چه داستان در مورد نژادی تروما ترک کردن

کتاب شاعر و مقاله نویس کتی پارک هنگ می کشد روزمره اثر تعصب در راه خوانندگان نمی تواند پشت سر بگذارید.

توسط NEWS-SINGLE در 8 اسفند 1398

توسط قلب است یک سری است که در آن نویسندگان به اشتراک گذاری و بحث در مورد خود را در تمام زمان های مورد علاقه معابر در ادبیات. دیدن مطالب از جاناتان Franzen, Amy Tan خالد حسینی ،

داگ مک لین

در جزئی احساساتاو اولین کتاب غیرداستانی نثر کتی پارک هنگ نشان دهنده یادگیری برای نوشتن در مورد مسابقه. در طول او خودش را از کار در برابر تاسف مثالی: روایت است که ارائه نژادی تروما به عنوان یک نوع کاتالیزور برای رشد شخصی است. در هنگ گفتن این فریم به دروغ به تصویر می کشد نژادپرستی به عنوان یک نیروی است که افراد می توانند از میان برداشتن اگر آنها به اندازه کافی سخت. همچنین capitulates به درک سفید مخاطبان است که به دنبال احساس درد است که نژاد پرستی inflicts تا کنون که بدون گرفتن بیش از حد ناراحت کننده است.

در یک گفتگو برای این سری هنگ بحث چگونه او تلاش می کرد با روند به نمایندگی از خود درد در صفحه. او توضیح داد که چگونه Susan Sontag قابل توجه کتاب در مورد درد از دیگران به او کمک کرد تا درک کنند که توصیفاتی از درد و رنج را می توان تقریبا مستهجن در طبیعت یک منبع پیچیده لذت برای خوانندگان که می خواهند به احساس ennobled توسط مواجهه با آنها. و او توضیح داد که چگونه او آموخته است که به نمایندگی از درد در راه است که مانع اطفاء شهوت با نگاه و رسالت خواننده. ترکیب جنبه های خاطرات, تاریخ و فرهنگی انتقاد او و در نتیجه کتاب حیله گر و دقیق و قدرتمند و عمیق اما هرگز به اشتباه به صورت "لذت بخش است."

هنگ به اصطلاح جزئی احساسات توصیف روزمره زمین که او الگوی در اکتشاف: احساسات مانند شرم و حسادت و خجالت و خستگی است که آمریکایی ها از رنگ به طور معمول تشویق به سرکوب در ادبیات و زندگی است. او نویسنده سه مجموعه شعر از جمله رقص رقص انقلاب و موتور امپراتوری. برنده بارنارد زنان شاعران جایزه گوگنهایم یاران و دیگر جوایز او شعر سردبیر جمهوری جدید و تدریس در دانشگاه راتگرز–Newark. او در صحبت با من از طریق تلفن.


کتی پارک هنگ: Susan Sontag کار شد و تاسیسات در حالی که من در حال نوشتن جزئی احساسات. کلمات او را نگه داشته من شرکت به من الهام بکند و من فکر می کنم عمیق تر نامید platitudes است که ما بدون شک قبول. من برای اولین بار شروع به خواندن او با وسواس سال پیش در زمانی که من به فکر تعویض ژانرهای از شعر به نثر. من یک شاعر و شاعران تمایل به احساس آن را ضروری است که هر کلمه هدر نمی رود. هنگامی که ما فکر می کنم از aphoristic نوشتن در غیرداستانی ما فکر می کنم از Sontag و من فقط در تلاش بود برای نوشیدن در سبک خود را—توانایی او برای گرفتن ایده های پیچیده و بیان آنها با چنین وضوح و قدرت.

من برای اولین بار جزئیات Sontag را در مورد درد دیگران را در تمامیت آن زمانی که من راه اندازی شد برای نوشتن یک مقاله در دوریس سلکدو هنرمند است که باعث می شود تاسیسات مورد کلمبیایی که ناپدید شد 20 سال پیش. در آن زمان من فکر کردن در مورد این ایده از هنر به عنوان شاهد یا شعر به عنوان شاهد. اما فکر کردن در مورد سلکدو من شروع به تعجب آنچه در آن به معنی یک شاهد هنگامی که ما در یک نظارت فرهنگ که در آن ما در حال تماشا در همه زمان و جایی که ما نیز تمام وقت و زمانی که شاهد عینی حساب توییتی ثانیه پس از یک فاجعه است. در هنرمن شروع به تعجب تحمل است شاهد کافی است ؟

که زمانی که من در مورد درد از دیگران است. یک نقل قول خاص با من ماند: "به نظر می رسد که اشتها برای, تصاویر, نشان دادن بدن درد است به عنوان مشتاق تقریبا به عنوان تمایل برای آنهایی که نشان می دهد بدن برهنه."

برای من نقل قول متبلور این مفهوم است که ما به عنوان انسان این میل مقاومت ناپذیر برای دیدن خشونت به دلیل آدرنالین احساس وحشت آن را به ما می دهد بدون هیچ گونه عواقب. من فکر کردن در مورد این ایده در رابطه با خودم—به عنوان یک شاعر از رنگ به عنوان یک فرد از رنگ به عنوان یک زن—چون به عنوان کسی که می نویسد: در فرهنگ آمریکایی من استعداد اندازه گیری توسط من چقدر صدمه دیده در صفحه.

از سن و سال من بود و همیشه آگاه باشید که نژادی تروما است aestheticized و جشن گرفته می شود. و هنگامی که من برای اولین بار شروع به نوشتن شعر وجود دارد این فشار به نوشتن در مورد سابقه خانوادگی. اما نیز وجود دارد و این انتظار وجود دارد که میتواند این صدمه دیده است که نیاز به بررسی شود. و سوال من این بود که همیشه چرا این صدمه دیده است و این است که صدمه دیده است نوشته شود ؟ زمانی که من دست و پنجه نرم کردن با این پرسش Sontag همیشه ارائه پاسخ و یا نقشه برداری سردرگمی من در راه است که من در بر داشت لذت بخش است. چرا که در طول تمام آثار مفصل, Sontag همیشه کشتی با اخلاقی سوال از آنچه در آن به معنی دیدن است. به نمایندگی از درد کافی نیست.

زمانی که من مشغول به کار بود در مقالات در جزئی احساساتمن آگاه از این واقعیت است که وجود دارد خواهد بود انتظار آن است که من می خواهم به نوشتن در مورد خود من نژادی تروما به عنوان یک زن آمریکایی. و بنابراین در نوشتن در مورد خود من زندگی می کردند واقعیت آن است که بسیار مهم است برای من به سوال من در بازتولید این روایات نژادی تروما ، آن را به سیر اشتها یک شهروند آمریکایی مخاطب یا سفید مخاطبان—به آنها اجازه می دهد برای گرفتن یک سواری در واقعیت من قبل از ورود در برخی از نوع خود تاکید?

Sontag بود و کلام در تعریف این رویکرد کمک به من به طرح افکار من پشت این کتاب است. در فصل 3 در مورد درد دیگراناو می نویسد که "به عکس به قاب به قاب است به حذف." در یک مفهوم جزئی احساسات بسیار است نوشتن در مورد نژادی تروما اما در مورد راه نژادی تروما شده است قاب و چه شده است و از مطالعه حذف شدند که فریم. البته لازم است که شما را به نوشتن در مورد درد خود را. اما در صورتی که داستان شکل گرفته است را برای شما دوباره و دوباره و دوباره, چگونه می توانم شما در مورد نوشتن است که در خارج از قالب نسبت به چیزی که نزدیک به خود را در زندگی تجربه است ؟

در کتاب من وجود دارد یک مقاله که در آن من نوشتن در مورد L. A. شورش و درگیری بین کره ای و آمریکایی و آمریکایی های آفریقایی تبار. من نوشتن در مورد رادنی کینگ ضرب و شتم و چگونه گردش خون آن ساخته شده آن را تقریبا بیش از حد آسان به نگاهی به یک جسم سیاه در درد—که در بدن تبدیل به یک منظره مصرف می شود. بسیاری از نژاد علما و سیاه و سفید درخشان متفکران مانند Saidiya هارتمن در حال حاضر نوشته شده در مورد این پدیده است. هر چند Sontag نیست این نما به عنوان یک راه حل کامل مشکل ما به عنوان voyeurs زمانی که ما نگاهی به تصاویر از خشونت و قساوت او می پرسد چه معنی است اگر چنین به دنبال ساخته شده بودند و بیشتر دشوار است.

من فکر زیادی در مورد که من در حال نوشتن—من نمی خواهم برای گفتن یک داستان و یا یک سری از داستان های تاریخی در مورد جنایات است که خواننده می تواند در دریافت و از راحتی است. من می خواستم به همچنین بینندگان خود قرار داده و در همان نقشه از درد و رنج است که اتفاق می افتد. هدف این بود که به فراتر از تحمل شهادت و به جای آن بیننده را پاسخگو باشد.

چگونه می توان در انجام این کار ؟ من نمی دانم اگر من موفق در کتاب من, اما من نوشتن در مورد دیگر نویسندگان و هنرمندان که مانند سلکدو. او این تاسیسات از میز و صندلی و کمد و آنها همه نوع مشخص شده و اب و هوای. آن را در مورد اموال از افرادی که به قتل رسیده اند و توسط کلمبیا شبه نظامی دولت. اما آنچه باعث می شود کار خود را نه احساسی و عاطفی است که هیچ بدن. بیننده نمی تواند سیرچشم با ارائه بصری درد. به جای آنچه شما احساس عجیبی حس از دست دادن و از آنجا که نبود. عکس نمی گرفتن تاثیر کامل خود کار می کنند. شما واقعا باید به وجود دارد در فرد است. و در عین حال او ایجاد آثار هنری به طوری که شما احساس می کنید فاصله بین شما و قربانیان. شما را در درک که شما هرگز نمی تواند واقعا درک از دست دادن اعضای خانواده این طریق رفت.

آن را دشوار است به ایجاد که همان درد دورى اثر در نوشتن. یکی از چیزهایی است که من با نقد این است که کل وزارت امور خارجه "نشان می دهد نگویید" ارتدکسی که بر کلیت داستان است. به نظر من این رویکرد را قادر می سازد یک فرم از اطفاء شهوت با نگاه, که در آن شما فقط مرتب کردن بر اساس در کابین خلبان از شخصیت آگاهی و شما را وادار به نوع cinematically دیدن آنچه که آنها در حال دیدن بدون اینکه قطع شده خود را editorializing. این اجازه می دهد تا خواننده را به یک نوع تطهیر در پایان قبل از خروج از این کتاب است.

من سوال است که رویکرد من در مورد نوشت: برای مثال در نژاد پرستی که من رو به عنوان یک بچه. به جای فقط نشان می دهد خواننده را از آنچه اتفاق افتاده است—اجازه دیدن خواننده درد و در آن بخیسانید و آن را در قرار داده و سپس این کتاب را—من می توانم در یک مقدار زیادی از گفتن کالبدشکافی و تجزیه و تحلیل. به جای فقط توصیف آن evocatively من باید به تجزیه و تحلیل آن را به مرگ و قرار دادن آن در یک بزرگتر بافت تاریخی. وجود دارد بسیاری از نمایشگاه. آن را در مورد تبدیل داخل به خارج است.

من سعی کردم به نمایش در کتاب من است که برخی از تجارب نژادی تروما در واقع کاملا دنیوی است. نژادپرستی معمولی و روزمره و حتی پیش پا افتاده بخشی از ساختار نژادپرستانه در جامعه ما در آن ساکن است. تصاویر استثنایی نژادی تروما می تواند گاهی اوقات نشان می دهد به خوانندگان است که نژاد پرستی به خودی خود فوق العاده است و بسیار نادر است و نه یک واقعیت روزمره برای میلیون ها نفر از مردم است.

روایت است که در پایان برخی از نوع فردی پیروزی یا احیاء نمی ترک اتاق را برای همه از این دیگر دقیقتر کاملا خوانا احساسات—احساس شرم و سوء ظن به مالیخولیا. اما این احساسات هستند و برای مردم رنگ برای هر کسی که در حاشیه موقعیت های زندگی در یک کشور که در آن خود واقعیت دائما gaslit توسط یک فرهنگ غالب است که می گوید داستان های خود را برای آنها. یا اجازه نمی دهد آنها را به داستان های خود را بگویید.

اکثر آمریکایی ها تنها می تواند درک نژادی تروما به عنوان یک منظره. چه چیزی نشان داده نمی به اندازه کافی است, استرس مداوم از آن انتظار. این چیزی است که من می خواستم برای واقعی را در اینجا: روزمره اثرات روانی به جای "این اتفاق افتاد و من یک قربانی است."

ما می خواهیم به شنیدن آنچه که شما فکر می کنم در مورد این مقاله. ارسال یک نامه به سردبیر و یا ارسال به letters@theatlantic.com.



tinyurlis.gdv.gdv.htu.nuclck.ruulvis.netcutt.lyshrtco.detny.im