودی مانند آنچه رخ داده به جولیانی. در روز 11 سپتامبر هنگامی که جولیانی شد “امریکا شهردار” دلیل آن این بود که رئیس جمهور پنهان شده بود. ما در حال حاضر کومو که نمی شم مثل جولیانی و رئیس جمهور پنهان است اما رئیس جمهور کاملا بی کفایت. من به شما تضمین می کنند که مغلوب ساختن پیشی جستن است خروشد در توجه کومو را گرفتن.

من می خواهم به تغییر موضوعات و درخواست شما کمی در مورد Toni Morrison. همه احساس از دست دادن اما تا حد زیادی به عنوان یک ادبی آیکون و یا به عنوان یک نویسنده آنها را دوست داشت. شما تجربه آن را به عنوان یک دوست. دو نفر از شما به نظر می رسد مانند یک زن و شوهر عجیب. چه کشید شما هم ؟

من از دست رفته ام Toni هر روز پس از درگذشت او بود. من شناخته شده بسیاری از مردم هوشمند در زندگی من, اما من فقط می دانستم که یک فرد عاقل که تونی. دوم ما ملاقات ما شد فوق العاده دوستان نزدیک. ما یک مطلب هم در سال 1978 که چگونه من او را ملاقات کرد.

شما استفاده می شود به صحبت با تلفن در هر روز است. چه نوع از همه چیز شما در مورد صحبت?

همه چیز. در Toni یادبود آنجلا دیویس وجود دارد و ما صحبت کردن در مورد چگونه Toni هرگز فکر نمی کردم کسی به جرم و جنایت. آیا شما به یاد داشته باشید منندز برادران محاکمه ؟ تونی که عاشق داستان های پلیسی و محاکمه و چیزهای مانند آن به من گفت که منندز برادران بی گناه بودند. یکی از آنها رفته بود به پرینستون برای پنج دقیقه که در طی آن زمان Toni او را ملاقات کرده بود. و تونی بود بسیار بهتر فرد نسبت به من. من ملاقات با کسی که لزوما من آنها را دوست دارم اما به Toni آن را ندارد. این منندز محاکمه یکی از اولین تلویزیونی محاکمات و تونی و من دیدم که هر روز در تلفن همراه. و آزمایشی آغاز شده و در ظهر به دلیل آن بود در L. A. من قرار بود به نوشتن البته و من فکر میکردم صرف تمام روز در تلفن تماشای تلویزیون اما باید O. K. چرا که پس Toni. و سپس متوجه شدم که Toni کردم تا در ساعت پنج صبح و دوازده او در حال حاضر انجام می شود یک روز کامل کار کند.

ما در مورد همه چیز صحبت کردیم. چهل سال از صحبت کردن است.

اگر شما می توانید از او بپرسید چیزی در حال حاضر آن چه خواهد بود ؟

“چگونه من باید فکر می کنم در مورد این Toni?” و منظور من فکر می کنم. نه “چه باید من احساس می کنم در این مورد؟” من می دانم که چه احساسی دارم. اما آنچه که راه راست را به فکر می کنم در این مورد ؟ چون ما مخالف بود در مورد همه چیز, و مقدار زیادی از زمان او ساخته شده من تغییر ذهن من. و هیچ کس دیگری ساخته شده است که من تغییر ذهن من.

tinyurlbitlyis.gdv.gdv.htclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.de

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>